• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

ترامپ ناتو را به‌دلیل حمایت نکردن از جنگ علیه جمهوری اسلامی «بزدل» خواند

۲۹ اسفند ۱۴۰۴، ۱۴:۵۳ (‎+۰ گرینویچ)

دونالد ترامپ، رییس‌جمهوری آمریکا، کشورهای عضو ناتو را به‌دلیل حمایت نکردن‌شان از جنگ آمریکا و اسرائیل علیه جمهوری اسلامی مورد انتقاد قرار داد و آنها را «بزدل» خواند. او تاکید کرد که آمریکا این موضوع را از یاد نخواهد برد.

ترامپ، جمعه ۲۹ اسفند در تروث سوشال نوشت: «بدون ایالات متحده آمریکا، ناتو یک ببر کاغذی است! آنها نمی‌خواستند برای متوقف کردن ایرانِ مجهز به توان هسته‌ای وارد جنگ شوند.»

رییس‌جمهوری آمریکا اعلام کرد که کشورهای ناتو نمی‌خواهند به نبرد علیه جمهوری اسلامی بپیوندند، اما همچنان از قیمت‌های بالای نفت شکایت می‌کنند.

او نوشت: «حالا که این نبرد از نظر نظامی پیروز شده و خطر بسیار کمی برای آن‌ها دارد، از قیمت بالای نفتی که مجبور به پرداخت آن هستند شکایت می‌کنند، اما نمی‌خواهند برای بازگشایی تنگه هرمز کمک کنند، اقدامی نظامی ساده که تنها دلیل قیمت بالای نفت است.»

ترامپ در پایان نوشت: «انجام این کار برای آن‌ها بسیار آسان و کم‌ریسک است. ترسوها، و ما به یاد خواهیم داشت.»

پیشتر رییس‌جمهوری آمریکا از متحدان اصلی و برخی دیگر کشورها خواسته بود که به تامین امنیت کشتی‌رانی از طریق تنگه هرمز تحت کنترل جمهوری اسلامی کمک کنند.

شبکه خبری اِی‌بی‌سی، شامگاه ۲۵ اسفند، بر اساس یک پیام محرمانه نوشت که مارکو روبیو، وزیر امور خارجه ایالات متحده، به دیپلمات‌های این کشور در سراسر جهان دستور داده است که دولت‌های خارجی را به «اقدام سریع برای کاهش توانایی‌های [حکومت] ایران و گروه‌های تروریستی همسو با آن با هدف حمله به کشورها و شهروندان ما» ترغیب کنند.

بر اساس این نامه، خطر حمله از سوی جمهوری اسلامی و نیروهای نیابتی‌اش «افزایش» یافته است.

از زمان آغاز حملات آمریکا-اسرائیل در نهم اسفند، بازارهای جهانی متلاطم شده و قیمت نفت افزایش یافته است.

آلمان، بریتانیا، فرانسه، ایتالیا، هلند، ژاپن و کانادا در یک بیانیه مشترک پنجشنبه متعهد شدند که به «تلاش‌های مناسب برای تضمین عبور امن از تنگه» بپیوندند. اما صدراعظم آلمان، فریدریش مرتس، روشن کرد که این امر منوط به پایان درگیری‌هاست.

امانوئل مکرون، رییس‌جمهوری فرانسه، پس از نشست اتحادیه اروپا در بروکسل گفت که دفاع از حقوق بین‌الملل و ترویج کاهش تنش «بهترین کاری است که می‌توانیم انجام دهیم».

او افزود: «من نشنیده‌ام کسی در اینجا تمایلی برای ورود به این درگیری ابراز کند، بلکه کاملا برعکس.»

ناتو ماموریت خود در عراق را «تنظیم» می‌کند

همچنین در تحولی دیگر، ناتو جمعه و در پی گزارشی رسانه‌ای مبنی بر اینکه این ائتلاف به دلیل درگیری‌های نظامی در خاورمیانه خارج کردن نیروهای خود از عراق را آغاز کرده، اعلام کرد که در حال «تنظیم» وضعیت ماموریت خود در عراق است.

آلیسون هارت، سخنگوی ناتو، در ایمیلی به رویترز گفت: «می‌توانیم تایید کنیم که در چارچوب ماموریت ناتو در عراق، در حال تنظیم وضعیت خود هستیم. ما در هماهنگی نزدیک با متحدان و شرکا کار می‌کنیم.»

