• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

نقش واکسن اچ‌پی‌وی در کاهش مرگ‌ و میر ناشی از سرطان دهانه رحم

۸ آذر ۱۴۰۳، ۱۹:۱۰ (‎+۰ گرینویچ)

یک پژوهش جدید نشان می‌دهد مرگ‌ و میر ناشی از سرطان دهانه رحم در میان زنان جوان آمریکایی به‌طور قابل توجهی کاهش یافته است. این موضوع می‌تواند نویددهنده تحولات مثبتی در آینده باشد، به‌ویژه اگر نرخ واکسیناسیون ویروس پاپیلومای انسانی، موسوم به اچ‌پی‌وی (HPV)، افزایش یابد.

بر اساس این مطالعه که در مجله جاما منتشر شده، مرگ‌ و میر ناشی از سرطان دهانه رحم در میان نخستین گروه از زنانی که در سال ۲۰۰۶ واجد شرایط دریافت واکسن اچ‌پی‌وی بودند، به‌شدت کاهش یافته است.

آشیش دشموک، متخصص اپیدمیولوژی در دانشگاه پزشکی کارولینای جنوبی، در همین رابطه گفت: «ما فرض کردیم که با گذشت حدود ۱۶ سال از تزریق واکسن، شاید اکنون بتوانیم اثر اولیه آن را بر میزان مرگ‌ و میر ناشی از سرطان دهانه رحم مشاهده کنیم، و دقیقا همان چیزی را که انتظار داشتیم، دیدیم.»

نکات کلیدی پژوهش

در این تحقیق، آمار مربوط به مرگ‌ و میر ناشی از سرطان دهانه رحم برای زنان زیر ۲۵ سال در بازه زمانی ۱۹۹۲ تا ۲۰۲۱ بررسی شد. تحلیل‌ها نشان داد که از سال ۱۹۹۲ تا ۲۰۱۵، مرگ‌ و میر در هر دوره سه‌ ساله، حدود چهار درصد کاهش داشته است.

در سال‌های ۲۰۱۶ تا ۲۰۲۱، این عدد به بیش از ۶۰ درصد رسید و نرخ مرگ‌ و میر به ۰.۰۰۷ مورد در هر ۱۰۰ هزار نفر کاهش یافت.

این کاهش قابل توجه با زمان‌بندی موجود در خصوص تاثیر احتمالی واکسیناسیون اچ‌پی‌وی هم‌زمان است.

امیلی برگر، اقتصاددان سلامت در دانشگاه اسلو، در این زمینه گفت: «این کاهش چشمگیر در زمانی رخ داده که انتظار می‌رفت تاثیر واکسیناسیون دیده شود. این مطالعه نشان می‌دهد که واکسن‌ها در کاهش مرگ‌ و میر نقشی کلیدی دارند.»

این یافته‌ها از آن جهت حائز اهمیت هستند که کاهش مرگ‌ و میر تنها در میان زنان جوان مشاهده شده است.

به گفته آشیش دشموک، سرطان دهانه رحم در این گروه سنی هنوز بسیار نادر است، اما هنگامی که به گروه‌های سنی بالاتر مانند زنان ۳۰ و ۴۰ ساله نگاه می‌کنیم، شیوع آن بسیار بیشتر است.

او تاکید کرد به شرط بهبود نرخ واکسیناسیون، تاثیری که اکنون مشاهده شده، پیش‌نمایشی از آن چیزی است که ممکن است در ۲۰ تا ۳۰ سال آینده دیده شود.

در آینده چه باید کرد؟

نتایج این مطالعه نشان‌دهنده تاثیر مثبت واکسن اچ‌پی‌وی در کاهش مرگ‌ و میر ناشی از سرطان دهانه رحم است.

این واکسن از ابتلا به شش نوع سرطان مرتبط با اچ‌پی‌وی، از جمله سرطان‌های دهانه رحم، واژن، مقعد و گلو جلوگیری می‌کند.

مطالعه دیگری که در ماه ژوئن در مجله ملی سرطان‌شناسی منتشر شد، نشان داد هیچ موردی از سرطان دهانه رحم در میان زنانی که واکسن اچ‌پی‌وی را در سن ۱۲ یا ۱۳ سالگی دریافت کرده بودند، مشاهده نشده است.

این شواهد بر ضرورت افزایش آگاهی و ارتقای نرخ واکسیناسیون تاکید دارد تا تاثیرات بلندمدت این واکسن در گروه‌های سنی بالاتر نیز مشاهده شود.

Banner
Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

آمریکا شبکه‌های مرتبط با پسر علی شمخانی و حزب‌الله لبنان را تحریم کرد
۱

آمریکا شبکه‌های مرتبط با پسر علی شمخانی و حزب‌الله لبنان را تحریم کرد

۲

نفوذ جمهوری اسلامی و کارزار جمع‌آوری کمک‌های مالی شیعیان کشمیر پس از کشته شدن خامنه‌ای

۳
تحلیل

وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است

۴

فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

۵

اعتراف مقام سابق جمهوری اسلامی به نارضایتی، شکاف نسلی و نقش آن در اعتراضات دی ۱۴۰۴

Banner

انتخاب سردبیر

  • ترامپ در راه رسیدن به توافقی بهتر از برجام با چه موانعی روبه‌روست؟
    تحلیل

    ترامپ در راه رسیدن به توافقی بهتر از برجام با چه موانعی روبه‌روست؟

  • اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

    اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

  • وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است
    تحلیل

    وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است

  • فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

    فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

  • سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»
    روایت شما

    سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»

  • هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند
    اختصاصی

    هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند

•
•
•

مطالب بیشتر

کشف طوفان‌های نامنظم ژئومغناطیسی در قطب‌های سیاره مشتری

۷ آذر ۱۴۰۳، ۱۷:۰۰ (‎+۰ گرینویچ)

پژوهش‌گران طوفان‌های ژئومغناطیسی عظیمی را در قطب‌های مشتری شناسایی کردند که به اندازه زمین و شبیه به گردباد هستند و در بازه‌های زمانی کوتاه، ظاهر و سپس ناپدید می‌شوند. این پدیده با میدان مغناطیسی مشتری ارتباط دارد و دانشمندان را به مطالعه عمیق‌تر این سیاره واداشته است.

تصاویر فرابنفش گرفته شده از مشتری، طوفان‌های ژئومغناطیسی در قطب‌های این سیاره را نشان می‌دهند که به اندازه زمین هستند.

این پدیده که نخستین‌ بار توسط تلسکوپ فضایی هابل در دهه ۱۹۹۰ شناسایی شد، اکنون با بررسی تصاویر جدید از سوی پژوهش‌گران در مقاله‌ای در مجله نیچر استرونومی، بار دیگر مورد توجه قرار گرفته است.

این طوفان‌ها که به‌صورت «بیضی‌های تاریک فرابنفش» پدیدار می‌شوند، بیشتر در قطب جنوبی مشتری دیده شده‌اند و به نظر می‌رسد با فرآیندهای پیچیده‌ای در میدان مغناطیسی این سیاره مرتبط باشند.

این طوفان‌ها تنها در طول‌موج‌های فرابنفش قابل مشاهده‌ هستند و به دلیل جذب بیشتر نور فرابنفش نسبت به مناطق اطراف، به‌صورت لکه‌های تاریک ظاهر می‌شوند. آن‌ها در لایه‌ای از مه در قطب‌های مشتری قرار دارند و در مناطقی زیر شفق‌های قطبی این سیاره تشکیل می‌شوند.

تصاویر گرفته‌ شده توسط هابل بین سال‌های ۱۹۹۴ تا ۲۰۲۲، هشت طوفان تاریک در قطب جنوبی و تنها دو گردباد مشابه در قطب شمالی را نشان داده‌اند.

ساز و کار تشکیل طوفان‌ها

پژوهش‌گران معتقدند این بیضی‌های تاریک از سوی گرداب‌هایی در لایه یونوسفر مشتری به وجود می‌آیند. میدان‌های مغناطیسی مشتری در این لایه‌ها با اصطکاک روبرو می‌شوند و گرداب‌هایی ایجاد می‌کنند که مه‌های قطبی را به هم می‌زنند و تراکم آن‌ها را به ۵۰ برابر بیشتر از حد معمول می‌رسانند.

شی ژانگ، یکی از نویسندگان این مقاله، گفت: «این تراکم مه احتمالا ناشی از دینامیک چرخشی طوفان‌هاست و نه واکنش‌های شیمیایی ناشی از ذرات پر انرژی در جو بالایی.»

مشاهدات همچنین حاکی از آن است که این طوفان‌ها طی یک ماه شکل می‌گیرند و در عرض چند هفته از بین می‌روند.

مایکل وونگ، نویسنده ارشد این مقاله، معتقد است مطالعه ارتباط میان لایه‌های مختلف جو در سیاراتی مانند مشتری و زمین یا سیارات فراخورشیدی از اهمیت فراوانی برخوردار است.

این پژوهش نه تنها برای رسیدن به درک بهتری از جو مشتری یاری می‌رساند، بلکه چشم‌اندازهای جدیدی برای مطالعه ساختارهای جوی و میدان‌های مغناطیسی در سیارات دیگر ارائه می‌دهد.

نسبت افزایش سن با خودخواه شدن؛ ۷ تغییر نامحسوس نشانگر رفتار خودخواهانه

۷ آذر ۱۴۰۳، ۱۶:۴۱ (‎+۰ گرینویچ)

کاهش همدلی و افزایش توقعات از دیگران از جمله نشانه‌های نامحسوسی هستند که می‌توانند نشان‌دهنده گرایش افراد به خودخواهی در پی افزایش سن آنان باشند. این تغییرات رفتاری معمولا به‌تدریج و بدون آگاهی افراد رخ می‌دهند.

آوا سینکلر، ورزشکار سابق و متخصص حوزه سلامت ذهن، در مطلبی در پرسنال برندینگ بلاگ نوشت با افزایش سن، شخصیت و منش ما دست‌خوش تغییراتی می‌شود. برخی از این تغییرات مثبت و سازنده هستند، اما گاهی ممکن است در مسیری قرار بگیریم که با ارزش‌های اصیل ما هم‌خوانی ندارد.

خودخواهی یکی از این تغییرات نامطلوب است که می‌تواند به‌تدریج و به‌طور نامحسوس در رفتار ما نفوذ کند.

تشخیص به‌موقع این تغییرات می‌تواند به ما کمک کند تا پیش از آنکه به عادت‌های ماندگار تبدیل شوند، آن‌ها را اصلاح کنیم.

سینکلر که سال‌ها تجربه ورزش حرفه‌ای و مطالعه در حوزه ذهن‌آگاهی را دارد، با نگاهی دقیق به رفتار خود و دیگران، هفت نشانه ظریف از گرایش به خودخواهی در سنین بالاتر را شناسایی کرده‌ است.

