• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

خطر صدور حکم اعدام برای محمدامین بیگلری

۱۷ بهمن ۱۴۰۴، ۱۴:۳۹ (‎+۰ گرینویچ)

بر اساس اطلاعات رسیده به ایران‌اینترنشنال، محمدامین بیگلری، جوان ۱۹ ساله‌ای که پنجشنبه ۱۸ دی‌ماه در جریان اعتراضات تهران بازداشت شده، در خطر صدور حکم اعدام قرار دارد. مادر او فوت شده و پس از سه هفته از بازداشتش، خبر بازداشت وی را به پدرش که مدت‌ها پیگیر سرنوشت او بوده، داده‌اند.

بنا بر گفته یک منبع مطلع، پرونده بیگلری در هفته اخیر از شعبه ۳ دادگاه انقلاب تهران به شعبه ۱۵ به ریاست قاضی صلواتی منتقل شده و با توجه به اتهاماتی که به او زده شده، خانواده‌اش نگران هستند که «قاضی مرگ» برای فرزندشان حکم اعدام صادر کند.

بیگلری که در یک سالن پیرایش مردانه در تهران کار می‌کند، ۱۸ دی‌ماه در خیابان دماوند تهران و زمانی که از سر کار به خانه بازمی‌گشت، در جریان اعتراضات مردمی بازداشت شد.

مادر این شهروند بازداشت‌شده که تک‌فرزند است فوت کرده و پس از گذشت سه هفته از بازداشتش، به پدرش که مدت‌ها پیگیری سرنوشت او بوده و حتی در میان پیکرهای کهریزک دنبال فرزندش گشته است، خبر بازداشت او را داده‌اند.

Banner
Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

آمریکا شبکه‌های مرتبط با پسر علی شمخانی و حزب‌الله لبنان را تحریم کرد
۱

آمریکا شبکه‌های مرتبط با پسر علی شمخانی و حزب‌الله لبنان را تحریم کرد

۲
تحلیل

چرا درآمد ۱۰۰ میلیارد دلاری عوارض تنگه هرمز یک افسانه است

۳

نفوذ جمهوری اسلامی و کارزار جمع‌آوری کمک‌های مالی شیعیان کشمیر پس از کشته شدن خامنه‌ای

۴
تحلیل

وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است

۵

فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

Banner

انتخاب سردبیر

  • ترامپ در راه رسیدن به توافقی بهتر از برجام با چه موانعی روبه‌روست؟
    تحلیل

    ترامپ در راه رسیدن به توافقی بهتر از برجام با چه موانعی روبه‌روست؟

  • اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

    اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

  • وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است
    تحلیل

    وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است

  • فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

    فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

  • سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»
    روایت شما

    سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»

  • هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند
    اختصاصی

    هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند

•
•
•

مطالب بیشتر

گاردین:‌ سرکوب خونین ۱۸ دی در رشت چگونه رقم خورد؟

۱۷ بهمن ۱۴۰۴، ۱۴:۲۵ (‎+۰ گرینویچ)

بر پایه بازسازی زمانی روزنامه گاردین از رویدادهای شب ۱۸ دی در رشت، که بر شهادت‌های دست‌اول، ویدیوها، عکس‌ها و گزارش‌های پزشکی تکیه دارد، قطع سراسری اینترنت و ارتباطات عصر آن روز، هم‌زمان با اوج‌گیری اعتراضات، زمینه‌ساز یکی از خونین‌ترین شب‌های سرکوب شد.

روزنامه گاردین جمعه ۱۷ بهمن نوشت قطع اینترنت در ۱۸ دی باعث شد روشن شدن ابعاد آنچه رخ داد، بر پایه گزارش شاهدان، ویدیوها، عکس‌ها و شهادت‌های بیمارستانی، زمان‌بر شود.

در زمان آغاز خشونت‌ها، بنا بر گزارش نهادهای حقوق بشری، در بیش از ۲۰۰ شهر ایران تظاهرات جریان داشت. این روایت، داستان آن چیزی است که در شهر رشت رخ داد.

پنجشنبه ۱۸ دی، ساعت پنج بعدازظهر

در لحظه‌ای که مقام‌های جمهوری اسلامی اینترنت را قطع کردند، علی، ۳۶ ساله، همراه دوستانش در حال حرکت به سمت خیابان شریعتی بود؛ خیابانی که در امتداد لبه بازار بزرگ رشت در مرکز ایران قرار دارد. وقتی به خیابان رسیدند، هزاران نفر پیش از آنجا تجمع کرده بودند و شعار آزادی سر می‌دادند.

  • بریتانیا، فرماندهی انتظامی جمهوری اسلامی و ۱۰ فرد در ایران را تحریم کرد

    بریتانیا، فرماندهی انتظامی جمهوری اسلامی و ۱۰ فرد در ایران را تحریم کرد

اعتراض‌ها از سه‌شنبه شدت گرفته بود و مردم شهرهای اطراف برای پیوستن به تجمع‌ها راهی رشت شده بودند.

جمعیت به بازار بزرگ شهر سرازیر شد؛ بازاری تاریخی و پرجنب‌وجوش که شبکه‌ای از خیابان‌ها و گذرهای درهم‌تنیده را در بر می‌گیرد.

موقعیت بازار در نزدیکی مسجد حاج مجتهد و در تقاطع شریان‌های اصلی شهر، آن را به قلب زندگی پرتکاپوی رشت، و به کانونی طبیعی برای معترضان، بدل کرده بود.

آن شب، کوچه‌های باریک بازار مملو از جمعیت بود. علی گفت: «برآورد می‌کنم بیش از ۲۰ هزار نفر اطراف کوچه‌ها و بلوارهای نزدیک بازار بودند.»

به گفته او، مردم از همه سنین حضور داشتند: «دوست من همسرش و دو دخترش را آورده بود؛ یکی ۹ ساله و دیگری ۱۲ ساله. همه خوشحال بودیم و احساس همبستگی می‌کردیم که برای آزادی کنار هم هستیم.»