او افزود: «ایمنی و امنیت نیروهای ما در اولویت اصلی قرار دارد، به همین دلیل از ارائه جزئیات بیشتر درباره این موضوع خودداری می‌کنیم. گفت‌وگوی سیاسی و همکاری عملی ناتو و عراق، از جمله از طریق ماموریت ناتو در عراق، ادامه خواهد یافت.»

هم‌زمان جمعه، وزیر دفاع لهستان روز جمعه و در حالی که درگیری‌ها در خاورمیانه ادامه دارد، اعلام کرد که این کشور نیروهای خود را از عراق خارج کرده است.

ولادیسواف کوسینیاک-کامیژ در حساب خود در ایکس نوشت: «به‌دلیل وخامت وضعیت امنیتی در منطقه خاورمیانه و پس از تحلیل شرایط عملیاتی و تهدیدات احتمالی، تصمیم گرفته شد که گردان نظامی لهستان از عراق منتقل شود.»

Banner
Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند
۱
اختصاصی

هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند

۲

آمریکا شبکه‌های مرتبط با پسر علی شمخانی و حزب‌الله لبنان را تحریم کرد

۳

تشدید شکاف میان آمریکا و بریتانیا در قبال ایران؛ ترامپ استارمر را به «حفاری نفتی» فراخواند

۴
تحلیل

چرا درآمد ۱۰۰ میلیارد دلاری عوارض تنگه هرمز یک افسانه است

۵
تحلیل

وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است

Banner

انتخاب سردبیر

  • ترامپ در راه رسیدن به توافقی بهتر از برجام با چه موانعی روبه‌روست؟
    تحلیل

    ترامپ در راه رسیدن به توافقی بهتر از برجام با چه موانعی روبه‌روست؟

  • اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

    اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

  • وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است
    تحلیل

    وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است

  • فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

    فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

  • سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»
    روایت شما

    سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»

  • هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند
    اختصاصی

    هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند

  • تنگه هرمز به گلوگاه بحران جهانی تبدیل شده است؛ هشدار درباره پیامدهای بی‌عملی اروپا

    تنگه هرمز به گلوگاه بحران جهانی تبدیل شده است؛ هشدار درباره پیامدهای بی‌عملی اروپا

•
•
•

مطالب بیشتر

پیام نوروزی شاهزاده رضا پهلوی: در سال پیش رو، رژیم ضحاکی را برای همیشه در خاک خواهیم کرد

۲۹ اسفند ۱۴۰۴، ۱۴:۴۵ (‎+۰ گرینویچ)

شاهزاده رضا پهلوی در پیام خود به مناسبت فرا رسیدن نوروز ۱۴۰۵ با اشاره به کشته شدن علی خامنه‌ای، دیکتاتور تهران در سالی که گذشت، نوشت که در سال جدید، «ما با هم این رژیم ضحاکی را برای همیشه در خاک خواهیم کرد.»

شاهزاده رضا پهلوی جمعه ۲۹ اسفند، در این پیام گفت: «هم‌میهنانم، امروز، سال خود را در میانه‌ نبردی میهنی با جمهوری اسلامی انیرانی، و با یاد همه فرزندان دلاور و جاویدنام ایران، نو می‌کنیم.»

شاهزاده رضا پهلوی افزود: «سالی که گذشت، سال سازماندهی برای اقدام نهایی بود؛ سال شکوه همبستگی ملی، شجاعت‌های کم‌نظیر، و فداکاری‌های بزرگ؛ سالی که ما را یک گام بلند به پیروزی نهایی نزدیک‌تر کرد؛ سالی که نشان داد عزم ملت ایران برای ساختن آینده‌ای آزاد و آباد، استوارتر از همیشه است.»

او با اشاره به کشته شدن علی خامنه‌ای ادامه داد: «در سالی که گذشت، ضحاک زمانه کشته شد و پاسدارانش هنوز نتوانسته‌اند او را در خاک کنند. در سالی که پیش روست، ما با هم این رژیم ضحاکی را برای همیشه در خاک خواهیم کرد.»