به باور او، آگاهی از این نشانه‌ها به ما کمک می‌کند تا مرز میان چالش‌های طبیعی زندگی و تغییرات نامطلوب شخصیتی را بهتر تشخیص دهیم.

اگر این نشانه‌ها را در خود می‌بینید، شاید زمان آن رسیده که نگاهی عمیق‌تر به درون خود بیندازید و در مسیر زندگی‌تان بازنگری کنید.

کاهش همدلی

با گذر سال‌ها، تجربه‌های زندگی معمولا به ما می‌آموزند که دیگران را بهتر درک کنیم و مهربان‌تر باشیم. اما گاهی مسیر زندگی به گونه‌ای دیگر رقم می‌خورد و به جای «نرم‌تر» شدن، «سخت‌تر» می‌شویم.

در این حالت، توانایی ما برای درک احساسات دیگران کم‌رنگ می‌شود و بی‌توجهی به حال و روز آن‌ها در ما افزایش می‌یابد.

این کاهش همدلی اغلب آرام و نامحسوس رخ می‌دهد؛ شاید دیگر مانند گذشته برای دلداری دوستان پیش‌قدم نمی‌شوید، یا مشکلات اطرافیان چندان توجه‌تان را جلب نمی‌کند. این تغییر لزوما از روی قصد و نیت نیست، بلکه از رشد خودمحوری حکایت دارد.

این تغییر رفتار محدود به روابط شخصی نمی‌ماند و می‌تواند در تمامی جنبه‌های زندگی، از محیط کار گرفته تا نگاهمان به مسائل اجتماعی، رسوخ کند.

بخشندگی مشروط، وقتی سخاوت رنگ خودخواهی می‌گیرد

عجیب است، اما گاهی افزایش سخاوت می‌تواند نشانه‌ای از رشد خودمحوری باشد.

در نگاه نخست این دو ویژگی متضاد به نظر می‌رسند، زیرا معمولا بخشندگی را با ازخودگذشتگی می‌شناسیم؛ اما نکته کلیدی در نیت و انگیزه‌ای نهفته است که پشت این سخاوت پنهان شده‌.

برخی افراد با گذر زمان، از بخشندگی همچون ابزاری برای «دستکاری» دیگران یا تقویت حس خودبزرگ‌بینی‌شان بهره می‌گیرند.

آن‌ها می‌بخشند، اما در پس این بخشش، انتظار دریافت چیزی را دارند، خواه سپاسگزاری باشد، خواه تحسین و ستایش یا جبران محبت در آینده.

در این شکل از سخاوت، تمرکز بیشتر روی بخشنده است تا گیرنده. هدف اصلی، خشنودی از خود یا ایجاد اهرم فشار بر دیگران است، نه کمک واقعی به آن‌ها. این نوع بخشندگی، در حقیقت، نوعی سرمایه‌گذاری عاطفی برای دستیابی به منافع شخصی است.

توقع بیجا، وقتی سن را بهانه می‌کنیم

با بالا رفتن سن، گاهی این باور در ما شکل می‌گیرد که به خاطر سال‌های عمری که پشت سر گذاشته‌ایم، جهان به ما بدهکار است. این حس طلبکاری از زندگی می‌تواند نشانه‌ای از رشد خودمحوری باشد.

ممکن است به دلیل سن و تجربه‌ای که داریم، یا خردی که گمان می‌کنیم اندوخته‌ایم، انتظار رفتار ویژه‌ای از دیگران داشته‌ باشیم؛ شاید بی‌آنکه تلاشی کرده‌ باشیم، خود را شایسته برخی امتیازات بدانیم، یا گمان کنیم خواسته‌های ما باید همیشه در اولویت قرار گیرند.

البته این بدان معنا نیست که نباید خود را لایق چیزهای خوب بدانیم، اما وقتی این حس استحقاق به روابطمان آسیب می‌زند یا باعث می‌شود رفتارهای نادرست خود را توجیه کنیم، زمان آن رسیده که واقع‌بینانه‌تر به خود نگاهی بیندازیم.

توقعات بیش از حد می‌تواند به سرخوردگی و تنش در روابط بینجامد. این حس می‌تواند ما را از دیگران دور کند و مانع از آن شود که ارزش سازش و احترام دوطرفه را درک کنیم.

دیگر شنونده خوبی نیستیم

آیا می‌دانستید مغز ما چهار برابر سریع‌تر از سرعت حرف زدنمان فکر می‌کند؟ این ظرفیت اضافی ذهن مانند باند خالی یک بزرگراه است که می‌تواند به خوبی مورد استفاده قرار گیرد یا هدر رود.

متاسفانه با افزایش سن، برخی از ما به جای استفاده از این ظرفیت برای درک بهتر دیگران، آن را صرف غرق شدن در افکار خود می‌کنیم.

خوب گوش دادن فقط شنیدن کلمات نیست، درک عمیق احساسات گوینده و همدلی با اوست. اگر متوجه شده‌اید که در گفت‌وگوها بیشتر به فکر پاسخ خود هستید یا مدام صحبت را به سمت خودتان می‌کشانید، شاید نشانه‌ای از رشد خودمحوری باشد.

این عادت به ظاهر کوچک می‌تواند به مرور زمان روابط را فرسوده کند. وقتی خوب گوش نمی‌دهیم، در واقع به طرف مقابل می‌گوییم که افکار و دیدگاه‌های او برای‌ ما چندان مهم نیستند.