حتی وقتی متوجه قطع اینترنت شدند، علی نگران نشد: «مهم نبود اینترنت یا تماس نداشتیم. همه با هم بودیم و احساس خطر نمی‌کردیم.»

در حدود یک کیلومتری او در شمال‌غرب خیابان شریعتی، سیامک، ۴۰ ساله، قرار داشت. او برای پیوستن به تظاهرات محتاط بود و می‌گفت با افزایش جمعیت در شهر، فضا سنگین شده است. اما دلیل حضور مردم را درک می‌کرد.

  • روایت شاهد عینی از دو شب خونین رشت: به مردم تسلیم‌شده شلیک کردند و «بازار هولوکاست شد»

    روایت شاهد عینی از دو شب خونین رشت: به مردم تسلیم‌شده شلیک کردند و «بازار هولوکاست شد»

او در حال رانندگی در شهر، سالمندان، کودکان و خانواده‌های کامل را دید که به راهپیمایی می‌پیوندند، گروه‌هایی از نوجوانان از خودروها پیاده می‌شدند و به سمت بازار می‌رفتند.

سیامک گفت: «شیشه ماشین را پایین دادم و گفتم: خدا نگهدارتان باشد، امیدوارم سالم بمانید.»

با گذشت روز، اما، احساس کرد جمعیت از نظر عددی دلگرم‌کننده است: «تا بعدازظهر پنج‌شنبه، حرف‌ها عوض شد. مردم از ماندن در خانه خجالت می‌کشیدند. پدر و مادرها درباره بچه‌هایشان حرف می‌زدند و می‌گفتند: چرا نرویم؟ دیگر فقط پول نبود؛ مساله کرامت بود.»

ساعت ۸ شب

با فرارسیدن شب، هیچ‌کس از بازار و خیابان‌های اطراف به خانه برنمی‌گشت. عبور از میان جمعیت زمان می‌برد. سیامک از بلوار معلم که حدود ۱۵ دقیقه پیاده تا بازار فاصله داشت، از کوچه‌های فرعی خودش را آرام‌آرام به میدان شهرداری رساند که در همان بلوک بازار قرار دارد.

او به پشت‌بامی رفت تا از چشم‌اندازی بهتر به خیابان نگاه کند: «جمعیت عظیم بود. همه خیابان‌ها پر شده بود.»

در خیابان شریعتی، علی و دوستانش با نزدیک شدن به کوچه‌های اطراف بازار شعار می‌دادند.

فضا شاد و پرامید بود؛ تا اینکه ناگهان چیزی تغییر کرد. علی گفت: «احساس پیروزی به ترس تبدیل شد. نمی‌توانم ثانیه‌های قبل از فاجعه را توضیح بدهم. قلب‌هایمان تند می‌زد. نیروهای امنیتی و لباس‌شخصی‌های نقاب‌دار ما را محاصره می‌کردند.»

  • درمان زیر رگبار؛ مرثیه‌ای بر مرگ بی‌طرفی پزشکی در ایران وقتی حکومت کشتار می‌کند

    درمان زیر رگبار؛ مرثیه‌ای بر مرگ بی‌طرفی پزشکی در ایران وقتی حکومت کشتار می‌کند

او چند خودرو سفید تویوتا هایلوکس را دید که با تیربار وارد جمعیت می‌شدند. علی حتی آن لحظه هم، تصور آنچه را در راه بود نداشت.

کمی بیرون‌ از بازار، سیامک صدای تیراندازی را تشخیص داد: «انفجار و رگبار ممتد از سمت بازار شنیدم. مردم به سمت خیابان‌های اطراف می‌دویدند. بعضی فریاد می‌زدند. بعضی خون‌آلود بودند. از حرف‌هایشان فهمیدیم داخل چه خبر است.»

اندکی بعد، بوی دود را حس کرد و نوری سرخ در آسمان دید؛ آتش بازار را دربرگرفته بود.

ساعت ۸:۳۰ شب

علی گفت حدود ۸:۳۰ شب بود که دید بازار می‌سوزد. دقیقا روشن نیست آتش کجا و چگونه آغاز شد، اما «خیلی سریع گسترش یافت»، «مردم داخل بازار بین دو راهی مانده بودند؛ بدوند سمت ما یا بروند برای نجات کسانی که در آتش گرفتار شده‌اند. وقتی دود پخش شد و ما تلاش می‌کردیم راه باز کنیم، موج بزرگی از مردم که از آتش می‌گریختند به سمت خیابان هجوم آورد». سپس نیروهای امنیتی شروع به شلیک کردند.

علی در ادامه گفت: «نیروهای امنیتی به سوی جمعیت در حال فرار تیراندازی کردند. دیدم که مستقیم به سر مردم شلیک می‌کردند؛ با کلاشنیکف، ژ۳ و حتی دوشکا. انگار جهنم را می‌دیدی که می‌سوزد. هنوز هم نمی‌توانم آنچه دیدم را توضیح بدهم.»

گروهی از نیروها به سمت او آتش گشودند و علی و دوستانش برای پناه گرفتن دویدند.

وقتی جمعیت از بازار به خیابان‌های اطراف سرازیر شد، سیامک از فراری‌ها پرسید چه شده است. به او «گفتند بازار شهرداری و بازار بزرگ را آتش زده‌اند و اجازه ورود آتش‌نشان‌ها را نمی‌دهند.»

کوچه‌های باریک بازار مردم را گیر انداخت. وقتی آتش گسترش یافت، مردم مجبور شدند انتخاب کنند؛ داخل بازار بمانند و بسوزند یا بیرون بیایند. وقتی بیرون آمدند، به آن‌ها شلیک شد.

  • ماموران با حمله به بیمارستان تهرانپارس به معترضان زخمی تیر خلاص زدند

    ماموران با حمله به بیمارستان تهرانپارس به معترضان زخمی تیر خلاص زدند

رسانه‌های حکومتی گفتند بازار و یکی از مسجدهای آن «به‌دست آشوبگران وابسته به خارج» به آتش کشیده شد.

