• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

جمهوری اسلامی، حمیدرضا ثابت را به اتهام «جاسوسی» اعدام کرد

۸ بهمن ۱۴۰۴، ۰۷:۴۸ (‎+۰ گرینویچ)

خبرگزاری میزان، وابسته به قوه قضاییه جمهوری اسلامی، از اجرای حکم اعدام حمیدرضا ثابت اسمعیل‌پور، زندانی سیاسی، به اتهام «جاسوسی» برای اسرائیل خبر داد.

میزان، چهارشنبه هشتم بهمن ثابت را «عامل پشتیبانی عملیات» موساد معرفی کرد و نوشت او به «ارتباط با افسر اطلاعاتی و واگذاری اسناد و مدارک و اطلاعات طبقه‌بندی‌شده» متهم بود.

این رسانه حکومتی افزود دستگاه‌های امنیتی جمهوری اسلامی «با بررسی فعالیت‌های پنهان» ثابت «در بستر فضای مجازی» دریافتند او اسنادی را برای «افسر اطلاعاتی» اسرائیل ارسال کرده است.

بر اساس این گزارش، ثابت ۹ اردیبهشت بازداشت شد و حدود ۹ ماه بعد، حکم اعدام او «پس از تایید در دیوان عالی کشور و طی تشریفات قانونی» به اجرا درآمد.

خبرگزاری قوه قضاییه در گزارش خود هیچ مدرکی برای اتهامات مطرح شده علیه این زندانی سیاسی ارائه نکرد و توضیح نداد که او چگونه و به کدام اطلاعات محرمانه دسترسی داشته است.

جمهوری اسلامی در شرایطی ثابت را به دار آویخت که در روزهای گذشته برای سرکوب انقلاب ملی ایرانیان به کشتاری بی‌سابقه دست زد.

شورای سردبیری ایران‌اینترنشنال پنجم بهمن در بیانیه‌ای اعلام کرد بیش از ۳۶ هزار و ۵۰۰ نفر در جریان سرکوب هدفمند انقلاب ملی به دستور علی خامنه‌ای، دیکتاتور تهران، کشته شدند.

میزان در ادامه گزارش خود، ثابت را به «خرید تجهیزات مورد نیاز افسر» موساد و «جابه‌جایی خودرو در استان‌های اصفهان و لرستان برای زمینه‌سازی خرابکاری» متهم کرد.

این خبرگزاری بدون ارائه مستندات نوشت: «مشخص شده خودروهای اعلامی از سوی سرویس [موساد] حاوی مواد منفجره بوده است.»

این رسانه حکومتی افزود بابت «همکاری» با اسرائیل، «مبالغی» به ثابت پرداخت شده و او «از طریق یک صرافی، اقدام به تبدیل رمزارز کرده و مبالغ مشخص را به حساب یکی از بستگان خود واریز کرده» است.

میزان همچنین از حکم دادگاه مبنی بر «ضبط اموال ناشی از تحصیل اموال نامشروع» برای این زندانی سیاسی خبر داد.

حکومت ایران پس از جنگ ۱۲ روزه، شمار زیادی از شهروندان را به اتهام «جاسوسی» و «همکاری» با اسرائیل بازداشت، محاکمه و حتی اعدام کرده است.

در آخرین موارد از اعدام به اتهام «جاسوسی» برای اسرائیل، حکم علی اردستانی و عقیل کشاورز به‌ترتیب ۱۷ دی و ۲۹ آذر به اجرا درآمد.

روزنامه ساندی‌تایمز شهریورماه گزارش داد احتمال می‌رود حکومت ایران ۱۰۰ نفر را به اتهام جاسوسی برای اسرائیل اعدام کند.

سایت حقوق بشری هرانا در تازه‌ترین گزارش ماهانه خود درباره وضعیت نقض حقوق بشر در ایران اعلام کرد جمهوری اسلامی در دی‌ماه دست‌کم ۳۱۳ نفر را با اتهامات مختلف در زندان‌های سراسر کشور به دار آویخت.

Banner
Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

آمریکا شبکه‌های مرتبط با پسر علی شمخانی و حزب‌الله لبنان را تحریم کرد
۱

آمریکا شبکه‌های مرتبط با پسر علی شمخانی و حزب‌الله لبنان را تحریم کرد

۲

تشدید شکاف میان آمریکا و بریتانیا در قبال ایران؛ ترامپ استارمر را به «حفاری نفتی» فراخواند

۳
تحلیل

چرا درآمد ۱۰۰ میلیارد دلاری عوارض تنگه هرمز یک افسانه است

۴
تحلیل

وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است

۵

نفوذ جمهوری اسلامی و کارزار جمع‌آوری کمک‌های مالی شیعیان کشمیر پس از کشته شدن خامنه‌ای

Banner

انتخاب سردبیر

  • ترامپ در راه رسیدن به توافقی بهتر از برجام با چه موانعی روبه‌روست؟
    تحلیل

    ترامپ در راه رسیدن به توافقی بهتر از برجام با چه موانعی روبه‌روست؟

  • اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

    اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

  • وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است
    تحلیل

    وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است

  • فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

    فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

  • سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»
    روایت شما

    سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»

  • هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند
    اختصاصی

    هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند

  • خانواده دانشمند هسته‌ای اعدام شده: روزبه وادی پس از تهدید به شکنجه مادرش اعتراف کرد

    خانواده دانشمند هسته‌ای اعدام شده: روزبه وادی پس از تهدید به شکنجه مادرش اعتراف کرد

•
•
•

مطالب بیشتر

دزفول را به خون کشیدند؛ ما ایستادیم و شعار دادیم، آن‌ها شلیک کردند و کشتند

۸ بهمن ۱۴۰۴، ۰۵:۲۹ (‎+۰ گرینویچ)
•
شاهد علوی

یک معترض دزفولی که در اعتراضات ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه در این شهر حضور داشته و اکنون زندگی مخفی دارد، در گفت‌و‌گو با ایران‌اینترنشنال با اشاره به شمار بالای معترضان در خیابان می‌گوید یگان‌ اصلی سرکوب در دزفول سپاهی بودند و بیش از ۲۰۰ نفر از شهروندان را با شلیک مستقیم یا تیر خلاص کشتند.

این روایت یکی از معترضان جوان اهل دزفول و شاهد عینی مقاومت مردم و سرکوب خونین آنان در این شهر است که می‌گوید مردم دزفول «در شامگاه جمعه شاهد جنایتی بودند که با کلمات نمی‌توانم برای شما توضیح دهم».

به گفته او، مردم زیادی از زن و مرد و دختر و پسر، پنج‌شنبه ۱۸ دی‌ماه در دزفول از ساعت هشت شب وارد خیابان‌ها شدند و با توجه به گستردگی جمعیت، ماموران کنترل خیابان‌ها را از دست دادند: «بعد از نیم ساعت درگیری تن به تن با نیروهای سرکوب، فراریشان دادیم و همه خیابان‌های شهر دست مردم بود. جمعیتی که آمده بود بی‌سابقه بود.»

او می‌گوید همه خیابان‌های اصلی دزفول در محله سیاهپوشان در مرکز شهر، کوی مدرس در شرق، زیباشهر در شمال و منطقه پشت نمازجمعه در جنوب و خیابان خمینی که خیابان اصلی شهر است، در روز پنج‌شنبه سرشار از جمعیت معترضان بود و «نیروهای سرکوب جرات ماندن مقابل مردم را نداشتند».

این معترض جوان می‌گوید شعارها بیشتر در حمایت از «شاهزاده» بود و مردم شعار می‌دادند «این آخرین نبرده/ پهلوی برمی‌گرده»، «مرگ بر دیکتاتور»، «مرگ بر خامنه‌ای» و «نه غزه نه لبنان/ جانم فدای ایران».

به گفته او، پنج‌شنبه تظاهرات تا ساعت ۱۱ شب ادامه داشت و مردم در بیشتر جاها کم‌کم خودشان متفرق شدند و رفتند.

او در ادامه می‌گوید پنج‌شنبه در جاهایی که تیراندازی شد، بیشتر ساچمه‌ای و گاز اشک‌آور بود اما در این شب دست‌کم یک نفر هم جان باخت: «تا جایی که من اطلاع دارم، محمد اسماعیلی از اقوام سعید اسماعیلی، کشتی‌گیر قهرمان المپیک، مقابل پایگاه بسیج محله سیاهپوشان کشته شد. یک بسیجی به نام مجید شیخ لیوسی از پشت‌بام پایگاه به او شلیک کرد. چند نفر هم همان‌جا زخمی شدند.»

  • الگوی سرکوب جمهوری‌اسلامی در کشتار بزرگ دی‌ ۱۴۰۴ و نسبت آن با سرکوب در دهه ۶۰

    الگوی سرکوب جمهوری‌اسلامی در کشتار بزرگ دی‌ ۱۴۰۴ و نسبت آن با سرکوب در دهه ۶۰

جمعه، خون به پا شد!