فریب رضایت، وقتی از رشد باز می‌مانیم

زندگی سفری است بی‌پایان برای آموختن و رشد کردن. اما گاهی با بالا رفتن سن، در دام خرسندی از خود می‌افتیم و گمان می‌کنیم همه آنچه باید بدانیم را می‌دانیم و به اندازه کافی رشد کرده‌ایم.

این ایستایی می‌تواند زمینه‌ساز خودخواهی باشد. کم‌کم به این باور می‌رسیم که تنها راه درست، راهی است که ما می‌رویم و بی‌آنکه به دیدگاه‌ها و اندیشه‌های تازه فرصت بدهیم، آن‌ها را نادیده می‌گیریم.

این رفتار نه تنها مانع رشد شخصی ما می‌شود، بلکه به روابطمان نیز آسیب می‌زند؛ فضایی از غرور و بی‌اعتنایی به نظرات دیگران ایجاد می‌کند که نتیجه‌ای جز دلخوری و فاصله گرفتن دیگران از ما به همراه ندارد.

خوب است به یاد داشته‌ باشیم که هیچ‌کس آنقدر نمی‌داند که نیازی به آموختن نداشته‌ باشد و هیچ‌کس آنقدر رشد نکرده که دیگر جایی برای بهتر شدن نداشته‌ باشد.

خلوت‌گزینی افراطی، مرز باریک میان آرامش و انزوا

گرچه گاهی خلوت کردن با خود برای بازیابی انرژی و خودکاوی ضروری است اما میل شدید به تنهایی می‌تواند نشانه‌ای از رشد خودمحوری باشد.

این تنهایی‌طلبی مفرط، بیش از آنکه به خودشناسی و آرامش بینجامد، می‌تواند زمینه‌ساز خودخواهی شود. ممکن است کم‌کم به این باور برسیم که تنها راه درست زندگی، راهی است که ما برگزیده‌ایم و بی‌آنکه به دیدگاه‌های دیگران توجه کنیم، آن‌ها را نادیده بگیریم.

این رفتار فراتر از محدود کردن رشد فردی، به روابط ما نیز آسیب می‌رساند و فضایی از غرور و بی‌اعتنایی ایجاد می‌کند که سرانجامش رنجش دیگران و گسستن پیوندهای عاطفی است.

مهم است که میان نیاز سالم به خلوت و انزوای ناسالم تعادل برقرار کنیم. باید از خلوت همچون پلی برای بازگشتی پربارتر به جمع بهره ببریم، نه آنکه از آن دیواری برای جدا کردن خود از دیگران بسازیم.

راحت‌طلبی، وقتی آسایش را به تعهد ترجیح می‌دهیم

با بالا رفتن سن، طبیعی است که در پی زندگی راحت‌تری باشیم. اما وقتی این راحت‌طلبی از تعهداتمان پیشی می‌گیرد، می‌تواند نشانه‌ای از رشد خودمحوری باشد.

شاید متوجه شده‌اید که به‌راحتی قرارها را لغو می‌کنید، تنها به این دلیل که با آسایشتان جور در نمی‌آید. این رفتار در نگاه نخست شاید چندان مهم به نظر نرسد، اما کم‌کم می‌تواند شما را به فردی غیرقابل اعتماد تبدیل کند که به وقت و احساسات دیگران بی‌توجه است.

این تغییر تدریجی در اولویت‌ها می‌تواند به‌مرور روابط را فرسوده کند. وقتی آسایش خود را مهم‌تر از تعهداتمان می‌دانیم، در واقع به دیگران می‌گوییم که راحتی ما از انتظارات آن‌ها مهم‌تر است.

باید به یاد داشته‌ باشیم که گاهی بهترین لحظات زندگی درست زمانی رقم می‌خورد که از دایره راحتی خود بیرون می‌آییم و به تعهدات‌مان پایبند می‌مانیم.

مسیر شناخت و رهایی از خودخواهی

در حالی که به نشانه‌های رشد خودخواهی می‌پردازیم، باید به یاد داشته‌ باشیم که این رفتارها از شخصیتی معیوب سرچشمه نمی‌گیرند، بلکه اغلب ریشه در عوامل روانی و عاطفی عمیق‌تری دارند.

خودخواهی گاه همچون سپری دفاعی عمل می‌کند تا از ما در برابر تهدیدهای احتمالی، چه جسمی، چه عاطفی و چه اجتماعی، محافظت کند.

این رفتار می‌تواند از احساس ناامنی، ترس یا زخم‌های کهنه برخیزد. گاه نیز آن را از تجربه‌های اولیه زندگی یا از الگوهای مهم زندگی‌مان آموخته‌ایم.

برای برخورد موثر با رفتار خودخواهانه، باید ریشه‌های آن را بشناسیم. خودآگاهی را می‌توان نخستین گام دانست. وقتی این نشانه‌های ظریف را در رفتار خود تشخیص می‌دهیم، در واقع گامی شجاعانه به سوی خودشناسی و رشد برمی‌داریم.

اما تنها به شناخت و درک نمی‌توان بسنده کرد. برای تغییر باید دست به کار شویم. این کار می‌تواند شامل به چالش کشیدن باورها و نگرش‌های کنونی‌مان، آموختن شیوه‌های تازه ارتباط با دیگران، یا در صورت نیاز، بهره گرفتن از کمک متخصصان باشد.