بیرون بازار، علی گفت شاهد یک کشتار عینی بود: «واقعا کلمه‌ای برای گفتن ندارم. مردم می‌خواستند آتش را خاموش کنند، اما گروهی از لباس‌شخصی‌ها به جمعیتی که برای خاموش کردن آتش تلاش می‌کردند حمله کردند و همان‌ها جلوی ورود آتش‌نشان‌ها را گرفتند. مردم را کاملا به دام انداخته بودند و به کسانی که فرار می‌کردند هم شلیک می‌کردند.»

علی گفت وقتی مسجد حاج مجتهد را در آتش دید، بازار از پیش شعله‌ور بود: «هنوز نمی‌توانم آنچه جلو چشمم رخ داد را تحلیل کنم. دیدم به بچه‌ها شلیک می‌کردند، به زن‌ها، به سالمندان… نمی‌توانم بگویم. دیدم خیلی‌ها را به سرشان زدند و خون در خیابان‌ها جاری شد.»

نیروهای امنیتی و مردان مسلح لباس‌شخصی «پشت سر فراری‌ها می‌رفتند و شلیک می‌کردند؛ انگار خاکسترها را هم تعقیب می‌کردند و می‌سوزاندند»، «هرگز از آنچه دیدم رها نمی‌شوم. هرگز»

از ساعت ۹ شب تا نیمه‌شب

برای سیامک، پیامدها به اندازه آشوب اولیه فاجعه‌بار بود: «دیدم مردم در خیابان‌های منتهی به بازار فرو می‌ریختند. تیراندازی از چند جهت بود. انفجارهای بلندی شنیده می‌شد؛ چیزی که مردم به آن بمب صوتی می‌گفتند. خودروهای سفید تویوتا هایلوکس با نیروهای نقاب‌دار زیر پل‌ها و در خروجی‌ها مستقر بودند.»

به گزارش گاردین در این زمان خبر پیچید که بازماندگان تیراندازی اولیه داخل بازار، اگر بیرون بیایند «تمام می‌شوند»، «اجازه نمی‌دادند زخمی‌ها زنده بمانند».

چندین نهاد حقوق بشری گزارش داده‌اند که مقام‌ها تا پس از نیمه‌شب اجازه دسترسی مناسب به خودروهای آتش‌نشانی برای مهار آتش را ندادند. در حالی که مغازه‌ها و خانه‌ها می‌سوخت، علی و سیامک عقب‌نشینی کردند، اما همان شب دوباره بازگشتند تا ببینند چه باقی مانده است.

  • اعتراض پزشکان و وکلای ایرانی-استرالیایی به نظامی‌سازی مراکز درمانی و سرکوب معترضان

    اعتراض پزشکان و وکلای ایرانی-استرالیایی به نظامی‌سازی مراکز درمانی و سرکوب معترضان

ساعت ۲ بامداد

در ساعات اولیه صبح، علی و دوستانش برای سرکشی به خیابان‌های اطراف بازار برگشتند. به گفته او، حدود ۵۰۰ مغازه سوخته بود و لکه‌هایی از آتش هنوز شعله‌ور بود: «انگار شهر به خاکستر نشسته بود. مثل یک کابوس.»

او گفت برخی اجساد از میان ویرانه‌ها بیرون آورده شده و در خیابان‌ها افتاده بودند؛ آن‌قدر سوخته که قابل شناسایی نبودند: «فکر نمی‌کنم راهی برای شناسایی عزیزان وجود داشته باشد، جز آزمایش دی‌ان‌ای.»

در بیمارستان‌ها و درمانگاه‌های شهر، موج مجروحان سرازیر شد.

بنا بر گفته یک پزشک (که به دلیل ترس از پیامدها نامش فاش نشده) و گزارش‌های گردآوری‌شده از اورژانس‌های رشت، بیمارستان‌ها «صدها مصدوم سوختگی از محدوده بازار رشت دریافت کردند؛ از جمله اجسادی با سوختگی جزئی و بیمارانی با سوختگی‌های گسترده درجه سه و چهار که در روزهای بعد جان باختند».

همچنین «صدها بیمار با جراحات ترکیبی گلوله و سوختگی مراجعه کردند؛ الگوی‌ای سازگار با افرادی که هنگام فرار از منطقه در حال سوختن هدف گلوله قرار گرفته‌اند».

به گفته این پزشک، الگوی جراحات و تلفات ثبت‌شده «بیشتر شبیه سناریوهای نبرد شهری است تا کنترل متعارف جمعیت».

سپیده‌دم

وقتی علی حدود ساعت پنح صبح دوباره بازگشت، اجساد از خیابان‌ها جمع‌آوری شده بودند.

  • از آتش تا گلوله؛ واشینگتن‌پست جزییات بیشتری از کشتار معترضان در رشت فاش کرد

    از آتش تا گلوله؛ واشینگتن‌پست جزییات بیشتری از کشتار معترضان در رشت فاش کرد

محمود امیری‌مقدم، مدیر سازمان ایران حقوق بشر مستقر در نروژ، گفت آنچه در رشت رخ داد «هیچ تردیدی درباره نیت مقام‌ها باقی نمی‌گذارد... شهر به میدان کشتار تبدیل شد؛ مردم در کوچه‌ها شکار شدند، در خیابان‌ها به گلوله بسته شدند، از مخفیگاه‌ها با آتش بیرون رانده شدند و وقتی زخمی بودند اعدام شدند. این نمونه‌ای آشکار از جنایت علیه بشریت طبق حقوق بین‌الملل است.»

برای سیامک، که از کشور گریخته، خاطره آن شب و آنچه خانواده‌ها در روزهای بعد با آن روبه‌رو شدند، جانکاه است: «خانواده‌ها مجبور بودند برای تحویل گرفتن پیکرها مبالغ سنگین بپردازند. کسانی که نمی‌توانستند بپردازند، پیکرها را از دست دادند.»