بر اساس روایت این شاهد عینی، جمعه ۱۹ دی‌ماه در دزفول هم همچون سایر شهرهای ایران که درگیر اعتراضات بودند، ماموران سرکوب تا جایی که توانستند آدم کشتند.

به گفته این معترض دزفولی، اگرچه فراخوان برای ساعت هشت شب بود، ماموران سرکوب از ساعت پنج بعداز‌ظهر در خیابان‌ها و معابری که شب پنج‌شنبه محل تجمع مردم بود، مستقر شده بودند: «نیروهایی که مستقر شده بودند، شب قبل در خیابان نبودند. این‌ها نیروی زمینی سپاه پاسداران بودند که لباس فرم نظامی به تن داشتند و نقابدار بودند. همه کلاشنیکف دستشان بود و با تویوتاهای سفید هایلوکس جابه‌جا می‌شدند. علاوه بر این، بالای بیشتر ساختمان‌های بلند هم تک‌تیرانداز مستقر کرده بودند که فقط به سر بچه‌ها شلیک می‌کردند.»

به گفته این شاهد عینی، با جمع شدن مردم، تیراندازی‌ها شروع شد. شب جمعه چهارراه‌ قاضی در محله سیاهپوشان که عمده ساکنان آن بختیاری هستند، یکی از کانون‌های اصلی مقاومت مردم و کشتار آنان بود: «درگیری و کشتار اصلی سر چهار راه قاضی بود. یک ساختمان بلند چندطبقه سر این چهارراه است که تا جایی که من دیدم، چهار تک‌تیرانداز مسلح به قناصه از بالای آن به مردم شلیک می‌کردند. آن‌ها فقط به سر مردم می‌زدند.»

او با اشاره به شدت تیراندازی در این منطقه و تشبیه آن به میدان جنگ می‌گوید: «صدای تیراندازی زیاد بود و احساس می‌کردی میدان جنگ است. حس می‌کردی ۵۰۰ اسلحه با هم رگباری شلیک می‌کنند.»

او می‌گوید نیروهای داخل خیابان هم به‌صورت رگباری و کور به مردم شلیک می‌کردند: «من آن‌جا بودم و شاهد کشتار بودم. آن‌ها تیر هوایی هم شلیک نمی‌کردند. مستقیم رو به مردم شلیک می‌کردند. یکی پایش تیر می‌خورد، یکی شکمش، یکی کتفش، یکی دستش. اما تک‌تیراندازهای بالای ساختمان هدف‌گیری می‌کردند و دقیق به سر می‌زدند. بر اساس برآورد من و چند نفر از دوستانم که آن‌جا شاهد کشتار بودیم، همان‌جا دست‌کم ۱۰۰ نفر از مردم را کشتند.»

دزفول، جمعه‌شب، ۱۹ دی‌ماه
100%
دزفول، جمعه‌شب، ۱۹ دی‌ماه

شلیک تیر خلاص به زخمی‌ها

این معترض هم در دزفول شاهد شلیک تیر خلاص به معترضان زخمی بوده است: «وقتی از شدت تیراندازی در چهارراه قاضی فرار کردیم و پشت دیوار خیابان‌های فرعی پناه گرفتیم با چشم خودم دیدم ماموران نقاب‌پوش سپاه بالای سر زخمی‌های افتاده بر زمین در چهارراه رفته و به آن‌ها تیر خلاص می‌زدند.»

بر اساس گفته‌های این شاهد عینی، در کشتار بزرگ دزفول در عصر و شب جمعه «برعکس شب قبل، اصلا گاز اشک‌آور نزدند و فقط مستقیم به سمت مردم شلیک کردند.»

گزارش‌های زیادی از شاهدان عینی منتشر شده که در همه شهرهای درگیر اعتراضات در شب جمعه، ماموران از بازداشت معترضان حتی وقتی خود را تسلیم می‌کردند یا زخمی به زمین می‌افتادند، خودداری کرده‌اند.

مشاهدات شاهد عینی، معترض دزفولی هم همین رویه را نشان می‌دهد: «شب جمعه حتی یک نفر را دستگیر ‌نکردند. به هر کسی گیر می‌افتاد یا تسلیم می‌شد، زخمی یا سالم، شلیک می‌کردند. به هیچ عنوان اجازه نمی‌دادند کسی به خیابان خمینی نزدیک شود. حتی به کسانی که از داخل خیابان‌های فرعی عبور می‌کردند، شلیک می‌کردند. بدجوری داخل دزفول مردم را قتل عام کردند. آماری که ما به دستمان رسید بیش از ۲۰۰ کشته است.»

این معترض می‌گوید محله سیاهپوشان فقط یک نقطه از نقاط درگیری شب جمعه بود: «یک نقطه دیگر درگیری فلکه ساعت بود که آن‌جا هم ماموران خیلی از مردم را کشتند. در کوی مدرس، زیباشهر و منطقه پشت نمازجمعه هم در جمعه شب معترضان زیادی را کشتند.»

او با اشاره به شجاعت مردم معترض در دزفول می‌گوید: «من دلاوری و جانفشانی زیادی از بچه‌های دزفول دیدم. زن و مرد، هیچکس نمی‌ترسید. فقط مشکل این بود که جنگ نابرابر بود و مردم جلوی گلوله دست خالی بودند.»

به گفته این معترض، شماری در خیابان‌ها جان باختند و شماری پس از انتقال به بیمارستان یا در راه فرار: «به جز زخمی‌هایی که به بیمارستان برده شدند و آن‌جا شهید شدند، نزدیک به ۳۰ جنازه سر همین چهارراه قاضی نزدیک نیروهای سپاه روزی زمین افتاده بودند که آخر شب بار کامیون و وانت کردند و بردند.»

  • وضعیت بحرانی زندان‌ها در ایران؛ تراکم چندبرابری و خطر جانی برای بازداشت‌شدگان

    وضعیت بحرانی زندان‌ها در ایران؛ تراکم چندبرابری و خطر جانی برای بازداشت‌شدگان

بیمارستان پر از پیکر جان‌باخته‌ها بود

این معترض جان ‌به‌ در برده از کشتار بزرگ دزفول می‌گوید یکی از دوستان مجروحش را ساعت ۹ شب به بیمارستان گنجویان رسانده که نزدیک چهارراه قاضی است: «وضعیت این بیمارستان به هم ریخته بود. داخل اورژانس و سالن و حیاط بیمارستان پر بود از جنازه و زخمی. وضعیت وحشتناکی بود. هر کسی با هر وسیله‌ای که می‌توانست زخمی و جنازه می‌آورد.»

به گفته این معترض، «نزدیک ۱۰۰ جنازه آن‌جا بود. غیر از محمد اسماعیلی که پنج‌شنبه شب کشته شد، من حمید شاکریان، عظیم زارع و ابراهیم حسینوند را هم از نزدیک می‌شناختم. آنان از کشته‌های جمعه شب بودند. کادر درمان از آن‌چه می‌دیدند شوک شده بودند و گریه می‌کردند.»

او با اشاره به حضور نیروهای امنیتی سرکوب‌گر در سردخانه بیمارستان گنجویان، می‌گوید: «کادر درمان نمی‌دانستند به چه کسی رسیدگی کنند از بس که زخمی زیاد بود. چند نفر لباس شخصی مسلح داخل سردخانه بودند و اجازه نمی‌دادند کسی وارد شود یا فیلم بگیرد. این‌قدر جنازه زیاد بود که سردخانه جا نداشت و پیکرها روی زمین کنار هم افتاده بودند.»

به گفته او، تعداد پیکرها بسیار زیاد بوده و او توانسته یک لیست از کشته‌ها را ببیند: «سرپرست‌ حراست بیمارستان داخل دفتر پذیرش داشت به لیست اسامی کشته‌هایی که وارد بیمارستان شده بودند نگاه می‌کرد. به بهانه پرسیدن سوال نزدیکش شدم و لیست را دیدم. در صفحه‌ای که باز بود اسامی به ۹۴ کشته رسیده بود.»

این معترض با اشاره به این‌که آن‌چه او دیده تنها آمار همان بیمارستان بوده است، می‌افزاید: «ساعت نزدیک ۱۰ شب بود و هنوز مجروح می‌آوردند و صدای تیراندازی هم تا ۱۲ شب ادامه داشت. البته این تنها آمار این بیمارستان در ساعت ۱۰ شب بود و تنها شامل کشته‌هایی هم بود که به آن‌جا منتقل شده بودند و کسی همراه آنان بود یا به طریقی شناسایی شده بودند. هنوز در خیابان کشته‌هایی روی زمین بودند و تیراندازی هم ادامه داشت.»