بدن پس از ۵۰ سالگی؛ نمایش قدرت و زیبایی ۵۰۰ زن در یک پروژه عکاسی

۶ آذر ۱۴۰۳، ۱۴:۰۰ (‎+۰ گرینویچ)

۵۰۰ زن استرالیایی بالای ۵۰ سال در یک پروژه عکاسی برهنه هنری-اجتماعی مشارکت کردند تا کلیشه‌های رایج را درباره پیری و زیبایی زنان به چالش بکشند.

پروژه «بدن پس از ۵۰ سالگی» که در واکنش به نگاه تبعیض‌آمیز جامعه به بدن زنان سالمند شکل گرفته، تلاش می‌کند تصویری واقعی‌تر از زیبایی و تنوع بدن‌های زنان در سنین بالا ارائه دهد.

به گزارش گاردین، این پروژه که از سال ۲۰۱۸ آغاز شده، به جنبشی برای مقابله با خودسانسوری و پذیرش تغییرات طبیعی بدن تبدیل شده است.

پونچ هاکس، عکاس ۷۷ ساله و جین اسکات، مدیر هنری ۶۲ ساله، این پروژه را در استودیویی در ملبورن با استقبالی فراتر از انتظار آغاز کردند؛ به طوری که زنان از ایالت‌های مختلف برای شرکت در آن سفر می‌کردند.

شرایط مشارکت محدود به سن بالای ۵۰ سال و هویت زنانه بوده است. به شرکت‌کنندگان این اختیار داده شده که درباره نمایش چهره‌شان در عکس تصمیم بگیرند؛ هر چند پیشاپیش از احتمال انتشار تصاویر در فضای مجازی مطلع شده بودند.

حدود یک‌سوم زنان تصمیم گرفتند با چهره‌ای آشکار در عکس‌ها حضور یابند.

تجربه‌ای از درون دوربین

هاکس از لحظه مواجهه با تصویر خود می‌گوید: «وقتی پشت کامپیوتر نشستم و فایل را در فتوشاپ باز کردم، بلافاصله متوجه شدم که این تجربه متفاوت از آنچه انتظار داشتم خواهد‌ بود. سریع برنامه را بستم اما این رویارویی، چالشی عمیق برای من ایجاد کرد.»

تجربه شخصی و رویکرد منحصربه‌فرد هاکس در مواجهه با حساسیت موضوع، عنصری کلیدی در موفقیت پروژه بود.

او در هر جلسه عکاسی، ابتدا خود در نقش مدل ظاهر می‌شد، در ظاهر برای تنظیم نور و پس‌زمینه اما در واقع برای درک عمیق‌تر احساسات زنانی که باید در برابر دوربین برهنه می‌شدند.

این همدلی عملی که با چالش‌های عاطفی خود هاکس همراه بود، به ایجاد فضایی امن برای شرکت‌کنندگان کمک کرد.

رهایی از زنجیرهای شرم

جین اسکات، لحظات عاطفی عمیقی را در جلسات عکاسی به یاد می‌آورد: «بسیاری از زنان با تردید و شک به استودیو می‌آمدند اما شگفت‌آور این که هیچ‌کدام انصراف ندادند.»

به گفته او، داستان‌های پشت این عکس‌ها بعضا تکان‌دهنده بودند: «زنانی که مخفیانه در پروژه شرکت می‌کردند، برخی با مخالفت همسران یا دخترانشان روبه‌رو شده‌بودند و حتی زنی که ۲۰ سال از ترس و شرم، بدنش را از همسرش پنهان کرده‌ بود ... اما جادوی واقعی زمانی رخ می‌داد که این زنان، پس از ساعتی همراهی و حمایت، با شانه‌هایی افراشته و لبخندی از سر رضایت استودیو را ترک می‌کردند. گویی که باری از دوششان برداشته شده است.»

به نوشته گاردین، با این روایت‌ها، «بدن پس از ۵۰ سالگی» نشان داد که فراتر از یک پروژه عکاسی، جنبشی برای رهایی زنان از بند خودسانسوری و بازیابی اعتماد به نفس است.

از یک ایده تا ۵۰۰ داستان

در سال ۲۰۲۱، هاکس و اسکات در استودیویی در ملبورن، پروژه «۵۰۰ قوی» را آغاز کردند. استقبال چنان چشمگیر بود که به سرعت صف انتظار شکل گرفت و زنان حتی از ایالت‌های دیگر برای شرکت در این پروژه سفر می‌کردند.

استودیو به موزه‌ای زنده از روایت‌های زنانه تبدیل شده بود. شرکت‌کنندگان با ابتکار خود، اشیایی را که برایشان معنادار بود به استودیو می‌آوردند تا در عکس‌های برهنه، همراهشان باشد. انتخاب‌هایی شخصی که هویت و داستان زندگی آن‌ها را بازتاب می‌داد.

از کارگر جنسی با زنجیرهایش تا نجار با ابزار کارش و حتی زنی با یک تفنگ، هر یک به شیوه خود روایتی منحصربه‌فرد از زندگی‌شان را به تصویر کشیدند.

تلاش برای گسترش پروژه به سوی تنوع حقیقی

در آغاز، هاکس و اسکات به دنبال نمایش تنوع بدن‌های مختلف بودند. آنان بعدها تلاش کردند با مراجعه به جوامع گوناگون، زنانی با معلولیت و پیشینه‌های قومی متفاوت را نیز در پروژه مشارکت دهند.