برخی خانواده‌ها شبانه اجساد را در خودروها پنهان کردند. برخی دیگر عزیزانشان را مخفیانه دفن کردند؛ گاهی در باغ‌ها، گاهی در گورهای بی‌نام.

او گفت: «بعد از کشتار، شهر ویران شده بود. نه اینترنت، نه ارتباط. هر جا می‌رفتم، می‌شنیدم کسی دیگر جان باخته است. مثل زندان بود؛ انزوای کامل.»

در این گزارش نام‌ها برای حفظ امنیت تغییر داده شده‌اند.

چهل و یکمین روز انقلاب ملی؛ مذاکرات مسقط و تداوم فضای امنیتی در ایران

۱۷ بهمن ۱۴۰۴، ۱۳:۴۲ (‎+۰ گرینویچ)

چهل‌ویکمین روز انقلاب ملی در شرایطی سپری شد که تحولات مرتبط با مذاکرات جمهوری اسلامی و آمریکا در مسقط، فضای سیاسی ایران را تحت تاثیر قرار داد. هم‌زمان، ادامه سرکوب معترضان از سوی جمهوری اسلامی با محکومیت‌ در داخل کشور و در سطح بین‌المللی همراه شد.

عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی و استیو ویتکاف، فرستاده ویژه آمریکا، جمعه ۱۷ بهمن به‌صورت غیرمستقیم در عمان مذاکره کردند.

بدر البوسعیدی، وزیر امور خارجه عمان، واسطه انتقال پیام میان تهران و واشینگتن در این گفت‌وگوها بود.

مقام‌ها و رسانه‌های جمهوری اسلامی تاکید کردند این مذاکرات صرفا محدود به پرونده هسته‌ای بود.

برد کوپر، فرمانده سنتکام، در ترکیب هیات مذاکره‌کننده ایالات متحده در مسقط حضور داشت. یک منبع دیپلماتیک جمهوری اسلامی به رویترز گفت حضور فرمانده سنتکام می‌تواند «مذاکرات هسته‌ای غیرمستقیم» میان ایران و آمریکا را به خطر بیندازد.

100%

عراقچی ساعاتی پیش از مذاکره با آمریکا در ایکس نوشت جمهوری اسلامی با «چشمانی باز» و بدون از یاد بردن تجربه‌های یک سال گذشته مذاکره خواهد کرد.

مقام‌های حکومت ایران نیز با تردید به گفت‌وگوهای مسقط نگریستند. اسماعیل کوثری، عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس، تاکید کرد مذاکرات عمان به جایی نخواهد رسید.

احمد علم‌الهدی، امام جمعه مشهد، هم گفت: «مذاکره‌ای که بالای میزش اسلحه و هواپیماست، مضحکه سیاست آمریکا است.»

یدالله جوانی، معاون سیاسی سپاه پاسداران، رونمایی حکومت از موشک «خرمشهر-۴» را «پیامی روشن» به آمریکا و غرب توصیف کرد و افزود: «نشستن پای میز مذاکره به معنای عقب‌نشینی از قدرت نظامی نیست.»

100%

احتمال رویارویی نظامی آمریکا و جمهوری اسلامی

پایگاه خبری وای‌نت گزارش داد تومر بار، فرمانده نیروی هوایی و شلومی بیندر، رییس اداره اطلاعات نظامی اسرائیل، نشستی طولانی و محوری را با تمرکز بر تکمیل آمادگی‌ها و تایید طرح‌ها برای اقدام احتمالی علیه جمهوری اسلامی به پایان رساندند.

به گزارش وای‌نت، این نشست در چارچوب سناریو حمله آمریکا به ایران برگزار شده است؛ سناریویی که در آن، اسرائیل در صورت هدف قرار گرفتن از سوی جمهوری اسلامی، ممکن است وارد عمل شود.

بلومبرگ نوشت برخی شرکت‌های مالک ابرنفت‌کش‌ها به‌دلیل نگرانی از تشدید تنش‌ها میان آمریکا و جمهوری اسلامی و پیامدهای احتمالی آن برای امنیت کشتی‌رانی در منطقه، سرعت عبور کشتی‌های خود از تنگه هرمز را افزایش داده‌اند.

شبکه ان‌بی‌سی به نقل از مقام‌های آمریکایی گزارش داد ارتش ایالات متحده همچنان در حال اعزام نیروها و سامانه‌های پدافند هوایی به خاورمیانه است.

بر اساس این گزارش، ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن نیز برای قرار گرفتن در محدوده حمله به ایران، به منطقه نزدیک‌تر می‌شود.

  • فیگارو: آیا تهران زیر تهدید حمله نظامی آمریکا بر سر برنامه هسته‌ای امتیاز می‌دهد؟

    فیگارو: آیا تهران زیر تهدید حمله نظامی آمریکا بر سر برنامه هسته‌ای امتیاز می‌دهد؟

محکومیت سیاست سرکوب جمهوری اسلامی

دانشجویان دانشگاه صنعتی خواجه نصیرالدین طوسی در بیانیه‌ای هشدار دادند: «کشور در وضعیت غیرعادی دائمی به‌ سر می‌برد؛ وضعیتی که محصول مستقیم یک نظم سرکوبگر است. اما حاکمیت و نهادهای وابسته به آن، از وزارت‌خانه‌ها تا دانشگاه‌ها، ماموریت دارند این غیرعادی‌ بودن را طبیعی جلوه دهند.»

آن‌ها افزودند: «در چنین وضعیتی، تلاش برای عادی‌سازی صرفا بی‌اخلاقی نیست؛ جنایت ایدئولوژیک است.»

بر اساس پیام‌های رسیده به ایران‌اینترنشنال از یک وکیل دادگستری، الگوی مشابهی از فشار امنیتی و تحمیل اتهامات سنگین به معترضان بازداشت‌شده در شهرهای مختلف استان گیلان به چشم می‌خورد.