  • دست‌کم ۱۲ هزار جان‌باخته سرکوب اعتراضات در ایران؛ منطق تاریکی، مهندسی کشتار و ضرورت مداخله

    دست‌کم ۱۲ هزار جان‌باخته سرکوب اعتراضات در ایران؛ منطق تاریکی، مهندسی کشتار و ضرورت مداخله

آزار خانواده جان‌باختگان

گزارش‌های متعددی از اخاذی حکومت از خانواده‌ها برای تحویل پیکر عزیزان آن‌ها منتشر شده و در مواردی هم تحویل پیکرها به امضای برگه‌ای منوط شده که جان‌باخته را بسیجی معرفی می‌کند.

در دزفول هم حکومت برای آزار خانواده‌ها تنها به کشتن عزیزان آن‌ها بسنده نکرده است: «پیکر کشته‌ها را هم با فشار زیاد و تهدید خانواده‌ها تحویل می‌دادند. از خانواده‌ها تعهد می‌گرفتند که خاکسپاری نیمه‌شب‌ها - معمولا پس از ساعت دو بامداد - و تنها با حضور اعضای درجه یک خانواده انجام شود.»

به گفته این معترض دزفولی فضای این شهر همچنان به شدت امنیتی است: «جوری از حکومت نظامی است. از روز شنبه بازداشت‌ها شروع شده و افراد زیادی را بازداشت کرده‌اند. اینترنت سه روز است که تقریبا وصل شده اما سرعت آن به شدت پایین است و فقط ساعت پنج صبح تا هشت صبح با بدبختی وصل می‌شود و باقی ساعت‌های شبانه‌روز در حدی ضعیف است که قابل استفاده نیست.»

او تاکید می‌کند خبرهای دزفول را منتشر کنید که مردم تنها مانده‌اند: «همه مردم خشمگین و آماده هستند و فقط منتظرند آمریکا حمله کند تا دست به کار شوند و از سپاه انتقام بگیرند.»

شناسایی با پهپاد، تفتیش جوانان در خیابان؛ موج بازداشت‌ها در ایران ادامه دارد

۷ بهمن ۱۴۰۴، ۱۶:۰۱ (‎+۰ گرینویچ)
•
نیکی محجوب

در روزهای اخیر، گزارش‌های متعددی از بازداشت‌ها در شهرهای مختلف ایران منتشر شده است. این بازداشت‌ها اغلب با یورش شبانه به منازل، تخریب درها، تهدید خانواده‌ها، بازداشت در اماکن عمومی و نبود پاسخ‌گویی شفاف قضایی همراه بوده و نگرانی‌های جدی درباره وضعیت بازداشت‌شدگان ایجاد کرده است.

یورش به منازل و بازداشت بدون توضیح
به گفته یکی از نزدیکان یک فرد بازداشت‌شده، حدود ۱۰ مامور در ساعات اولیه صبح به منزل آن‌ها یورش برده، درِ خانه را شکسته و با توهین و ارعاب، فرد مورد نظر را بدون ارائه حکم بازداشت با خود برده‌اند. خانواده می‌گویند ماموران در پاسخ به پرسش درباره محل انتقال و دلیل بازداشت تنها گفته‌اند: «بعداً تماس می‌گیریم».

در پاسخ به پرسش درباره اتهام، ماموران مدعی شده‌اند که فرد بازداشت‌شده در جریان «اغتشاشات» در یکی از خیابان‌ها حضور داشته است؛ ادعایی که خانواده آن را رد کرده‌اند. ماموران در واکنش گفته‌اند: «پهپاد دروغ نمی‌گوید».

این خانواده می‌گویند سه روز پیاپی مقابل زندان اوین مراجعه کرده‌اند اما هر بار به آن‌ها گفته شده که فرد بازداشت‌شده در این زندان نیست. به گفته آن‌ها، قوه قضاییه و نهادهای مسئول پاسخ روشنی نمی‌دهند و حتی وکیل خانواده نیز تاکنون موفق به دریافت اطلاعاتی درباره وضعیت پرونده نشده است.

بازداشت گروهی و تهدید به سکوت
در گزارشی دیگر، پنج نفر در جریان یورش ماموران به یک رستوران بین‌راهی در محدوده پل سفید به زیراب بازداشت شده‌اند. یکی از بستگان این افراد می‌گوید برادر همسر یکی از بازداشت‌شدگان که از نیروهای بسیج زیراب است، پیش‌تر توسط فرد بازداشتی در جریان تیراندازی به معترضان در ۱۸ دی‌ماه شناسایی شده بود.

پیگیری خانواده‌های این افراد تاکنون بی‌نتیجه مانده و به آن‌ها گفته شده در صورت اطلاع‌رسانی، «تنها تماسی دریافت خواهند کرد که محل دفن عزیزانشان را اعلام می‌کند». این تهدیدها نگرانی خانواده‌ها را به‌شدت افزایش داده است.

  • وضعیت بحرانی زندان‌ها در ایران؛ تراکم چندبرابری و خطر جانی برای بازداشت‌شدگان

    وضعیت بحرانی زندان‌ها در ایران؛ تراکم چندبرابری و خطر جانی برای بازداشت‌شدگان

تفتیش بدنی جوانان در خیابان‌ها
بر اساس گزارش‌های رسیده از چند شهر، ماموران امنیتی در معابر عمومی جوانان را متوقف کرده و با بالا زدن لباس آن‌ها بدنشان را بررسی می‌کنند. به گفته شاهدان، در صورتی که آثار ضرب‌وشتم با باتوم یا زخم‌های ناشی از ساچمه بر بدن افراد مشاهده شود، آن‌ها با خشونت بازداشت می‌شوند.

شهروندانی در مشهد، اصفهان، تهران و رشت این شیوه برخورد را تایید کرده‌اند و می‌گویند اکثریت بازداشت‌شدگان جوان هستند و افراد مسن‌تر کمتر مورد تفتیش بدنی قرار می‌گیرند. به گفته شاهدان، این روش برای شناسایی شرکت‌کنندگان در اعتراضات به کار گرفته می‌شود، حتی اگر فرد در زمان بازداشت فعالیت روزمره عادی داشته باشد.

افزایش بازداشت کودکان
هم‌زمان، یک وکیل از افزایش نگران‌کننده بازداشت کودکان در روزهای اخیر خبر داده و گفته است برخی از آن‌ها از مقابل خانه‌هایشان یا حتی از مدارس بازداشت شده‌اند. به گفته این وکیل، تاکنون هیچ اطلاعی از محل نگهداری این کودکان به خانواده‌ها داده نشده و نگرانی‌ها به‌شدت افزایش یافته است.

پهپادها و احتمال «مسلح بودن»
یک فعال کارگری در یکی از شهرهای جنوب ایران اعلام کرده است که در شب‌های ۱۸، ۱۹ و ۲۰ دی‌ماه، پهپادها به‌طور مستمر بر فراز معترضان پرواز می‌کردند. به گفته او، علاوه بر تیراندازی تک‌تیراندازها، این احتمال وجود دارد که از پهپادها نیز به سوی معترضان شلیک شده باشد.

به گفته این فعال، اکنون تعدادی از جوانان شهر با یورش شبانه به منازلشان بازداشت شده‌اند و ماموران مدعی شده‌اند که آن‌ها در تصاویر پهپادی «مسلح» بوده‌اند؛ ادعایی که خانواده‌ها آن را دروغ و بی‌اساس می‌دانند.

فعالان حقوق بشری و وکلا تاکید دارند که ابعاد واقعی بازداشت‌ها بسیار گسترده‌تر از مواردی است که منتشر می‌شود. هم‌زمان، نگرانی‌ها درباره شکنجه، صدور احکام سنگین و حتی اعدام برخی بازداشت‌شدگان افزایش یافته است.

در چنین شرایطی، فعالان امنیت دیجیتال هشدار داده‌اند افرادی که احتمال بازداشت می‌دهند، باید تنها با کمک افراد متخصص و قابل اعتماد اقدامات پیشگیرانه برای حفاظت از اطلاعات شخصی خود انجام دهند.

بی‌خبری خانواده‌ها از سرنوشت عزیزانشان، نبود پاسخ‌گویی شفاف از سوی نهادهای مسئول، بازداشت کودکان و تفتیش بدنی جوانان در خیابان‌ها، همگی نشانه‌های تشدید بحران حقوق بشری در ایران است. فعالان حقوق بشر تأکید دارند که اطلاع‌رسانی مستمر و دقیق درباره وضعیت بازداشت‌شدگان می‌تواند نقش مهمی در کاهش خطرات جانی و قضایی برای آن‌ها داشته باشد.