گرچه موفق شدند تعدادی از زنان بومی و آسیایی را جذب کنند اما در جلب مشارکت برخی جوامع، از جمله جامعه آفریقایی و مسلمانان، با چالش روبه‌رو شدند.

هاکس و اسکات پس از ثبت حدود ۳۰۰ پرتره، تصمیم گرفتند افق‌های جدیدی را بیازمایند.

با گسترش پروژه به شهرهای کوچک‌تر، تفاوت‌های معناداری در نگرش زنان به برهنگی و بدن خود آشکار شد.

کشف جالب پروژه این بود که زنان در مناطق روستایی و شهرهای کوچک‌تر اغلب رابطه‌ای راحت‌تر با بدن خود داشتند.

این تفاوت می‌تواند نشان‌دهنده تاثیر فشارهای اجتماعی و معیارهای سخت‌گیرانه‌تر در محیط‌های شهری بر تصویر بدن زنان باشد.

مسن‌ترین پرتره

یکی از برجسته‌ترین لحظات پروژه، مشارکت مسن‌ترین شرکت‌کننده، زنی ۹۳ ساله بوده است.

او که همراه دختر و خواهرزاده‌اش به استودیو آمده‌ بوده، با اعتماد به نفسی خیره‌کننده و تنها با یک چسب زخم کوچک در عکاسی شرکت کرده است.

جالب آن که دخترش، با وجود داشتن شرایط سنی، جرات مشارکت پیدا نکرده.

این تضاد نشان‌دهنده آن است که پذیرش بدن لزوما به سن مرتبط نیست و می‌تواند بازتابی از تجربیات شخصی و نگرش‌های فردی باشد.

بازتاب‌های اجتماعی پروژه

واکنش‌های اجتماعی به عکس‌های برهنه طیف گسترده‌ای را در بر می‌گیرند.

در حالی که بسیاری از شرکت‌کنندگان در این پروژه، این تجربه را «رهایی‌بخش» توصیف کرده‌اند و هر بار که نمایشگاه بر‌پا شده است، مشتاقانه برای یافتن تصویر خود رفته‌اند، برخی واکنش‌های منفی نیز وجود‌ داشته است.

به گزارش گاردین، برچسب‌خوردن نادرست تصاویر در فضای مجازی و واکنش‌های منفی در محیط‌های دانشگاهی نشان می‌دهد جامعه هنوز در پذیرش تصویر غیرجنسیت‌زده از بدن زنان مسن با چالش‌های جدی روبه‌رو است.

به گفته هاکس، در جامعه‌ای که پیری مردان را به «پیرمردهای دوست‌داشتنی» و زنان را به «جادوگران پیر» تقلیل می‌دهد، برهنه شدن مقابل دوربین نیازمند شجاعتی خارق‌العاده است. این شجاعت جمعی، نه تنها به بازتعریف معیارهای زیبایی کمک می‌کند بلکه راه را برای گفت‌وگوهای عمیق‌تر درباره جایگاه زنان سالمند در جامعه معاصر هموار می‌سازد.

اسکات معتقد است تغییر نگرش جامعه نیازمند مواجهه بیشتر با واقعیت است.

او تاکید می‌کند که پروژه «بدن پس از ۵۰ سالگی» فراتر از یک پروژه هنری، به جنبشی برای تغییر اجتماعی و مبارزه با تابوهای مرتبط با بدن زنان سالمند تبدیل شده است.

نتیجه پژوهش جدید: عوامل جنسیتی نقش پررنگی در تفاوت الگوی خواب زنان و مردان دارند

۶ آذر ۱۴۰۳، ۱۳:۳۰ (‎+۰ گرینویچ)

مطالعات جدید یک دانشگاه در ایالات متحده، تفاوت‌هایی چشمگیر را در الگوهای خواب زنان و مردان کشف کرده است و نقش پررنگ عوامل زیست‌شناختی را در این تفاوت‌ها نشان داده است.

یافته‌هایی که به تازگی و بر اساس پژوهش‌های محققان در دانشگاه کلرادو بولدر در آمریکا منتشر شده‌اند، بر ضرورت بازنگری در پژوهش‌های پیشین زیست‌پزشکی تاکید می‌کنند زیرا نادیده گرفتن زنان در این مطالعات می‌تواند به برداشت‌های نادرست در توسعه داروها و اثربخشی درمان‌ها منجر شده‌ باشد.

به گزارش سای‌تک‌دیلی، پژوهش محققان دانشگاه کلرادو بولدر نشان می‌دهد جنس ماده خواب کمتر و منقطع‌تری دارد و از خواب ترمیمی کمتری برخوردار است.

تفاوت‌های جنسیتی در الگوهای خواب

مطالعه مورد نظر که در مجله ساینتیفیک ریپرتز منتشر شده، بر نقش پررنگ عوامل زیستی در تفاوت‌های خواب میان دو جنس تاکید می‌کند.

به گفته دکتر راشل رو، استادیار فیزیولوژی و نویسنده ارشد این مطالعه، تفاوت الگوهای خواب میان مردان و زنان معمولا به سبک زندگی و نقش‌های مراقبتی نسبت داده شده اما: «یافته‌های ما نشان می‌دهند عوامل زیستی در این تفاوت‌ها نقشی بسیار مهم‌تر از آنچه پیش‌تر تصور می‌شد، دارند.»