این وکیل افزود بازجویان معترضان را تحت فشار می‌گذارند تا به اتهاماتی چون «قتل مامور»، «حمل سلاح»، «ساخت مواد منفجره» یا «همکاری با شبکه‌های بیگانه» اعتراف کنند.

هم‌زمان با تجمع ایرانیان مقابل پارلمان استرالیا، تعدادی از نمایندگان پارلمان در گفت‌وگو با ایران‌اینترنشنال از سیاست‌های سرکوبگرانه جمهوری اسلامی انتقاد کردند.

آن‌ها خواستار تشدید تحریم‌ها، تقویت فشارهای دیپلماتیک بر حکومت، پایان خشونت و تداوم دسترسی به اینترنت در ایران شدند و تاکید کردند دولت و مردم استرالیا در کنار مردم ایران ایستاده‌اند.

گروهی از جامعه‌شناسان با انتشار بیانیه‌ای تاکید کردند: «وضعیت کنونی حاصل برون‌داد سال‌ها انسداد سیاسی و اقتصادی است که طیف‌هایی از مردم را برای برون‌رفت از بن‌بست کنونی، ناگزیر به سوی یاریگری کشور‌های خارجی رهنمون ساخته است.»

امضاکنندگان بیانیه افزودند: «تکرار جرم‌انگاری برای معترضان بازداشت‌شده و در راس آنان متخصصان و فعالان حرفه‌ای صنوف درمانی، حقوقی، رسانه‌ای، هنری و دانشجویی از مصادیق تضییع حقوق بشر بوده و جامعه را به دوران جدید اعتراضات گسترده‌تر و عمیق‌تر پیش می‌برد.»

روایت یک وکیل:‌ ‌در گیلان معترضان بازداشتی را مجبور به پذیرش اتهامات سنگین می‌کنند

۱۷ بهمن ۱۴۰۴، ۱۰:۱۶ (‎+۰ گرینویچ)

بر اساس پیام‌های رسیده به ایران‌اینترنشنال از سوی یک وکیل دادگستری، الگوی مشابهی از فشار امنیتی و تحمیل اتهامات سنگین به معترضان بازداشت‌شده در شهرهای مختلف استان گیلان مشاهده شده است.

به گفته او، بسیاری از بازداشت‌شدگان هر دو روز یک‌بار از زندان به مراکز وابسته به اداره اطلاعات سپاه منتقل شده و تحت بازجویی‌های فشرده قرار می‌گیرند.

این وکیل می‌گوید خانواده‌ها گزارش داده‌اند که بازجویان معترضان را وادار می‌کنند به اتهاماتی چون «قتل مامور»، «حمل سلاح»، «ساخت مواد منفجره» یا «همکاری با شبکه‌های بیگانه» اعتراف کنند.

به گفته منابع، این اعتراف‌گیری‌ها با روش‌های خشن از جمله کشیدن کیسه بر سر، ایجاد اختلال در تنفس و اعمال فشارهای شدید جسمی و روانی انجام می‌شود.

این گزارش در ادامه مجموعه‌ای از روایت‌های پیشین قرار می‌گیرد که از انتقال بازداشت‌شدگان به بازداشتگاه‌های غیررسمی، شکنجه، تهدید به اعدام و تحمیل سناریوهای امنیتی مشابه در استان‌های مختلف ایران خبر می‌داد؛ الگویی که به گفته ناظران، با هدف پرونده‌سازی و مشروعیت‌بخشی به سرکوب گسترده اعتراضات دنبال می‌شود.

هاآرتص: توافق محدود هسته‌ای شکاف واشینگتن-تل‌آویو را عمیق‌تر می‌کند

۱۷ بهمن ۱۴۰۴، ۰۴:۳۳ (‎+۰ گرینویچ)

در آستانه مذاکرات تهران و واشینگتن در مسقط، هاآرتص گزارش داده است که تمرکز دولت ترامپ بر یک توافق محدود هسته‌ای، نگرانی اسرائیل را افزایش داده و این بیم را ایجاد کرده که چنین توافقی به تثبیت حکومت ایران پس از سرکوب اعتراضات داخلی بینجامد، نه تغییر رفتار یا ساختار قدرت در تهران.

بر اساس این تحلیل، بحران میان ایران و آمریکا طی روزهای اخیر به سطحی از «لبه پرتگاه» رسیده است. جمهوری اسلامی ابتدا اعلام کرد دیدار نماینده ترامپ، استیو ویتکاف، با مقام‌های ایرانی در عمان لغو شده، اما تنها ساعاتی بعد این تصمیم را پس گرفت. هرچند مذاکرات همچنان در دستور کار قرار دارد، اما به‌نوشته هاآرتص، احتمال دستیابی به توافقی جامع بسیار اندک است؛ چرا که اختلافات اساسی میان دو طرف پابرجاست و حکومت ایران تمایلی به عقب‌نشینی نشان نمی‌دهد.

هاآرتص می‌نویسد آمریکا فعلاً از کنار تحریکات اخیر حکومت ایران در خلیج فارس و دریای عرب، از جمله اعزام پهپاد به‌سوی شناورهای آمریکایی و تلاش برای توقیف نفتکش در تنگه هرمز، عبور کرده است. ترامپ همچنین با درخواست تهران برای انتقال محل مذاکرات از ترکیه به عمان و محدود شدن دامنه مشارکت کشورها موافقت کرده؛ اقدامی که از نگاه نویسنده، نشان می‌دهد کاخ سفید می‌خواهد مسیر دیپلماسی را- دست‌کم در کوتاه‌مدت - باز نگه دارد، حتی در حالی که آرایش گسترده نظامی آمریکا در نزدیکی ایران حفظ شده است.