وضعیت بحرانی زندان‌ها در ایران؛ تراکم چندبرابری و خطر جانی برای بازداشت‌شدگان

۷ بهمن ۱۴۰۴، ۱۲:۰۸ (‎+۰ گرینویچ)
•
رضا اکوانیان

هم‌زمان با موج گسترده بازداشت‌ها در پی انقلاب ملی ایرانیان، زندان‌ها و بازداشتگاه‌های ایران با تراکمی چندبرابری روبه‌رو شده‌اند. گزارش‌ها از شکنجه، محرومیت از درمان، بی‌خبری خانواده‌ها، انتقال به مراکز غیرقانونی و افزایش نگرانی‌ها درباره در خطر بودن جان بازداشت‌شدگان حکایت دارند.

اطلاعات رسیده به ایران‌اینترنشنال نشان می‌دهد آنچه در هفته‌های اخیر در شبکه زندان‌ها و بازداشتگاه‌های ایران رخ داده، صرفا «افزایش ورودی» نیست، بلکه رسیدن بسیاری از مراکز نگهداری به نقطه‌ای است که ظرفیت اسمی و استانداردهای حداقلی عملا کنار زده شده و فضاهای غیرمتعارف برای حبس، نگهداری و بازجویی به کار گرفته می‌شود.

در چنین شرایطی، گزارش‌ها از بدرفتاری، شکنجه، قطع ارتباط با خانواده، محرومیت سیستماتیک از درمان و انتقال بخشی از بازداشت‌شدگان به مراکزی خارج از نظارت سازمان زندان‌ها حکایت دارد. وضعیتی که منابع مطلع و خانواده‌ها آن را زمینه‌ساز «قتل خاموش و سیستماتیک» در سایه محرومیت از درمان و پنهان‌کاری ارزیابی می‌کنند.

تراکم چندبرابری و نگهداری فراتر از ظرفیت استاندارد

اطلاعات رسیده به ایران‌اینترنشنال نشان می‌دهد در پی موج گسترده بازداشت‌ها هم‌زمان با اعتراضات اخیر، زندان‌ها و بازداشتگاه‌های امنیتی در شهرهای مختلف ایران، از جمله زندان‌های اوین، قرچک ورامین، تهران بزرگ، کرج، عادل‌آباد شیراز و یزد با جمعیتی بسیار فراتر از ظرفیت اسمی و استاندارد مواجه شده‌اند. وضعیتی که منابع مطلع از آن با عنوان تراکم «چندبرابری» یاد می‌کنند.

گزارش‌ها از انتقال گسترده زنان معترض به بندهای شلوغ، استفاده از سالن‌های عمومی و ورزشی برای نگهداری بازداشت‌شدگان، محرومیت سیستماتیک از درمان و بدرفتاری و شکنجه حکایت دارد. هم‌زمان نیز نهادهای امنیتی می‌کوشند از اطلاع‌رسانی درباره وضعیت کشته‌شدگان و مجروحان جلوگیری کنند.

بر اساس پیام‌های مخاطبان به ایران‌اینترنشنال، با گسترش اعتراضات، در شماری از شهرها مدارس و بیمارستان‌ها تحت کنترل امنیتی نیروهای سرکوب قرار گرفته و در مواردی به محل نگهداری معترضان بازداشتی تبدیل شده‌اند.

یک مخاطب از ساری گزارش داد مدرسه دخترانه «الزهرا» به محل نگهداری بازداشت‌شدگان تبدیل شده و اطراف آن تحت کنترل شدید امنیتی است.

همچنین تصویری از مدرسه «امام علی» اراک منتشر شده که نشان می‌دهد این مدرسه در این دوره از اعتراضات و همچنین در اعتراضات سال ۱۴۰۱ به‌عنوان پایگاه نیروهای سرکوب مورد استفاده قرار گرفته. اقدامی که از سوی ناظران، نقض حریم مراکز غیرنظامی و استفاده امنیتی از فضاهای عمومی ارزیابی می‌شود.

بر اساس مجموعه‌ای از گزارش‌ها، شهادت‌های شاهدان عینی و اطلاعات دریافتی از منابع مطلع، شماری از بازداشت‌شدگان مجروح پس از انتقال کوتاه‌مدت به بیمارستان‌ها، پیش از دریافت مراقبت پزشکی مناسب، دوباره به بازداشتگاه‌های امنیتی یا زندان‌ها بازگردانده شده‌اند.

هم‌زمان خانواده‌های صدها بازداشت‌شده از بی‌خبری، بدرفتاری، محرومیت از تماس تلفنی، ملاقات و دسترسی به وکیل خبر می‌دهند.

این وضعیت نگرانی‌ها درباره «قتل خاموش و سیستماتیک» را در سایه محرومیت از درمان و پنهان‌کاری حکومتی تشدید کرده است.

100%

بازداشتگاه‌های غیرقانونی و ناپدیدسازی قهری

در پی ادامه انقلاب ملی ایرانیان، از ۱۸ دی‌ماه حجم بازداشت‌ها در ایران به‌طور کم‌سابقه‌ای افزایش یافته است.

اطلاعات رسیده به ایران‌اینترنشنال نشان می‌دهد شمار بازداشت‌شدگان که در روزهای نخست به صدها نفر می‌رسید، طی روزهای بعد به هزاران نفر رسیده و اکنون بر اساس برخی گزارش‌ها از ده‌ها هزار نفر فراتر رفته است.

منابع حقوق بشری از آمار بیش از ۴۰ هزار نفر و احضار بیش از ۱۰ هزار سخن گفته‌اند و شماری دیگر احتمال داده‌اند تعداد بازداشت‌ها حتی به نزدیک یا بیش از ۱۰۰ هزار نفر رسیده باشد.

هم‌زمان با اوج‌گیری اعتراضات طی روزهای ۱۸ تا ۲۰ دی‌ماه و در سایه قطع اینترنت در ایران، در بسیاری از استان‌ها، شمار بازداشت‌شدگان به‌طور ناگهانی افزایش یافته است.

منابع آگاه گفته‌اند بخش قابل توجهی از بازداشت‌ها به‌صورت گسترده و خیابانی انجام شده و شمار زیادی از بازداشت‌شدگان از میان مجروحان سرکوب‌ها بوده‌اند. افرادی که یا مستقیما با جراحت بازداشت شده‌اند یا پس از انتقال به مراکز درمانی، پیش از تکمیل روند درمان، از بیمارستان‌ها خارج و به مراکز نگهداری منتقل شده‌اند.

اطلاعات رسیده نشان می‌دهد بخش قابل توجهی از بازداشت‌شدگان به بازداشتگاه‌های غیرقانونی و مکان‌هایی منتقل شده‌اند که زیر نظر سازمان زندان‌ها اداره نمی‌شوند و نام افراد بازداشت‌شده در هیچ فهرست رسمی‌ای ثبت نشده است. موضوعی که برآورد دقیق شمار بازداشت‌شدگان را با دشواری جدی روبه‌رو می‌کند.

در نتیجه بسیاری از بازداشت‌شدگان نه به زندان‌های رسمی، بلکه به مراکزی خارج از ساختار قانونی منتقل شده‌اند. مکان‌هایی که تحت مدیریت نهادهای امنیتی از جمله سپاه پاسداران و وزارت اطلاعات اداره می‌شوند. وضعیتی که امکان دسترسی به وکیل، تماس با خانواده و پیگیری حقوقی را عملا از بین برده و مصداق روشن «ناپدیدسازی قهری» است

منابع مطلع گفته‌اند این مراکز شامل سوله‌ها، انبارها، سیلوها و ساختمان‌های موقت یا تغییرکاربری‌یافته هستند.

هم‌زمان گزارش‌ها حاکی است شماری از بازداشت‌شدگان، از جمله افراد مجروح، بدون تفهیم اتهام یا تشکیل پرونده قضایی مشخص، در زندان‌ها، بازداشتگاه‌های امنیتی، قرنطینه‌های زندان و حتی فضاهای عمومی داخل زندان‌ها نگهداری می‌شوند.

منابع حقوق بشری هشدار داده‌اند این وضعیت مصداق نقض گسترده و سیستماتیک حقوق بشر است.

گزارش‌ها همچنین از گسترش شیوه‌های غیررسمی و خارج از چارچوب قانونی بازداشت حکایت دارد و نشان می‌دهد موج بازداشت‌های سازمان‌یافته ادامه دارد.

پیام‌های رسیده نشان می‌دهد نیروهای امنیتی در شهرهای مختلف، با هدف شناسایی و حذف حلقه‌های موثر در اعتراضات، طیف گسترده‌ای از افراد را به اتهام مشارکت یا حمایت از معترضان بازداشت کرده‌اند؛ از دانشجویان و دانش‌آموزان تا پزشکان و پرستاران، بازاریان و دیگر شهروندانی که نقش یا همراهی‌شان در تجمعات گزارش شده است.