علی خامنه‌ای در اولین لحظات حملات مشترک آمریکا و اسرائیل علیه جمهوری اسلامی در روز ۹ اسفند ۱۴۰۴ در تهران کشته شد و جمهوری اسلامی هنوز نتوانسته مراسم تدفین جنازه او را برگزار کند.

سال جدید، سال پیروزی انقلاب شیرو‌خورشید ایران

شاهزاده رضا پهلوی همچنین در بخش دیگری از پیام نوروزی خود به سرکوب معترضان در جریان انقلاب ملی ایرانیان اشاره کرد و گفت: «ایران ما در سال گذشته، ده‌ها هزار تن از بهترین فرزندانش را در نبرد با این رژیم ضحاکی از دست داد. به روان پاک‌‌شان درود می‌فرستیم، در کنار خانواده‌های‌شان می‌ایستیم، و با آن جان‌های دلیر، و با یکدیگر، پیمان می‌بندیم که سال نو را به سال پیروزی انقلاب شیرو‌خورشید ایران بدل کنیم.»

شورای سردبیری ایران‌اینترنشنال در پنجم بهمن ماه ۱۴۰۴ در بیانیه‌ای با استناد به مدارک و روایت‌های تازه اعلام کرده بود که ابعاد خشونت نیروهای سرکوب جمهوری اسلامی در جریان انقلاب ملی فراتر از برآوردهای اولیه بوده و بیش از ۳۶ هزار و ۵۰۰ نفر در این سرکوب هدفمند به دستور علی خامنه‌ای، دیکتاتور تهران، کشته‌ شده‌اند.

شاهزاده رضا پهلوی تاکید کرد: «در این لحظات آغازین سال، دل‌های‌مان را روشن‌تر، و اتحادمان را محکم‌تر می‌کنیم، و با گام‌هایی استوارتر به سوی ایران آزاد و آباد پیش می‌رویم. نوروزتان پیروز! پاینده ایران!»

پیام شهبانو فرح پهلوی: نوروز با رستاخیزی بزرگ برای بازپس‌گیری آزادی ایرانیان

شهبانو فرح پهلوی در پیام نوروزی خود، این نوروز را هم‌زمان با «رستاخیزی بزرگ برای بازپس‌گیری آزادی و سربلندی ملی» توصیف کرد و به «کشتار خیابانی» دی‌ماه اشاره کرد که هزاران جوان ایرانی را از خانواده‌هایشان گرفته است.

100%

شهبانو فرح پهلوی نوروز را بزرگ‌ترین جشن باستانی ایرانیان و کهن‌ترین جشن سال نو در جهان دانست و گفت نوروز امسال برای مردم ایران معنایی خاص و عمیق‌تر از سال‌های گذشته دارد.

او با ابراز همدلی و مهر نسبت به خانواده‌های جان‌باختگان، گفت به آنان می‌اندیشد و برایشان آرامش و شکیبایی آرزو می‌کند و تأکید کرد در سوگ بازماندگان این «جاویدنامان میهن» شریک است.

شهبانو در ادامه ابراز امیدواری کرد که نیروی مردم از این پس صرف سازندگی ایران و بازگرداندن آن به جایگاه شایسته‌اش در میان کشورهای پیشرفته شود و بار دیگر نام ایران با همان احترام و سربلندی گذشته شناخته شود.

او در پایان گفت آرزویش دیدن سرور و شادی هم‌میهنان در آینده‌ای نزدیک و در «ایرانی آزاد و سربلند» است و ابراز امیدواری کرد نوروز امسال همراه با «پیروزی نهایی نور بر تاریکی» باشد.

پیام نوروزی یاسمین پهلوی: نوروز را به نام جاویدنامان میهن گرامی می‌داریم

یاسمین پهلوی در پیامی نوروزی گفت امسال نوروز به نام ایران و به نام جاویدنامان میهن گرامی داشته می‌شود؛ «شجاع‌ترین و آگاه‌ترین فرزندان ایران» که به گفته او سراسر نور، مهر و امید بودند و وجودشان را فدای میهن کردند.

او نوروز را نماد بازگشت زندگی پس از سخت‌ترین زمستان‌ها دانست و تاکید کرد در آستانه «فصل تازه و روشن» تاریخ ایران، با قدرت، همدلی و وفاداری، راه جان‌باختگان ادامه خواهد یافت.