اهمیت پژوهش‌های خواب

در سال‌های اخیر، مطالعات گسترده‌ای روی حیوانات انجام شده که نشان می‌دهد کمبود خواب چگونه خطر ابتلا به بیماری‌هایی مانند دیابت، چاقی، آلزایمر و اختلالات ایمنی را افزایش می‌دهد.

به گفته گرانت مانینو، از نویسندگان مقاله و دانش‌آموخته روان‌شناسی و علوم اعصاب، محققان در این پژوهش دریافته‌اند که «متداول‌ترین گونه موش مورد استفاده در تحقیقات زیست‌پزشکی، رفتارهای خواب وابسته به جنسیت دارد».

بر این اساس، نادیده گرفتن این تفاوت‌های جنسیتی می‌تواند به تفسیرهای نادرست از داده‌ها منجر شود.

این پژوهش نشان می‌دهد بسیاری از نتایج پیشین ممکن است به دلیل عدم مشارکت کافی جنس ماده در مطالعات، از دقت کافی برخوردار نباشند.

جزییات مطالعه

پژوهشگران در این مطالعه، الگوهای خواب ۲۶۷ موش را بررسی کردند. آن‌ها از قفس‌های ویژه‌ای استفاده کرده‌اند که به حسگرهای فوق حساس حرکتی مجهز بوده‌اند.

نتایج نشان داده است موش‌های نر در هر شبانه‌روز حدود ۶۷۰ دقیقه می‌خوابند که تقریبا یک ساعت بیشتر از موش‌های ماده است. این خواب اضافی از نوع خواب بدون حرکت سریع چشم (NREM) است؛ مرحله‌ای که در آن بدن فرصت ترمیم و بازسازی می‌یابد.

موش‌ها موجوداتی شب‌زی و دارای الگوی خواب چندفازی هستند. آن‌ها معمولا چند دقیقه چرت می‌زنند، سپس برای بررسی محیط بیدار می‌شوند و دوباره به خواب می‌روند.

یافته‌های این پژوهش آشکار کرد که موش‌های ماده دوره‌های خواب کوتاه‌تری دارند و در واقع، خواب آن‌ها منقطع‌تر است.

نقش عوامل زیستی در الگوهای خواب

تفاوت‌های جنسیتی در خواب تنها به موش‌ها محدود نمی‌شود.

پژوهش‌ها نشان داده‌اند این تفاوت‌ها در گونه‌های دیگری مانند مگس میوه، موش صحرایی، گورخرماهی و پرندگان نیز وجود دارد.

این گستردگی از منظر تکاملی قابل توجیه است.

از دیدگاه زیست‌شناختی، به نظر می‌رسد جنس ماده برای حساسیت بیشتر به محیط و واکنش سریع به محرک‌ها تکامل یافته است.

این ویژگی احتمالا با نقش آن‌ها در مراقبت از نوزادان ارتباط دارد. اگر جنس ماده نیز مانند جنس نر خواب عمیق داشت، بقای گونه به خطر می‌افتاد.

هورمون‌ها نیز نقش مهمی در این تفاوت‌ها ایفا می‌کنند. برای مثال، کورتیزول که هورمون استرس است، هوشیاری را افزایش می‌دهد.

تغییرات هورمون‌های جنسی نیز بر کیفیت خواب تاثیرگذارند. مشاهده شده که زنان در دوران قاعدگی، زمانی که سطح استروژن و پروژسترون در پایین‌ترین حد خود است، خواب نامناسب‌تری را تجربه می‌کنند.

به گفته دکتر رو، پرسش مهمی که مطرح می‌شود این است که آیا ما به خود استرس بی‌موردی وارد می‌کنیم: «وقتی می‌بینیم الگوی خوابمان با همسر یا شریک زندگی‌مان متفاوت است، نگران می‌شویم و فکر می‌کنیم مشکلی وجود دارد، در حالی که این تفاوت‌ها می‌توانند کاملا طبیعی باشند.»

چالش‌ها و فرصت‌ها در پژوهش‌های خواب

از سال ۲۰۱۶، موسسه ملی بهداشت آمریکا از پژوهشگرانی که برای مطالعات حیوانی درخواست بودجه می‌کنند، خواسته است «جنسیت را به عنوان یک متغیر زیستی» در نظر بگیرند.

با وجود پیشرفت‌های حاصل شده، مطالعات نشان می‌دهند سوگیری جنسیتی همچنان پابرجاست و این می‌تواند پیامدهای جدی داشته باشد.

پژوهشگران با شبیه‌سازی یک درمان خواب که برای زنان موثرتر بود، دریافتند نتایج تنها زمانی دقیق است که نمونه‌های مورد مطالعه به طور مساوی از هر دو جنس انتخاب شده باشند. این یافته نشان می‌دهد اگر زنان کمتر در مطالعات حضور داشته‌ باشند، ممکن است داروهای موثر برای آن‌ها نادیده گرفته شوند یا عوارض جانبی جدی تشخیص داده نشوند.

به گفته دکتر رو، فرآیند تبدیل یک یافته آزمایشگاهی به درمان بالینی معمولا چندین دهه طول می‌کشد و بسیاری از درمان‌هایی که روی حیوانات موفق بوده‌اند، در آزمایش‌های بالینی شکست می‌خورند. آیا این شکست‌ها به این دلیل است که تفاوت‌های جنسیتی به اندازه کافی مورد توجه قرار نگرفته‌اند؟

به نوشته سای‌تک‌دیلی، شگفت‌آور نیست که موش‌های نر و ماده، الگوهای خواب متفاوتی دارند. آن‌چه باعث تعجب است، غفلت چندین دهه‌ای جامعه علمی از مطالعه جامع این تفاوت‌هاست.