در برخی شهرها از جمله اصفهان، اهواز، کرج و تهران نیز شهروندان از تبدیل برخی ساختمان‌های اداری و آموزشگاه‌ها به بازداشتگاه‌های موقت خبر داده‌اند.

100%

زنان بازداشت‌شده؛ اوین و قرچک در وضعیت فوق بحرانی

بر اساس اطلاعات رسیده به ایران‌اینترنشنال، صدها زن معترض بازداشت‌شده در تهران به زندان‌های اوین و قرچک ورامین منتقل شده‌اند.

این آمار شامل زنانی است که پس از بازداشت و طی مراحل بازجویی وارد زندان شده‌اند و زنانی را که همچنان در بازداشتگاه‌های نهادهای امنیتی استان تهران تحت بازجویی هستند، در بر نمی‌گیرد.

گزارش‌ها حاکی است بازداشتگاه‌های امنیتی تهران، از جمله بازداشتگاه‌های وزارت اطلاعات، سازمان اطلاعات سپاه پاسداران، پلیس امنیت و حتی بازداشتگاه‌های آگاهی و کلانتری‌ها مملو از جمعیت شده‌اند.

در زندان اوین، منابع مطلع از ورود حدود ۱۲۰ زن بازداشت‌شده جدید در روزهای گذشته به بند زنان خبر داده‌اند. از این تعداد، حدود ۲۰ نفر با قرار وثیقه آزاد شده‌اند، اما نزدیک به ۱۰۰ نفر همچنان در بازداشت به‌سر می‌برند.

به گفته این منابع، به‌دلیل افزایش شمار بازداشتی‌ها، طبقه بالایی بند زنان که پیش‌تر بسته بود، دوباره بازگشایی شده و بازداشت‌شدگان جدید به این بخش منتقل شده‌اند.

همچنین بر اساس اطلاعات رسیده، مسئولان زندان اوین در هفته‌های اخیر روی سقف بند هفت، تیربار نصب کرده‌اند.

منابع آگاه گفته‌اند این اقدام با هدف تشدید تدابیر امنیتی انجام شده و به افزایش هراس زندانیان و خانواده‌ها دامن زده است.

در زندان قرچک ورامین نیز طی هفته‌های اخیر صدها زن بازداشت‌شده وارد بندها شده‌اند.

خانواده‌ها گفته‌اند بند قرنطینه به‌شدت شلوغ شده و به‌دلیل کمبود فضا، بخش نظارت تخلیه و برای نگهداری بازداشت‌شدگان جدید مورد استفاده قرار گرفته است.

اگرچه شماری از زنان با قرار وثیقه آزاد شده‌اند، اما بنا به گفته منابع آگاه، اکثر بازداشت‌شدگان همچنان در زندان نگه‌داری می‌شوند.

سایر زندان‌ها؛ شکنجه و محرومیت از درمان

روایت‌های متعدد بازداشت‌شدگانی که در روزهای اخیر با قرار وثیقه به‌صورت موقت آزاد شده‌اند، در گفت‌وگو با ایران‌اینترنشنال نشان می‌دهد خشونت به‌کاررفته از سوی ماموران سرکوب علیه معترضان، در بسیاری از موارد از همان لحظه دستگیری آغاز شده است.

شماری از بازداشت‌شدگان از شهرهای مختلف گفته‌اند هنگام بازداشت با باتون مورد ضرب‌وشتم قرار گرفته‌اند و برخی نیز از وارد کردن ضربه با چاقو یا اشیاء نوک‌تیز به بدن و همچنین استفاده از شوک الکتریکی (شوکر) خبر داده‌اند.

در روایت‌های مرتبط با بازداشت زنان، منابع آگاه از کشیدن مو، انتقال خشونت‌بار و نیز رفتارهای تحقیرآمیز همراه با لمس اندام‌های جنسی گزارش داده‌اند.

به گفته این بازداشت‌شدگان، در موارد متعدد افراد پس از انتقال به بازداشتگاه، پس از تفکیک زنان و مردان، در بدو ورود به‌صورت کامل برهنه شده‌اند. روندی که همراه با ضرب‌وشتم و تحقیر، به‌عنوان بخشی از اعمال فشار و ارعاب توصیف شده است.

گزارش‌های مرتبط با انتقال و نگهداری زنان بازداشت‌شده در اوین و قرچک نیز نشان می‌دهد این نگرانی‌ها محدود به یک زندان یا یک شهر نیست.

در زندان مرکزی کرج، دو سالن محل نگهداری زندانیان و همچنین سالن تربیت‌بدنی این زندان به محل نگهداری بازداشت‌شدگان جدید تبدیل شده و صدها معترض بازداشت‌شده به آنجا منتقل شده‌اند.

همچنین گفته شده بسیاری از این افراد در همان محل، در اتاق‌هایی به بازجویی کشانده شده‌اند. روالی که با ابتدایی‌ترین استانداردهای دادرسی عادلانه و مقررات آیین‌نامه سازمان زندان‌ها در تعارض است.

بنا بر گزارش‌ها، بیش از دو هزار معترض بازداشت‌شده به واحدهای مختلف زندان قزلحصار منتقل شده‌اند و در قرنطینه‌های برخی بندهای عمومی نگهداری می‌شوند.

منابع مطلع گفته‌اند در برخی بندها تا ۵۰۰ بازداشت‌شده مستقر شده‌اند، در حالی که ظرفیت تخت در این بخش‌ها تنها بین ۱۰۰ تا ۲۰۰ تخت است. در نتیجه، شمار زیادی از زندانیان ناچار شده‌اند در سرمای زمستان، بدون پتو، تشک یا حداقل امکانات اولیه، روی زمین بخوابند.

وضعیت تغذیه بازداشت‌شدگان نیز «فاجعه‌بار» توصیف شده و رسیدگی درمانی به زندانیان بیمار و مجروح انجام نمی‌شود.

به گفته منابع آگاه، برخی مجروحان بازداشت‌شده، پس از جراحی و خارج کردن گلوله، دوباره به زندان منتقل شده‌اند و از مراقبت پزشکی مناسب و دریافت دارو محروم مانده‌اند.

هم‌زمان گزارش‌ها حاکی است شماری از زندانیان جرائم عمومی، از جمله محکومان جرائم خشن، از زندان تهران بزرگ به زندان اوین منتقل شده‌اند. اقدامی که به گفته منابع مطلع، موجب «سرریز جمعیت» و افزایش فشار مضاعف بر ظرفیت زندان اوین شده است.

در طول هفته گذشته، بیش از سه هزار معترض بازداشت‌شده در تهران به زندان تهران بزرگ منتقل شدند. منابع مطلع شرایط این زندان را «بسیار بد» توصیف کرده‌اند.

از شهرهای مختلفِ استان‌های آذربایجان شرقی، آذربایجان غربی، ایلام، بوشهر، چهارمحال و بختیاری، خراسان رضوی، سیستان و بلوچستان، کردستان، کرمان، کهگیلویه و بویراحمد، هرمزگان و همدان نیز گزارش‌هایی به ایران‌اینترنشنال رسیده است.

این گزارش‌ها حاکی است بندهای قرنطینه در شماری از زندان‌های این استان‌ها به‌طور کامل پر شده یا در آستانه تکمیل ظرفیت قرار دارد و هم‌زمان، بندهای دیگر نیز با افزایش ورودی بازداشت‌شدگان، با تراکم شدید مواجه شده‌اند.

شهادت بازداشت‌شدگان درباره پنهان‌سازی آثار کشتار

در شهر ساری، دو معترض بازداشتی که به‌تازگی آزاد شده‌اند، در گفت‌وگو با ایران‌اینترنشنال روایت‌هایی تکان‌دهنده از اجبار بازداشت‌شدگان به جابه‌جایی پیکر کشته‌شدگان ارائه کردند.

یکی از آن‌ها گفت پس از بازداشت در ۱۹ دی‌ماه و در حالی که ساچمه در پایش بود، با شمار دیگری از بازداشت‌شدگان با چشم‌بند به داخل شهر منتقل شدند و با اجبار ماموران، پیکر کشته‌ها را از سطح خیابان‌ها جمع‌آوری کردند.

او در این خصوص گفت: «در خیابان‌های ساری، کشته‌ها جلوی درِ خانه‌ها، توی خیابان روی زمین افتاده بودند. با فحش‌های رکیک ما را مجبور کردند کشته‌ها را روی هم تلمبار کنیم. گریه می‌کردیم و بچه‌ها را روی هم می‌گذاشتیم. نمی‌دانم چقدر زمان طول کشید. دوباره داد زدند: سوار شوید و چشم‌بند بزنید. دلم می‌خواهد دست‌هایم را ببرم. بچه‌هایمان حقشان این نبود.»