  • مذاکرات عمان؛ آنچه از گفت‌وگوهای پیش رو میان تهران و واشینگتن می‌دانیم

    مذاکرات عمان؛ آنچه از گفت‌وگوهای پیش رو میان تهران و واشینگتن می‌دانیم

به گزارش هاآرتص، خواسته‌های علنی واشینگتن بر توقف کامل برنامه هسته‌ای ایران، خروج اورانیوم غنی‌شده از کشور و ممنوعیت دائمی غنی‌سازی داخلی متمرکز است. با این حال، پیام‌های آمریکا درباره دو موضوع کلیدی دیگر- برنامه موشک‌های بالستیک و حمایت حکومت ایران از گروه‌های نیابتی - متناقض بوده؛ مسائلی که اسرائیل آن‌ها را حیاتی می‌داند و بیم دارد در مذاکرات نادیده گرفته شوند.

این روزنامه اسرائیلی تاکید می‌کند که حکومت ایران به‌دنبال خرید زمان و کاهش تحریم‌هاست؛ تحریم‌هایی که اقتصاد کشور را به‌شدت تضعیف کرده و جرقه اعتراضات گسترده دی ماه را زد، اعتراضاتی که با سرکوب خونین متوقف شد. هاآرتص با اشاره به ارزیابی نهادهای اطلاعاتی غربی می‌نویسد آمار قربانیان احتمالاً بین ۱۰ تا ۱۵ هزار نفر است.

پنجم بهمن ماه، شورای سردبیری ایران‌اینترنشنال در بیانیه‌ای با استناد به مدارک و روایت‌های تازه اعلام کرد ابعاد خشونت نیروهای سرکوب جمهوری اسلامی در جریان انقلاب ملی فراتر از برآوردهای اولیه بوده و بیش از ۳۶ هزار و ۵۰۰ نفر در این سرکوب هدفمند به دستور علی خامنه‌ای، دیکتاتور تهران، کشته‌ شده‌اند.

در بخش دیگری از گزارش هاآرتص آمده است که تمرکز ترامپ بر توافق هسته‌ای، عملاً خواسته معترضان ایرانی برای تغییر رژیم را نادیده می‌گیرد و حتی می‌تواند حکومت را تقویت کند؛ زیرا رفع تحریم‌ها به تزریق منابع مالی تازه به تهران می‌انجامد. از دید مخالفان ایرانی، این رویکرد ممکن است ترامپ را به‌عنوان رهبری ثبت کند که آنان را رها کرد- خیانتی که حتی از عملکرد باراک اوباما در قبال جنبش سبز ۱۳۸۸ نیز سنگین‌تر تلقی می‌شود.

  • نتانیاهو از شرایط بالقوه برای سقوط حکومت ایران خبر داد

    نتانیاهو از شرایط بالقوه برای سقوط حکومت ایران خبر داد

هاآرتص می‌نویسد بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، آشکارا خواهان سرنگونی رژیم ایران است و این هدف را سال‌هاست تکرار می‌کند. با این حال، در شرایط کنونی به نظر می‌رسد ترامپ تنها به توافق هسته‌ای می‌اندیشد، نه تغییر رژیم. در عین حال، نگرانی اصلی تل‌آویو آن است که حتی در صورت امضای توافقی سخت‌گیرانه، ترامپ یا دولت‌های پس از او اراده‌ای برای اجرای دقیق آن نداشته باشند.

این گزارش می‌افزاید اسرائیل در عرصه عمومی درباره بحران ایران سکوتی کم‌سابقه اختیار کرده، اما در محافل داخلی، بخش بزرگی از دولت و نهادهای امنیتی ترجیح می‌دهند روندها به‌سمت اقدام نظامی آمریکا برود، نه توافق دیپلماتیک؛ هرچند مشخص نیست چنین اقدامی چگونه می‌تواند دوباره مردم ایران را به خیابان‌ها بازگرداند.

در پایان، هاآرتص با انتقاد از ضعف ساختاری دولت ترامپ در بهره‌گیری از دیپلمات‌ها و کارشناسان مجرب می‌نویسد هر توافقی به کیفیت طراحی و اجرای آن وابسته است - و این همان نقطه‌ضعفی است که می‌تواند هم در پرونده ایران و هم در سایر ابتکارهای دیپلماتیک آمریکا، از جمله غزه، به شکست بینجامد.

درمان زیر رگبار؛ مرثیه‌ای بر مرگ بی‌طرفی پزشکی در ایران وقتی حکومت کشتار می‌کند

۱۶ بهمن ۱۴۰۴، ۲۲:۲۴ (‎+۰ گرینویچ)

روایت‌های چند پزشک از روزهای خونین سرکوب مردم در جریان انقلاب ملی ایرانیان نشان می‌دهد جمهوری‌اسلامی با امنیتی‌کردن بیمارستان‌ها، بازداشت مجروحان و تهدید و بازداشت کادر درمان، بی‌طرفی پزشکی را هدف گرفته‌اند؛ تا جایی که درمان گلوله‌خورده‌ها به پارکینگ‌های تاریک کشیده شده است.

بخش زیادی از کادر درمان در یک ماه اخیر به دلیل انجام وظایف حرفه‌ای خود از سمت حکومت آزارهای جدی دیده‌اند و بنابر گزارش‌ها، دست کم سی پزشک، پرستار و دیگر اعضا کادر درمان به دلیل درمان مجروحین دستگیر شده‌اند.

در برخی گزارش‌ها هم این نگرانی مطرح شده که با توجه اتهامات طرح شده علیه کادر درمانی بازداشت‌شده ممکن است برای برخی از آن‌ها حکم اعدام صادر شود.

آن‌چه در پی می‌آید گزارش روایی یک روزنامه‌نگار داخل کشور از روایت‌هایی است که از کادر درمان در چند شهر ایران شنیده است.

این گزارش، تصویری روشن از ۳۶ ساعت، از ۸ شب پنجشنبه ۱۸ دی‌ماه تا ۸ صبح شنبه جمعه ۱۹ دی‌ماه، به دست می‌دهد.