او در پایان گفت: «نوروز پیروز. پاینده ایران.»

روایت ۱۴۰۴؛ وقتی ورزش ایران آیینه انقلاب شد

۲۹ اسفند ۱۴۰۴، ۱۴:۳۳ (‎+۰ گرینویچ)
•
محسن صالحی

سال ۱۴۰۴ در تاریخ ورزش ایران، سالی بود که در آن «میدان» معنای خود را تغییر داد. در این سال، استادیوم‌ها، تشک‌های کشتی و سکوهای قهرمانی دیگر صرفا محل نمایش قدرت بدنی نبودند، بلکه به تریبونی برای انعکاس فریادهای انقلاب ملی ایرانیان بدل شدند.

در روزهایی که سرمای زمستان با خون گرم جوانان وطن در دی‌ماه پیوند خورد، جامعه ورزش ایران نیز با هزینه‌های سنگین، جاویدنام شدن ستاره‌هایش و ایستادگی چهره‌های ماندگار، فصلی نوین را ورق زد.

این سال را از دریچه ۱۰ تصویری که در حافظه جمعی ایرانیان حک شد، مرور می‌کنیم.

طرد «گرگ پارسی» و برآمدن نام مسعود ذات‌پرور

سقوط محبوبیت هادی چوپان، قهرمان پیشین مسترالمپیا، یکی از معنادارترین اتفاقات سال بود. در حالی که جامعه بدنسازی ایران بیشترین آمار جاویدنامان را در جریان انقلاب ملی تقدیم میهن کرد، سکوت سنگین هادی چوپان در برابر کشتار بی‌سابقه مردم، خشم عمومی را برانگیخت.

او که روزی نماد غرور ملی بود، در سال ۱۴۰۴ با کارزار گسترده‌ای روبرو شد که مردم در آن، تصاویر او را از دیوار باشگاه‌ها پایین کشیده و نام و چهره مسعود ذات‌پرور، قهرمان دو دوره فیزیک کلاسیک جهان را جایگزین کردند.

مسعود ذات‌پرور به همراه قهرمانان دیگری چون عرشیا براری، عرفان بزرگی، مجید جلیلیان، حسین یغمایی، منصور شاهسواری، حامد فخرایی، محمدحسین وثوقی و علی‌اصغر شیری، ورزشکارانی بودند که با شلیک گلوله‌های جنگی در راه وطن جان باختند.

در برابر این فاجعه، چوپان تنها به یک پیام کوتاه بسنده کرد که برای مردمی که قهرمانانشان را در خیابان از دست می‌دادند، هرگز کافی نبود.

طنین «خون جوانان وطن» در گود تنهایی رسول خادم

در بهمن‌ماه سیاه ۱۴۰۴، تصویری از جهان‌پهلوان رسول خادم در زورخانه آتش‌نشانی تهران مخابره شد که تمام ابعاد یک تراژدی ملی را در خود داشت.

خادم، با جامه سیاهی که نشان از عزای ملی داشت، در حالی که تصنیف ماندگار «از خون جوانان وطن لاله دمیده» در فضای زورخانه طنین‌انداز بود، میل گرفت.

او که همیشه در سخت‌ترین روزها کنار مردم بوده، با بغضی در گلو رو به حاضران گفت: «خدایا مردم ما بی‌پناه و دست‌تنگ هستند. هر کسی در هر مقامی حق این مردم را می‌خورد و به آن‌ها ظلم می‌کند، ذلت و روسیاهی‌اش را به دنیا نشان بده.»

این حضور نمادین و دعای صریح او علیه ظالمان، موجی از ستایش را در شبکه‌های اجتماعی برانگیخت و کاربران او را تنها «مرد باشرف» و «اسطوره واقعی» نامیدند که پهلوانی را از روی تشک کشتی به متن زندگی مردم آورده است.

عصیان دختران ایران در مستطیل سبز استرالیا

تیم ملی فوتبال زنان ایران در جام قهرمانی آسیا ۲۰۲۶ در استرالیا، دست به اقدامی تاریخی زد. بازیکنان و کادر فنی در نخستین دیدار بین‌المللی پس از آغاز حملات آمریکا و اسرائیل به جمهوری اسلامی، در مقابل کره جنوبی از خواندن سرود جمهوری اسلامی امتناع کردند.