بازداشتی دیگری گفت ۲۱ دی‌ماه در خیابان بازداشت و همراه چند نفر دیگر به مکانی شبیه درمانگاه منتقل شده و آنان را مجبور کرده‌اند پیکر کودکانی را که کشته شده بودند، داخل کاور قرار دهند.

او گفت «۲۰ کشته» را شمرده و افزود برخی سرها متلاشی شده بود و برخی دیگر، گلوله به قلبشان خورده بود.

این شهروند معترض گفت: «یک بچه هم میان این کشته‌ها بود؛ چشم‌هایش باز مانده بود و گلوله از قفسه سینه‌اش داخل شده بود و بین دو کتف تا پایین کمرش انگار منفجر شده بود.»

از سوی دیگر، بر اساس گزارش‌های منتشرشده در شبکه‌های اجتماعی، حدود ۴۰۰ نفر از بازداشت‌شدگان شهر رشت به زندان اراک منتقل شده‌اند.

بر اساس این گزارش‌ها، خانواده‌هایی که تاکنون موفق به یافتن عزیزان خود در زندان‌های استان گیلان نشده‌اند، برای پیگیری وضعیت آن‌ها به زندان اراک مراجعه کرده‌اند.

به گفته منابع غیررسمی، تا زمان انتشار این گزارش، به زندانیان منتقل‌شده اجازه تماس تلفنی داده نشده و خانواده‌ها همچنان در بی‌خبری کامل به‌سر می‌برند.

پویان خوشحال، روزنامه‌نگار، گزارش داد که بیش از ۳۵۰ نفر از بازداشت‌شدگان شهرستان‌های لاهیجان، سیاهکل و آستانه، روزهاست در بخشی از زندان «ازبرم» لاهیجان نگهداری می‌شوند.

به گفته او، مسئولان زندان در هماهنگی با اداره اطلاعات و سازمان اطلاعات سپاه پاسداران لاهیجان، یک بند مسقف و مجزا را به بازداشت‌شدگان دی‌ماه اختصاص داده‌اند و بازجویی‌ها نیز در داخل زندان انجام می‌شود.

  • خیابان به‌مثابه اتاق گاز؛ گزارش شاهدان عینی از حمله شیمیایی ماموران به معترضان بی‌دفاع

    خیابان به‌مثابه اتاق گاز؛ گزارش شاهدان عینی از حمله شیمیایی ماموران به معترضان بی‌دفاع

در بند زنان زندان عادل‌آباد شیراز، گزارش‌ها از انتقال دست‌کم ۱۵۰ زن بازداشت‌شده مرتبط با اعتراضات که عمده آنان دانش‌آموزان دختر هستند، به بند سیاسی خبر می‌دهند. بندی که حتی برای ۳۰ نفر نیز ظرفیت ندارد.

شماری از زنان نیز به بندهای «قتل، مواد مخدر سنگین، سرقت و اتاق نوجوانان» منتقل شده‌اند.

به گفته منابع مطلع، تلفن‌های بند زنان طی دو هفته اخیر قطع بوده و ملاقات‌ها محدود و گزینشی شده است.

گزارش‌ها همچنین از کمبود شدید غذا و اقلام ضروری حکایت دارند، به گونه‌ای که یک بشقاب غذا میان چهار نفر تقسیم می‌شود، تره‌بار حدود دو ماه است تامین نشده، اجناس فروشگاه کم و گران است و آب نوشیدنی در اختیار زندانیان قرار نمی‌گیرد.

برخی زندانیان در نمازخانه‌ای بدون حمام و سرویس بهداشتی نگهداری می‌شوند و برای استفاده از امکانات بهداشتی باید پس از ساعت ۱۱ صبح با صف به اتاق قرنطینه مراجعه کنند.

در ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه نیز زندانیان بندهای یک و دو زندان مسجدسلیمان اعتراض کردند و گزارش‌ها حاکی است نیروهای حفاظت زندان و اطلاعات سپاه پاسداران با گاز اشک‌آور و شلیک ساچمه‌ و گلوله جنگی به زندانیان حمله کردند.

همچنین گفته شده شماری از زندانیان برهنه و در حیاط نگهداری شدند و پس از آن، زندانیان در وضعیت ممنوع‌الملاقات و ممنوع‌ از تماس قرار گرفتند.

در زندان یزد نیز منابع مطلع گفته‌اند حدود ۸۰ زن معترض به بند زنان منتقل شده‌اند و بند مردان این زندان طی روزهای اخیر شاهد انتقال صدها بازداشت‌شده بوده است که تنها شمار محدودی با قرار وثیقه آزاد شده‌اند.

از زندان‌های اهواز و بهبهان نیز گزارش‌هایی رسیده که نشان می‌دهند برخی بندهای این زندان‌ها مملو از بازداشت‌شدگانی است که بدون هیچ توضیحی و به‌صورت بلاتکلیف نگهداری می‌شوند.

به گفته منابع مطلع، شماری از معترضان بازداشت‌شده در اهواز، روزانه برای بازجویی از بند خارج می‌شوند و ساعاتی بعد به بند بازگردانده می‌شوند.

همچنین گزارش شده برخی پس از خروج از بند، دیگر بازگردانده نشده‌اند و اطلاعی از وضعیت و محل نگهداری آنان در دست نیست.

پیام‌های رسیده به ایران‌اینترنشنال از شکنجه، برهنه کردن بازداشت‌شدگان در سرمای زمستان، پاشیدن آب سرد با شلنگ و تزریق آمپول‌های ناشناس به برخی زندانیان در زندان‌های مختلف کشور حکایت دارد.

هم‌زمان گزارش‌های حقوق بشری نشان می‌دهد هزاران مجروح اعتراضات پیش از دریافت درمان مناسب از بیمارستان‌ها به بازداشتگاه منتقل شده‌اند.

برخی گزارش‌های منتشرشده در رسانه‌ها، شمار مجروحان اعتراضات دی‌ماه را بین ۳۰۰ تا ۴۰۰ هزار نفر برآورد کرده‌اند.

پیام‌های رسیده به ایران‌اینترنشنال نیز نشان می‌دهد شمار بازداشت‌شدگان در شهرهای مختلف به‌طور بی‌سابقه‌ای افزایش یافته و وضعیت بسیاری از آن‌ها در زندان‌ها «بسیار وخیم» توصیف شده است.

به گفته منابع محلی، به برخی بازداشت‌شدگان اعلام شده روند رسیدگی قضایی ممکن است یک ماه یا بیشتر طول بکشد و هم‌زمان، آن‌ها تحت فشار و بدرفتاری در زندان قرار دارند.

این منابع همچنین هشدار داده‌اند در مواردی، بازداشت‌شدگان با تهدید به صدور احکام سنگین، از جمله اعدام در صورت رسانه‌ای شدن نام‌هایشان، روبه‌رو شده‌اند.

یک شهروند از استان اصفهان گفته است تنها در شهر بهارستان، که شهری کوچک محسوب می‌شود، چندین نفر از دوستانش بازداشت شده‌اند.

شهروندان در پیام‌های خود خواستار افزایش فشار رسانه‌ای و بین‌المللی برای آزادی زندانیان سیاسی، به‌ویژه جوانان، و جلوگیری از افزایش شمار قربانیان سرکوب شده‌اند.

واکنش‌های بین‌المللی به تشدید سرکوب

در سطح بین‌المللی، شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد، سوم بهمن با تصویب قطعنامه‌ای در نشست ویژه خود، وضعیت حقوق بشر در ایران را «به‌شدت نگران‌کننده» توصیف کرد و نسبت به بازداشت‌های گسترده، ناپدیدسازی قهری، شکنجه، رفتارهای غیرانسانی و گزارش‌هایی درباره قتل‌های فراقضایی هشدار داد.

مای ساتو، گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل در امور ایران، با هشدار درباره گسترش خشونت، موج بازداشت‌ها و قطع اینترنت، خواستار اقدام فوری جامعه جهانی برای حمایت از معترضان و پاسخگو کردن مقام‌های جمهوری اسلامی شد.

هم‌زمان، سازمان عفو بین‌الملل با اشاره به بازداشت‌های خودسرانه، ناپدیدسازی قهری، آزار خانواده‌های قربانیان و تداوم قطع اینترنت، این روند را بخشی از سرکوب «هماهنگ و نظامی» برای پنهان کردن کشتار معترضان دانست و هشدار داد پخش اعترافات اجباری می‌تواند زمینه‌ساز محاکمات نمایشی و صدور احکام سنگین، از جمله اعدام، شود.