۱۸ دی ماه، ۱۰:۳۰ شب؛ پارکینگ زیر رگبار

پارکینگ یک مجتمع ساختمانی در فردیس؛ صدای تیراندازی از همه طرف به گوش می‌رسد، کف زمین پر از مجروحین زخمی است، یک پزشک مشغول احیای قلبی جوانی است که گلوله‌ای به شکمش خورده است، دو همکار او و همسرش هم مشغول رسیدگی به سایر مجروحان هستند.

دختری بیست‌ ساله با چشم‌های باز و پیچیده‌شده در میان پتو در کنار یکی از ستون‌های پارکینک و کنار یک ماشین روی زمین دراز کشیده و به خواب ابدی فرو رفته است.

پدرش بالای سر او اشک می‌ریزد و با ناله اسمش را صدا می‌زند و از او می‌خواهد که با هم به خانه برگردند. کمی بعد صدای مادر داغدار دخترک هم به گوش می‌رسد که تازه به آن‌جا رسیده است.

شدت خون به زمین ریخته به حدی زیاد است که یکی از ساکنان مجبور می‌شود بخش‌هایی از حیاط را با شلنگ آب بشوید.

حدود ۱۰ مجروح دیگر نیز با فاصله کم از هم بر روی زمین دراز کشیده‌اند و در حال دریافت سرم یا مسکن هستند. دو تا از آن‌ها تنها هستند و هیچ همراهی با خود ندارند. یکی از آنها پیرمردی است که نیمه نشسته به دیوار تکیه داده است و انگار در دنیایی دیگر است و تنها با صدای «حاجی چیزی نیاز نداری» پزشک به خودش می‌آید و سری به علامت نفی تکان می‌دهد.

  • در سرکوب وحشیانه مردم، خودرو زرهی معترضان را در اردبیل زیر گرفت

    در سرکوب وحشیانه مردم، خودرو زرهی معترضان را در اردبیل زیر گرفت

لحظه‌ای نور چراغ گردان اتومبیل گشت نیروهای سرکوب در حیاط انعکاس می‌یابد، همهمه جمع به طور غریزی فرو می‌کاهد و همه با نگاه‌های ترسیده یکدیگر را به سکوت دعوت می‌کنند، مادر زن جوان جان‌باخته آخرین کسی است که ناله درد خود را فرو می‌خورد.

اتومبیل در نزدیکی جلوی در ساختمان متوقف می‌شود و صدای پیاده شدن و حرف زدن ماموران امنیتی با هم به گوش می‌رسد. همه نفس‌ها در سینه حبس شده، هرکسی انگار صدای طپش قلب خود را می‌شنود.

۹۰ ثانیه این‌گونه با ترس سپری می‌شود، ماموران که چیزی ندیده‌اند و نشنیده‌اند دوباره سوار خودرو شده و سایه چراغ گردان آرام آرام از خانه دور می‌شود.

سه نفر از حاضران با هم پیکر دخترک را در میان پتو پیچیده شده، بلند می‌کنند و داخل صندلی پشتی یک ماشین می‌گذارند.

عملیات احیای پزشک روی مرد جوانی که گلوله به شکمش خورده بود هم جواب نداد، جوان دیگری را هم از دست داده‌ایم.

100%


۱۹ دی‌ماه، ۲ بامداد؛ تلفن‌ها از داخل کاورها زنگ می‌خورد

یک پزشک اورژانس بیمارستان در یکی از شهرهای ایران می‌گوید از شامگاه پنجشنبه، ۵۹ معترض کشته‌شده را به بیمارستان محل کار او منتقل کرده‌اند. دو نفر از این جان‌باخته‌ها با شلیک مستقیم به سر و بقیه اکثرا با شلیک به قفسه سینه و شکم مجروح شده و جان‌باخته‌اند.

پیکرها زیر نظر ماموران امنیتی با عجله تمام و در حالی‌که بسیاری هنوز لباس به تن داشتند، در کاور‌های پلاستیکی ویژه فوت‌شدگان گذاشته و به تدریج به سردخانه منتقل می‌‌شدند.

این پزشک می‌گوید صدای ممتد زنگ تلفن‌های همراه این کشته‌شدگان از داخل‌کاورهای پلاستیکی شنیده می‌شد. به نظر می‌رسد آن سوی خط خانواده‌های نگران دنبال خبری از عزیزان خود بودند.

در این بین پرستاران و پزشکان شیفت با چشمان اشک‌بار چیزی را مشاهده کردند که به گفته این پزشک محال است هرگز فراموش کنند.

یکی از همکاران این پزشک، از قول مدیر تنها مرکز تخصصی جراحی خصوصی در این شهر روایت دیگری از کشتار به دست می‌دهد. او می‌گوید پیکر ۵۰ معترض کشته شده به آن‌جا منتفل شده و اکثریت آن‌ها به خاطر اصابت گلوله به قفسه سینه و شکم جان باخته‌اند.

۱۹ دی‌ماه، ۸ شب در جدال نابرابر چشم و ساچمه

پزشک اورژانس بیمارستانی در شهری دیگر از نزدیک به ۶۰ مورد آسیب با تیر ساچمه‌ای گزارش می‌دهد که تقریبا نیمی از آن‌ها آسیب‌ چشمی و بقیه آسیب به قفسه سینه، زانوها و ناحیه ژنیتال بوده است. موارد چشمی باید سریعا به بیمارستان‌های فوق‌ تخصصی اعزام شوند.

البته شلیک تیرهای ساچمه‌ای به طور عمدی به چشم و بدن معترضان در سال ۲۰۲۲، در جریان جنبش «زن، زندگی، آزادی» نیز وجود داشت، اما در این مورد هم، تعداد آسیب‌دیدگان چشمی از جهت شدت و گستردگی اصلا با گذشته قابل قیاس نیست.