این اقدام جسورانه بلافاصله با واکنش‌های تند نهادهای امنیتی و عوامل صداوسیما روبه‌رو شد. محمدرضا شهبازی، مجری حکومتی، آن‌ها را «خائن و بی‌شرف» خطاب کرد و خواستار برخورد شدید شد.

فشارها به قدری زیاد بود که ۷ نفر از اعضای تیم درخواست پناهندگی دادند.

اگرچه بعدها با فشارهای امنیتی برخی منصرف شدند، اما عاطفه رمضانی‌زاده و فاطمه پسندیده در استرالیا ماندند تا صدای اعتراض زن ایرانی باشند.

ابعاد این اتفاق چنان گسترده بود که حتی دونالد ترامپ در گفت‌وگو با نخست‌وزیر استرالیا، رسما خواستار حمایت از این فوتبالیست‌های معترض شد.

رشید مظاهری؛ فریاد صریح علیه راس هرم قدرت

رشید مظاهری، دروازه‌بان سرشناس فوتبال ایران، امسال مرزهای شجاعت را جابه‌جا کرد. او نخستین فوتبالیست درجه‌یکی بود که بدون لکنت، علی خامنه‌ای را مسئول مستقیم کشتار انقلاب ملی نامید.

مظاهری در ویدئویی که به رسانه‌ها رسید، با قاطعیتی بی‌سابقه گفت: «دیگر نمی‌توانستم چشمم را به روی این جنایات ببندم؛ جمهوری اسلامی و خامنه‌ای تقاص این خون‌ها را پس خواهند داد.»

او در آخرین پست اینستاگرامی‌اش در ۵ اسفند نوشت: «خامنه‌ای! بدان که فرماندهی تو بر این خاک ایزدی به پایان رسیده است؛ دیوار ترس فرو ریخته است.»

از زمان انتشار این مطالب تند و صریح، هیچ خبری از وضعیت سلامت و مکان نگهداری رشید مظاهری در دست نیست و جامعه ورزش نگران سرنوشت اوست.

نقد تند علی دایی به «هکتورها» و سفره‌های خالی

شهریار فوتبال ایران، امسال هم هدف حملات تند حکومتی‌ها بود. علی دایی با اشاره به تورم بالای ۸۰ درصدی و وضعیت معیشتی مردم، از سیاست‌های کلان جمهوری اسلامی به شدت انتقاد کرد.

او با کنایه به آقازاده‌هایی که از تحریم‌ها ثروت‌های کلان اندوخته‌اند، گفت: «معلوم است تحریم برای کسی که اسمش را به "هکتور" عوض کرده برکت دارد.»

او با انتقاد از ادعای افتخار مسعود پزشکیان بابت گران کردن بنزین، مسئولان را به «بی‌غیرتی» در برابر فقر مردم متهم کرد و گفت شاید آن‌ها اصلا ایرانی نیستند که دلشان برای این ملت نمی‌سوزد.

این سخنان با واکنش کنایه‌آمیز احمد دنیامالی، وزیر ورزش روبه‌رو شد که دایی را متهم کرد به اینکه در ناز و نعمت نشسته و فقط توئیت می‌زند؛ اتهامی که از سوی مردم با تمسخر و حمایت بیشتر از دایی پاسخ داده شد.

فریادهای مرگ بر خامنه‌ای خواهر «ستاره شریف» بسکتبال

یکی از غم‌انگیزترین تصاویر سال، ویدیوی فریادهای «مرگ بر خامنه‌ای» خواهر جاویدنام احمد خسروانی در خیابان سهروردی بود.

احمد، بسکتبالیست ۲۱ ساله، دانشجوی نخبه دانشگاه صنعتی شریف و برترین بازیکن لیگ تهران در سال ۱۴۰۴، در ۱۸ دی‌ماه با شلیک مستقیم نیروهای سرکوبگر کشته شد.

نکته تکان‌دهنده اینجاست که پدر احمد از مجروحان جنگ ایران و عراق بود؛ خانواده‌ای که یک بار برای میهن هزینه داده بودند، حالا فرزند نخبه و ورزشکارشان را با گلوله همان حکومت از دست دادند.