  • افزایش مفقودشدگان انقلاب ملی ایرانیان؛ وکلا از احتمال اعدام‌های بی‌سروصدا خبر می‌دهند

    افزایش مفقودشدگان انقلاب ملی ایرانیان؛ وکلا از احتمال اعدام‌های بی‌سروصدا خبر می‌دهند

در همین زمینه، بیش از ۹۰ هنرمند، نویسنده و کنشگر فرهنگی ایرانی نیز در بیانیه‌ای فوری هشدار داده‌اند که در شرایط فقدان دادرسی عادلانه و ابهام درباره وضعیت بازداشت‌شدگان، جان هزاران نفر در معرض خطر جدی قرار دارد.

تلاش‌ها برای اطلاع از وضعیت بازداشت‌شدگان در زندان‌های مختلف ایران همچنان ادامه دارد و ایران‌اینترنشنال پیگیر دریافت اطلاعات تازه درباره وضعیت زندانیان، مجروحان و کشته‌شدگان است.

قطع یا اختلال شدید اینترنت، محدودیت‌های ارتباطی و فشارهای امنیتی، روند اطلاع‌رسانی را با دشواری جدی مواجه کرده است؛ در شرایطی که شواهد نشان می‌دهد حکومت می‌کوشد با هر ابزار ممکن، از انتشار اطلاعات درباره ابعاد واقعی سرکوب جلوگیری کند.

شب سوم کشتار بزرگ در مشهد؛ روایت شاهد عینی از نفربرهای زرهی و خیابان‌های خونین

۳ بهمن ۱۴۰۴، ۱۷:۳۸ (‎+۰ گرینویچ)
•
رضا اکوانیان

یکی از زنان معترض مشهدی در گفت‌وگو با ایران‌اینترنشنال، روایت خود را از سرکوب خونین معترضان این شهر در شامگاه ۲۰ دی‌ بازگو کرد؛ سومین شب پیاپی از تیراندازی مستقیم و مرگبار ماموران سرکوب و ورود نفربرهای زرهی و کشتن، زخمی کردن، ضرب‌وشتم و بازداشت شمار زیادی از معترضان.

به گفته این معترض، بسیاری از مجروحان به‌دلیل ترس از حضور نیروهای امنیتی در بیمارستان‌ها و خطر بازداشت، از درمان محروم ماندند و بخشی از رسیدگی‌ها به‌صورت خانگی و با کمک افراد داوطلب انجام شد.

این روایت مربوط به شامگاه شنبه ۲۰ دی‌ماه است؛ شبی که پس از دو شب خونین پیشین، بر خلاف شماری دیگر از شهرهای ایران، موج تیراندازی و تعقیب معترضان در محدوده‌های هاشمیه، وکیل‌آباد و هنرستان همچنان ادامه داشت.

به گفته این شاهد عینی، هرچند اعتراضات در روزهای پیش‌تر نیز در نقاط مختلف مشهد جریان داشت، اما این سه شب با شدت بی‌سابقه‌ای از سرکوب و کشتار همراه بوده است: «تقریبا کل شهر مشهد ملتهب و شلوغ بود.»

او گفت خودروی‌شان را با فاصله از کوچه‌های هنرستان پارک کردند و با ماسک، پیاده به سمت محل تجمع حرکت کردند: «حدود ۱۰۰ یا ۲۰۰ متر جلو رفته بودیم که بالای سرمان یک پهپاد دیدیم. اول اهمیت ندادیم، اما چند ثانیه بعد دیدیم ماموران موتورسوار مسلح از پشت سر دارند مستقیم به سمت جمعیت می‌آیند.»

به گفته این زن معترض، جمعیت زیاد بود و کسی شعار نمی‌داد: «فقط حرکت می‌کردیم که به بقیه مردم بپیوندیم. از همان لحظه‌ای که نیروهای سرکوب وارد شدند، فقط شلیک می‌کردند؛ بدون اینکه نگاه کنند به کی، کجا و چطور. فقط شلیک می‌کردند.»

او گفت پیش‌تر برخی فعالان به آن‌ها هشدار داده بودند حتی لحظه‌ای ماسک را پایین نیاورند، چون «در صدم ثانیه شناسایی می‌کنند و همان‌جا زنگ یا پیامک می‌زنند که شما در اعتراضات حضور دارید».

به گفته او، تنها توصیه این بود: «دست‌هایمان را جلوی صورتمان بگیریم، به هیچ پلیسی نگاه نکنیم و فقط برای حفظ جان‌مان فرار کنیم.»

چند لحظه بعد، به گفته این شاهد، نفربر زرهی از انتهای خیابان هنرستان وارد شد: «صحنه‌ها آن‌قدر وحشتناک بود که در ۳۲ سال زندگی‌ام چنین ترسی را تجربه نکرده بودم. مرگ را جلوی چشمم می‌دیدم و فکر نمی‌کردم راهی برای زنده ماندن وجود داشته باشد.»

او گفت تیراندازی شدید شروع شد و جمعیت پراکنده شد و هرکس به سمتی گریخت. خودش به‌همراه یکی از دوستانش به یکی از کوچه‌ها پناه بردند: «مردم واقعا همدل بودند. درِ خیلی از ساختمان‌ها باز بود تا معترضان بتوانند فرار کنند.»

به گفته او، شماری از معترضان به بیمارستان قلب «جوادالائمه» در ابتدای خیابان هنرستان پناه بردند و برخی دیگر در پارکینگ خانه‌ها مخفی شدند.

او صحنه ضرب‌وشتم یک زن حدودا ۴۵ تا ۵۰ ساله را چنین توصیف کرد: «به دیوار بیمارستان چسبیده بود، نمی‌توانست فرار کند. چهار پنج نفر ریختند سرش و آن‌قدر زدندش که دیگر جان و توان بلند شدن نداشت.»

این زن معترض از همدلی مردم در آن شب هم گفت و از مردی که با وجود اصابت چند گلوله به بدنش، همچنان نگران دیگران بود: «داد می‌زد شما چرا اینجایید؟ شما خانمید، بروید. شما دین‌تان را ادا کردید.»

به گفته او، همان مرد برای او چند زن دیگر خودرو پیدا کرد تا از محل دور شوند.

او گفت تصاویر آن شب هیچ‌وقت از ذهنش پاک نمی‌شود و پس از آن، مدام خبر کشته شدن دوستان و آشنایانش را شنیده است: «یکی از دوستانم تیر در پایش گیر کرده و نمی‌تواند درمان شود. یکی در کتفش تیر خورده، یکی در گلویش. برادر خودم زیر باتوم سیاه و کبود شده است.»

این شهروند افزود موج خبرهای جان‌باختن آشنایانش قطع نشده و حتی یکی از همسفرانش را نیز از دست داده است: «من به‌تازگی سفر بودم و شنیدم یکی از همسفرانم به‌دست سرکوبگران در جریان اعتراضات کشته شده است.»

این زن معترض گفت روز بعد از شدت ترس نتوانسته به خیابان برود، اما دو روز بعد با خودرو به همان مناطق سر زده است: «خیابان‌ها خفقان‌آور بود. تمام چهارراه‌ها پر از ماشین گارد. ساعت ۱۰ شب، موتورهای مسلح پلیس در خیابان می‌چرخیدند. خیلی وحشتناک بود و هیچ‌کس بیرون نبود.»

  • محاصره در تاریکی؛ روایت یکی از مجروحان اعتراضات در مشهد از کشتار بزرگ

    محاصره در تاریکی؛ روایت یکی از مجروحان اعتراضات در مشهد از کشتار بزرگ

او نگرانی اصلی‌اش را رساندن صدای کشته‌شدگان و مجروحان انقلاب ملی ایرانیان دانست و گفت: «خیلی کشته دادیم، خیلی مجروح دادیم.»

این شاهد عینی همچنین از بازداشت یک زن ۳۶ ساله‌ خبر داد که ۱۴ دی‌ماه در محدوده احمدآباد بازداشت شد: «لباس‌شخصی‌ها و بسیجی‌ها دنبالش کردند تا دم در خانه. جلوی خانه به او حمله کردند و بردندش. خبر رسید که زندان وکیل‌آباد است و زنده است. خانواده‌اش نمی‌دانند بعد از آن، زنده است یا نه و چه اتفاقی قرار است برایش بیفتد.»

او در بخش دیگری از روایتش گفت زمانی که در خانه یکی از دوستانشان بودند، با مردی مجروح روبه‌رو شدند که از ناحیه پهلو تیر خورده بود، خونریزی داشت و پشت یکی از خودروهای داخل کوچه افتاده بود و از درد ناله می‌کرد.

این زن معترض افزود شهروندان او را به داخل خانه بردند تا کمکش کنند، اما «آن‌قدر وحشت‌زده و دردکشیده بود» که اجازه نمی‌داد کسی به او نزدیک شود.

او گفت: «یک پارچه روی جایی گذاشته بود که تیر به پهلویش خورده بود و از درد به خودش می‌پیچید.»