به گفته دکتر رو، این موضوع که تا سال ۲۰۲۴ نادیده گرفته شده، می‌بایست سال‌ها پیش کشف و بررسی می‌شد.

احتمال انقراض مردان در اثر جهش‌های ژنتیکی درون بیضه‌ها

۶ آذر ۱۴۰۳، ۱۰:۱۱ (‎+۰ گرینویچ)

پژوهشگران دریافته‌اند پس از گذشت ۱۸۰ میلیون سال، روند تخریب کروموزوم ایگرگ (Y) همچنان ادامه دارد. از آنجا که بیضه‌ها نقش مهمی در حفظ و تکامل این بخش از دی‌ان‌ای دارند، این روند می‌تواند آینده جنس مذکر را با چالش‌های جدی روبه‌رو کند.

بر اساس گزارش دیلی‌استار، مطالعات نشان می‌دهند تداوم تخریب کروموزوم Y که تعیین‌کننده جنسیت مردان است، می‌تواند در نهایت به انقراض جنس مذکر بینجامد که این هشداری جدی برای آینده تکامل انسان به شمار می‌رود.

در پستانداران، جنسیت از سوی کروموزوم‌های ایکس (X) و Y تعیین می‌شود. این ساختارهای نخ‌مانند که از دی‌ان‌ای (DNA) و پروتئین تشکیل شده‌اند، تنها چهار درصد از دی‌ان‌ای بدن را شامل می‌شوند اما تاثیرگذارترین تفاوت‌ها را در زندگی فرد ایجاد می‌کنند.

در انسان، مردان دارای یک کروموزوم X و یک کروموزوم Y هستند در حالی که زنان دو کروموزوم X دارند.

پژوهش‌های اخیر نشان می‌دهند تحلیل رفتن کروموزوم Y می‌تواند آینده‌ای بدون مردان را رقم بزند. این کروموزوم کوچک تنها ۴۵ ژن دارد و فقط یکی از آن‌ها در تعیین جنسیت مردانه نقش دارند. این در حالی است که کروموزوم X تغییری نکرده‌ است.

نکته قابل توجه اینجاست که کروموزوم Y در گذشته بسیار شبیه کروموزوم X بود و حدود ۹۰۰ ژن داشت اما به مرور زمان تعداد ژن‌های آن کاهش یافته است. جالب‌تر آن که کروموزوم‌های جنسی در ابتدا از کروموزوم‌های مشابهی که هیچ ارتباطی با تعیین جنسیت نداشتند، شکل گرفتند. به همین دلیل، آن‌چه از کروموزوم Y باقی مانده، کارایی چندانی ندارد.

جنی گریوز، ژنتیک‌شناس استرالیایی، در گفت‌وگو با ساینس فکوس توضیح می‌دهد که این تغییرات دلایل مختلفی دارند: «کروموزوم Y فقط در بیضه‌ها یافت می‌شود و نه در تخمدان‌ها. مشکل اینجاست که بیضه‌ها محیط مناسبی برای حفظ کروموزوم نیستند و در آن‌ها جهش‌های ژنتیکی فراوانی رخ می‌دهد.»

برای تولید اسپرم، تقسیم‌های سلولی بسیاری نیاز است و هر تقسیم، فرصتی برای جهش ژنتیکی ایجاد می‌کند. این امر می‌تواند تاثیر قابل‌ توجهی بر کروموزوم بگذارد.

گریوز می‌افزاید از آنجا که در هر سلول تنها یک کروموزوم Y وجود دارد، این کروموزوم در ترمیم خود نیز چندان موفق عمل نمی‌کند.

در شرایط عادی، آسیب‌های وارد شده به کروموزوم‌ها قابل ترمیم است زیرا می‌توانند دی‌ان‌ای خود را با کروموزوم مقابل مبادله کنند اما کروموزوم Y در این مسیر تنهاست و جفتی برای تبادل ندارد. علاوه بر این مشکل، این کروموزوم تاکنون ۹۷ درصد از ژن‌های اجدادی خود را نیز از دست داده‌ است.

کروموزوم X تقریبا بدون تغییر باقی مانده و این ثبات، احتمال بقای آن را در برابر تغییرات شدید افزایش می‌دهد.

زمان دقیق ناپدید شدن کروموزوم Y هنوز مشخص نیست اما برای نمونه، مگس‌های میوه پیش از این تمام کروموزوم‌های Y خود را از دست داده‌اند.

گریوز معتقد است هنوز فرصت باقی است؛ با این حال از دیدگاه تکاملی، این زوال بسیار سریع بوده است: «کروموزوم Y که ۱۸۰ میلیون سال پیش شکل گرفت، در این مدت به وضعیت کنونی رسیده‌ است.»

او با لحنی اطمینان‌بخش می‌گوید که مردان نباید نگران باشند: «جالب است که مردم تا این حد از احتمال از دست رفتن کروموزوم Y نگران می‌شوند. طبق محاسبات من، حدود شش یا هفت میلیون سال طول می‌کشد تا این کروموزوم کاملا از بین برود.»

این محقق معتقد است پس از آن، همانند برخی جوندگان، ژن جدیدی برای تعیین جنسیت شکل خواهد‌ گرفت.