احمد خسروانی نماد نسلی بود که هم در ورزش، هم در علم و هم در آزادی‌خواهی، سرآمد دوران خود بودند.

رقص مرگ و اعتراض؛ حرکت نمادین مهدی شریفی

در هفته بیستم لیگ برتر، مهدی شریفی بازیکن فجرسپاسی شیراز، پس از گلزنی به تراکتور، به جای شادی پس از گل، حرکتی نمادین به سبک «پسر معترض ایران» در برابر نیروهای سرکوبگر انجام داد.

این حرکت که با ایستادنی استوار و نگاهی نافذ همراه بود، به سرعت به ترند اول شبکه‌های اجتماعی تبدیل شد.

این اقدام تنها به شریفی محدود نماند؛ بازیکنانی چون صالح حردانی، سعید سحرخیزان، رامین رضاییان، حامد لک و مهدی تیکدری نیز در مسابقات مختلف با سکوت، خوشحالی نکردن و یا حرکات نمادین، با خانواده‌های کشته‌شدگان انقلاب ملی ابراز همدردی کردند و مستطیل سبز را به صحنه نافرمانی مدنی بدل ساختند.

لالی اختیاری سروش رفیعی و وقاحت صداوسیما

کاپیتان پرسپولیس، سروش رفیعی، پس از بازی با چادرملو در سخنانی که بازتاب زیادی داشت، گفت: «دردهای بزرگ، آدم را لال می‌کنند. من لال شده‌ام، اما کاش مجری‌های صداوسیما هم لال شوند تا نمک روی زخم مردم نپاشند.»

این سخن، پاسخی به توهین‌های بی‌شرمانه مجریان ورزشی به پیکر جاویدنامان بود.

واکنش‌ها از سوی نهادهای حکومتی تند بود؛ مهدی توتونچی و محمدحسین میثاقی در برنامه‌های زنده به او تاختند و حتی پیمان حدادی، مدیرعامل باشگاه، به جای حمایت از کاپیتانش، او را تهدید به اخراج کرد و گفت: «اگر حال نداری برو خانه، ما کسی را به زور نگه نمی‌داریم.»

این تقابل، شکاف عمیق میان بازیکنان و مدیران انتصابی را بیش از پیش نمایان کرد.

امضای شاه بر ساعد «شماره هشت» محبوب

مجتبی محرمی، اسطوره بی‌تکرار پرسپولیس، امسال با تتو کردن امضای محمدرضا شاه پهلوی روی دست راست خود، ولوله‌ای در رسانه‌ها به پا کرد.

او در گفت‌وگویی صریح با آیدین مقیمی،خبرنگار ایران اینترنشنال با شجاعت گفت: «او پدر من است؛ به من خدمت کرد، به این کشور خدمت کرد.»

محرمی با یادآوری برادرش که در جنگ کشته شده بود، خطاب به نسل‌های قبل گفت: «این چه بلایی بود سر ما آوردید؟»

او تاکید کرد که ورزشکار باید کنار مردمی باشد که امروز حتی توان خرید تخم‌مرغ را ندارند. حضور او در برنامه زنده باشگاه با این تتو، یکی از جسورانه‌ترین کنش‌های تصویری یک پیشکسوت در سال ۱۴۰۴ بود که مستقیم مشروعیت تاریخی نظام را نشانه رفت.

سقوط آخرین سنگر اجبار در اکران «شاه نقش»

در حالی که همچنان حجاب اجباری سیاست رسمی جمهوری اسلامی است، حضور ستاره‌های پرسپولیس، علی علی‌پور و فرشاد احمدزاده به همراه همسرانشان بدون حجاب اجباری در مراسم اکران مردمی فیلم «شاه نقش»، تیری به سیاست‌های سرکوبگرانه در محیط‌های ورزشی-هنری بود.

این تصاویر که با استقبال بی‌نظیر مردم همراه شد، نشان داد که ورزشکاران نه تنها در کلام، بلکه در سبک زندگی شخصی خود نیز به حجاب اجباری «نه» گفته‌اند.

این اقدام نمادین ثابت کرد که مرزهای تحمیلی جمهوری اسلامی، علنا و در فضای عمومی توسط ستاره‌ها و همسرانشان زیر سؤال می‌رود.