  • بلوار هفت‌تیر مشهد و شب‌هایی که شهروندان زیر آتش سرکوب ماندند

    بلوار هفت‌تیر مشهد و شب‌هایی که شهروندان زیر آتش سرکوب ماندند

بر اساس گزارش‌ منابع مستقل نزدیک به هفت هزار نفر با آسیب چشمی به مرکز خصوصی چشم پزشکی نور تهران مراجعه کرده‌اند. منابع موثق همچنین از مراجعه نزدیک به ۷۰۰ نفر به خاطر شلیک تیر ساچمه‌ای به چشم به بیمارستان‌های فیض و میلاد اصفهان اشاره می‌کنند که متاسفانه بیش از نیمی از آنها آسیب دو چشمی بوده است.

نکته مهم این‌که، به گفته این پزشک الگوی آسیب تیرهای ساچمه‌ای خصوصا در ناحیه چشم‌ها و ناحیه‌ ژنیتال به طور مشترک از طرف چند نفر از پزشکان از مناطق متفاوت کشور اشاره شده است.

الگوی شلیکی که نشان از یک فرمان مشترک و عمومی دارد که نه برای متفرق کردن معترضان، بلکه برای نقص عضو دائم و ایجاد یک تروما در ناخودآگاه جمعی جامعه طراحی شده است.

۱۹ دی‌ماه، ساعت ۱۰ شب؛ بیمارستان‌ها در کنترل ماموران است

پزشکی متخصص ارتوپدی می‌گوید از شامگاه پنجشنبه ۱۸ دی‌ماه ۲۸ مورد عمل جراحی ارتوپدی برای مجروحینی که مورد اصابت تیر جنگی قرار گرفته‌اند انجام داده‌است. بیشتر گلوله‌ها به ران و لگن اصابت کرده‌اند، اما در این میان چند مورد شلیک به استخوان‌های ساق پا هم دیده می‌شود.

بنابر مشاهدات و گزارش این پزشک ارتوپد، ماموران امنیتی در تمام بیمارستان حضوری آشکار دارند و این حضور حتی در پشت در اتاق‌های عمل نیز امتداد دارد.

100%

پزشک دیگری از بیمارستانی در تهران هم از جلسه یک ساعته ماموران امنیتی با رییس و «مترون» بیمارستان در جهت توجیه آنان برای اعلام لیست مشخصات مجروحین مراجعه کننده به نیروهای امنیتی در شب ۱۹ دی‌ماه خبر می‌دهد.

او در ادامه روایت خود، از شرایط روحی نابسامان و متناقض کادر درمان پس از ابلاغ این دستور و دو راهی که بر سر آن گرفتار شده‌اند سخن می‌گوید، جایی‌ که مرزهای اخلاقی و حفظ حیات در هم آمیخته است.

به گفته او، کادر درمان می‌دانستند تلاش برای حفظ هویت مجروحان می‌تواند قماری جدی برای زندگی و جان آن‌ها و حتی خطر برای خانواده‌‌‌هایشان باشد. اما از طرف دیگر مطابق سوگند حرفه‌ای خود باید هویت و سلامت بیماران خود را در اولویت بگذارند و تخطی اجباری از این وظیفه حرفه‌ای باعث ایجاد فشار روحی و حس انزجار از خود در بسیاری از آنان شده است.

  • ماموران با حمله به بیمارستان تهرانپارس به معترضان زخمی تیر خلاص زدند

    ماموران با حمله به بیمارستان تهرانپارس به معترضان زخمی تیر خلاص زدند

البته گزارش‌های دست اول متعددی از مقاومت کادر درمان در این مورد وجود دارد.

متخصص طب اورژانس در اورژانس یکی از بیمارستان‌های مشهد مجروحین را بدون ثبت مشخصات و تا حد ممکن به طور سرپایی درمان می‌کرد.

گزارش‌هایی از درمان آسیب دیدگان چشمی به همین شکل در بیمارستانی در شهر تهران هم وجود دارد.

گزارش‌های منتشرشده از اتاق‌های عمل بیمارستان الزهرا اصفهان هم از مقاومت پرسنل اتاق عمل در ممانعت از افشای هویت مجروحین تا حد ممکن حکایت دارد.

کارد درمان ایستاد؛ درمان مجروح شد

در حالی‌که همه این موارد از ایجاد محیط امنیتی در بیمارستان و ایجاد ترس در مجروحان از مراجعه تا آزار و بازداشت پزشکان از مصادیق بارز محروم‌سازی عامدانه شهروندان از درمان است، آن‌چه در اتاق‌های عمل و درمان رُخ داد و هنوز ادامه دارد، تنها سرکوب یک اعتراض نیست این اعلان مرگ بی‌طرفی پزشکی است.

بیمارستان که بر اساس کنوانسیون‌های بین‌المللی باید منطقه‌ای امن و بی‌طرف برای نجات هر انسانی (فارغ از عقیده او) باشد، حالا به امتداد بازداشتگاه‌ها تبدیل شده است.

اما نقض سیستماتیک بی‌طرفی پزشکی در ایران امروز، تنها به دستگیری کادر درمان محدود نمی‌شود، این یک تروریسم درمانی است. چرا که وقتی مجروح از ترس بازداشت، جراحی در پارکینگ تاریک را به اتاق عمل مجهز ترجیح می‌دهد، یعنی حکومت موفق شده است مفهوم امنیت درمانی را به کلی نابود کند.

در نهایت اینکه این فشار سیستماتیک بر کادر درمان و جرم‌انگاری امر درمان، در آینده نیز موجد بحرانی بزرگ است که با تخریب بیمارستان به عنوان آخرین سنگر اعتماد اجتماعی، بذر یک عدم اطمینان عمومی عمیق را در ناخودآگاه جمعی جامعه می‌کارد.

وقتی شفقت پزشکی با اتهام محاربه پاسخ داده می‌شود، امنیت سلامت شهروندان برای دهه‌ها به مخاطره می‌افتد؛ این سهمگین‌ترین میراث مرگ بی‌طرفی پزشکی در ایران خواهد بود.