به گفته این شاهد عینی، او تلاش کرده بود پزشکی یا پرستاری را برای رسیدگی به مجروح هماهنگ کند، اما مرد مجروح به دلیل ترس به آن‌ها اعتماد نکرد، با دوستانش تماس گرفت و پس از هماهنگی، آن‌ها آمدند و او را بردند.

  • مشهد در خون؛ روایت یک شاهد عینی از شلیک تک‌تیراندازها به سر و قلب معترضان

    مشهد در خون؛ روایت یک شاهد عینی از شلیک تک‌تیراندازها به سر و قلب معترضان

این زن معترض گفت مرد مجروح اهل ایلام بود و به آن‌ها گفته بود: «ما ایلام رو گرفتیم اومدیم مشهد کمک مشهدی‌ها.» او اضافه کرد پس از انتقال این مجروح، از سرنوشتش بی‌خبر مانده است.

در روایت دیگری، او از مردی حدود ۴۰ ساله گفت که گلوله از پای راستش عبور کرده و در پای چپش گیر کرده بود. این فرد را به بیمارستان «رضوی» برده بودند، اما به گفته این شاهد، به او گفته بودند اگر رسیدگی نشود «نهایتش این است که پایت را قطع می‌کنیم، چون اولویت با کسانی است که دارند می‌میرند».

او افزود حجم مجروحان آن‌قدر بالا بود که رسیدگی به بسیاری از زخمی‌ها عملا ممکن نبود.

به گفته این شاهد، زمانی که این مجروح را برای عکس‌برداری به یک مطب خصوصی بردند، ماموران وارد شدند و پرونده تمام مجروحان تیرخورده را با خود بردند: «نمی‌دانیم قرار است با این اطلاعات و با این مجروحان چه کنند.»

او در پایان گفت: «شب‌ها جوی خون در مشهد راه انداخته بودند. جوان‌هایمان را می‌کشتند، صبح‌ها خیابان‌ها را تمیز می‌کردند و آماده‌اش می‌کردند برای کشتار در شب‌های بعد.»

  • در بیست‌و‌هفتمین روز انقلاب ملی ایرانیان چه گذشت؟

    در بیست‌و‌هفتمین روز انقلاب ملی ایرانیان چه گذشت؟

این زن معترض همچنین آمار رسمی کشته‌شدگان مشهد را غیرواقعی دانست و گفت: «فقط شب اول که هنوز به‌طور رسمی دستور تیراندازی نداده بودند، حدود ۱۵۰ نفر در مشهد کشته شدند و تنها در محله گرگان این شهر ۴۰ نفر جان باختند.»

او افزود: «دو شب بعد که حکم تیر به‌صورت رسمی صادر شد، چندین برابر این آمار کشتند. آماری هم که اعلام می‌کنند درباره جان‌باختگان اعتراضات مثل ۴۰۰ کشته در مشهد واقعی نیست و خیلی بیشتر از این‌هاست.»

در روزهای گذشته روایت‌های بسیاری از شهروندان در نقاط مختلف ایران، از جمله مشهد، به ایران‌اینترنشنال رسیده است؛ روایت‌هایی که از شلیک مستقیم، سرکوب خشن و کشته و زخمی شدن شمار زیادی از معترضان به دست نیروهای جمهوری اسلامی خبر می‌دهند.

برای دنبال کردن تحولات مرتبط با انقلاب ملی ایرانیان، اینجا را کلیک کنید.

محاصره در تاریکی؛ روایت یکی از مجروحان اعتراضات در مشهد از کشتار بزرگ

۳ بهمن ۱۴۰۴، ۱۴:۴۰ (‎+۰ گرینویچ)

روایت پیش رو، شهادت یک معترضِ مجروح از رخدادهای ۱۸ دی در مشهد است؛ روایتی از محاصره معترضان در تاریکی، شلیک بی‌امان به سمت جمعیت، کشتار مردم و صحنه‌های دلخراش شهروندان آسیب‌دیده‌ای که سعی می‌کردند به همدیگر کمک کنند.

شامگاه پنج‌شنبه ۱۸ دی‌ماه، درهای صداوسیما را با زنجیرهای ضخیم قفل کرده بودند و داخل ساختمان هم پر از مامور بود.

از همان‌جا به سمت مردم گاز اشک‌آور و تیر جنگی شلیک می‌کردند و چند نفر هم که تلاش کردند از درهای صداوسیما بالا بروند، با تیر جنگی هدف قرار گرفتند و کشته شدند.

شلیک گاز اشک‌آور قطع نمی‌شد. طوری که فقط گاز اشک‌آور تنفس می‌کردیم. دود سیگار دیگر تاثیری نداشت. ما در بلوار تلویزیون بودیم. تمام چراغ‌های بلوار قطع شده بود. شلیک پیاپی فلش بنگ هم آغاز شد. صدای هولناکی داشت. دید را مختل می‌‎کرد. اما جمعیت متفرق نمی‌شد.

مامورها احتمالا از سمت آزادی یا باغ ملک‌آباد با موتور دور زده بودند و از پشت ما را قیچی کردند. تعدادشان نسبت به جمعیت زیاد نبود. لباس‌های گارد ویژه داشتند و مسلح بودند. جمعیت بیشتر سمت چپ بلوار بود. سمت راست با خودروها بند آمده بود. مامورها از سمت راست آمدند و بین خودروها پناه گرفتند.

در تاریکی شلیک گلوله‌ها شروع شد. هیچ‌چیز نمی‌دیدیم. صدای گلوله کرکننده بود. جمعیت خیلی فشرده بود؛ نه راه پس داشتیم و نه راه پیش. خیلی‌ها روی هم افتادند و همدیگر را گم کردیم. با هر صدای تیر، سعی می‌کردم نیم‌خیز بشوم. اطرافم هم چند نفر تیر خوردند.

ساچمه به کاپشنم خورد. اول پشت یک درخت و بعد پشت پرچین پناه گرفتم. چند نفر توی پرچین‌ها زمین خوردند. یکی‌شان را به زحمت بلند کردم؛ حدس می‌زنم تیر خورده بود، اما توی جمعیت گمش کردم. نیم‌خیز و چسبیده به هم حرکت می‌کردیم.

یک دفعه احساس کردم هر دو پایم آتش گرفت و زمین خوردم. تیر خورده بودم. در تاریکی نگران خون‌ریزی پایم بودم، اما چیزی نمی‌دیدم. نمی‌دانستم وضعم چقدر بد است. بدنم می‌لرزید. روی زمین منتظر بودم برای تیرِ خلاص، بالای سرم بیایند. نمی‌دانم چقدر روی زمین بودم؛ شاید فقط چند ثانیه یا چند دقیقه، اما کند می‌گذشت.

بعد نشستم. اطرافم خیلی‌ها روی زمین افتاده بودند. یک نفر به زانویش تیر خورده بود و روی یک خانم مسن افتاده بود. دنبال چیزی می‌گشتیم جلوی خون‌ریزی را بگیریم. با بندِ کفش، بالای زانوی او را بستیم. خون زیادی از او رفته بود و بی‌حال بود. دو نفر هم زیر بغلش را گرفتند و کشان‌کشان بردند.

در جریان تیراندازی‌ها، زنی که همراه همسرش بود هدف گلوله قرار گرفت و در حالی که شلیک‌ها همچنان ادامه داشت، معترضان در حال عقب‌نشینی و فرار تلاش می‌کردند به یکدیگر و به زخمی‌ها کمک کنند.

مردی با موی جوگندمی که از تقی‌آباد همراهشان بود نیز تیر خورد و روی زمین افتاد. یکی از حاضران پیشنهاد کرد او را با موتور منتقل کند اما مرد زخمی گفت قادر نیست روی موتور بنشیند.

در همین حین راننده‌ای دیدم که زخمی‌ها را سوار خودرو می‌کرد، اما تا خودم را به آن خودرو رساندم، ماشین پر شد و محل را ترک کرد.

یک دختر ۱۴ یا ۱۵ ساله‌ای نیز بر اثر اصابت گلوله به انگشت، یک بند انگشتش را از دست داده بود و با درماندگی از رهگذران می‌خواست به او کمک کنند تا انگشت قطع‌شده‌اش را پیدا کند.

  • مشهد در خون؛ روایت یک شاهد عینی از شلیک تک‌تیراندازها به سر و قلب معترضان

    مشهد در خون؛ روایت یک شاهد عینی از شلیک تک‌تیراندازها به سر و قلب معترضان

در روزهای گذشته روایت‌های بسیاری از شهروندان در نقاط مختلف ایران، از جمله مشهد، به ایران‌اینترنشنال رسیده که همگی از شلیک مستقیم، سرکوب خشن، کشتار معترضان و زخمی شدن شمار زیادی از شهروندان به دست نیروهای جمهوری اسلامی حکایت دارد.

برای خواندن تحولات جاری مربوط به انقلاب ملی ایرانیان اینجا را کلیک کنید.