در ستایش جان‌های جاوید

و در پایان، یاد جاویدنامانی را گرامی می‌داریم که فراتر از میادین ورزشی، در قلب تاریخ وطن ماندگار شدند؛ از شایان اسداللهی، عرفان بزرگی، امیرمحمد کوهکن، رضا عظیم‌زاده، مسعود ذات‌پرور، احمد خسروانی، ریبین مرادی، مجتبی ترشیز، شهرام مقصودی، میلاد (مهدی) لواسانی، افشین میارکیانی، سامان فتاحی، مبین قنبری، محمدرضا خانی، محمدجواد حیدری، امیررضا رجایی، محمدحسین پَرنون، کامیاب احمدی، رهام سعادتی، امیرعباس مزروعی، ابوالفضل مهری، عرشیا براری، علی ایازی، هادی فروغ، علیرضا جواهری‌پی، علی محمدی، ماهان مردانی، امیرعلی دارابی، امیرمحمد کرمی، شایان (امیرحسین) شکاری، صهبا رشتیان، امیرحسین محمدزاده، عرشیا احمدپور، سارا بهبودی، حسن قاسمی، آرنیکا دباغ، شهاب فلاح‌پور، محمد حاجی‌پور، سپهر ابراهیمی، زهرا آزادپور، علی‌محمد کردکاظمی، مهدی کاووسی، مسیح شاهوردی، یزدان افروغ، رضا کرمی، حسین یغمایی، ابوالفضل طاووسی، منصور شاهسواری، مسعود رنگرزانی (خورشیدوند)، پوریا بهاری مستعلی، حامد بصیری، احمد رمضان‌زاده، حسن کلهر، امیر طولابی، مهدی گنج‌دانش، رضا طاهرنژاد، آریا آرین‌خو، قاسم وکیلی، عرفان کاری، حمیدرضا شیرازی، یاشار سلطانی‌راد، عباس اسحاقی، علیرضا مقدسی‌نیکو، مهدی اسکندریان، پوریا باقری، احمد اصغری، مهدی فتحی، ماهان حقیقی، محمدرضا انتظامی، سلیمان پرهیزکار، مهدی الهیاری، سبا (ونوس) نگهبان، ایمان بهداری، محمدامین عبدی، سحر فرد، امیرمحمد لطفی، مسعود رضایی‌نو، میلاد افروخته، مهدی قدیمی، بابک صادقی‌محسنی، دیانا بهادر، تانیا عباسی، سجاد شاقلانی، آروین سالمی‌‌راد، حمیدرضا حدادی‌شاندیز، علیرضا باقری‌منجیلی، پژمان نوروز‌رجبی، مجید جلیلیان، امیر احمدوند، محمد علیزاده، عارف جعفرزاده، نیما تاجیک، پدرام خالویی، نادر مولوی، علی‌اصغر شیری، معین بصیری، شاهین آذرآتش، مهرداد مشتاقی، مهدی خلیلی، امیرعلی قنبرزاده، علی بهروزتا تا طاها سلیمانی.

و در نهایت؛ صالح محمدی، کشتی‌گیر نوزده‌ساله‌ای که در آستانه بهار و در ۲۸ اسفند، جان عزیزش ستانده شد و آرزوهایش را به خاک سپرد. یادشان تا همیشه در وجدان بیدار این سرزمین سبز خواهد ماند.

مخاطبان ایران‌اینترنشنال علیه سانسور جنگ در جمهوری اسلامی: بمباران‌ها ادامه دارد

۲۹ اسفند ۱۴۰۴، ۱۴:۲۲ (‎+۰ گرینویچ)

بیست و یکمین روز جنگ، همزمان با آخرین روز سال ۱۴۰۴ در حالی فرا رسید که قطع اینترنت در ایران به بیش از ۴۸۰ ساعت رسیده و تنها راه ارتباطی، پیام‌های مخاطبان و ویدیوهای رسیده به ایران‌اینترنشنال است که همگی از ادامه حملات در نقاط مختلف کشور حکایت دارند.

بر اساس گزارش‌های دریافتی، پایگاه هوایی بندرعباس و سایت موشکی برازجان جمعه ۲۹ اسفند هدف حمله قرار گرفتند.

گزارش دیگری حاکی است سایت موشکی چمران در شهرستان جم استان بوشهر نیز ظهر جمعه بمباران شده است.

ویدیویی که بعدازظهر ۲۹ اسفند از منطقه نظامی شیراز و حوالی فرودگاه ارسال شده، دود ناشی از چند انفجار را نشان می‌دهد.

هم‌زمان با ادامه درگیری‌ها، از شهرهای مختلف ایران خبرهایی درباره شنیده شدن صدای پرواز جنگنده‌ها و وقوع انفجار منتشر شده است.

به گفته مخاطبان، در نورآباد ممسنی صدای جنگنده‌ها شنیده شده و در یزد صدای انفجار همراه با مشاهده نوری در آسمان گزارش شده است.

در بوشهر نیز یک انفجار شنیده شده و در بندرعباس چهار انفجار بزرگ گزارش شده است.

یک شهروند اصفهانی در ویدیویی که به ایران‌اینترنشنال فرستاده، از حملات بامداد جمعه و لرزش خانه خود خبر داده است.

در سمنان نیز گزارش‌هایی از هدف قرار گرفتن پایگاه بسیج امیرکبیر و سپاه آل‌محمد پیش از پل جهاد منتشر شده و گفته شده صبح جمعه سه نقطه در این شهر هدف حمله قرار گرفته است.

همچنین بر اساس پیام‌های رسیده، صبح جمعه صدای دو انفجار مهیب در اهواز شنیده شده و حوالی ساعت ۱۰ صبح نیز در مناطق کوروش و شیبان این شهر صدای انفجارهای شدید گزارش شده است.

در یک ویدیوی رسیده به ایران اینترنشنال انفجار شدیدی در پایگاه سپاه پاسداران کرمان در شامگاه پنجشنبه ۲۸ اسفندماه رخ می‌دهد.

در منطقه سرخون استان چهارمحال و بختیاری نیز عبور چند جنگنده و وقوع حدود پنج انفجار همراه با لرزش گزارش شده و در شاهین‌شهر هم بامداد جمعه صدای جنگنده‌ها و سپس یک انفجار مهیب شنیده شده است.

جزییات پیام‌های رسیده از مخاطبان از تحولات بیستمین روز جنگ در ایران:

شیراز (استان فارس): ساعت ۹:۵۵ محدوده میدان معلم هدف قرار گرفت و صدای انفجار شدید شنیده شد.

تبریز (آذربایجان شرقی): حدود ساعت ۰۰:۱۵ بامداد پرواز مداوم جنگنده‌ها در آسمان شهر گزارش شد.

قرچک (تهران): ساعت ۴:۳۰ بامداد صدای چندین انفجار شدید شنیده شد.

شهرری (تهران): ساعت ۴:۲۳ چندین صدای انفجار شدید گزارش شد.

کرمان (استان کرمان): ساعت ۳:۵۸ بامداد صدای انفجارهای پیاپی شنیده شد.

شهرضا (استان اصفهان): در پی یک انفجار، لرزش شدید در منازل احساس شد.

یزد (استان یزد): حدود ساعت ۱ بامداد منطقه پشت پارک کوهستان هدف قرار گرفت.

کرج (استان البرز): ساعت ۴:۱۹ بامداد یک صدای انفجار در محدوده مهرویلا شنیده شد.

اصفهان (استان اصفهان): ساعت ۰۲:۰۰ در بهارستان ۴ تا ۵ صدای انفجار شدید شنیده شد و پادگان و لانچرها هدف قرار گرفتند.

شیراز (استان فارس): استقرار نیروهای سرکوب در چند نقطه از جمله مدارس امام رضا، مسجد رقیه در بلوار فدک و نمایشگاه بین‌المللی شهرک گلستان گزارش شد.

تهران (استان تهران): ساعت ۰۴:۲۵ صدای انفجارهای متعدد از سمت شمال‌شرق شهر شنیده شد.

تهران (استان تهران): ساعت ۰۵:۰۰ از حدود نیم ساعت پیش شرق تهران هدف حملات سنگین قرار گرفت؛ پدافندهای دستی در لویزان و حکیمیه اقدام به شلیک کردند و صدای انفجارهای متعدد شنیده شد.

سمنان (استان سمنان):صبح جمعه سه نقطه در شهر هدف قرار گرفت.

شیراز (استان فارس): ساعت ۱۲:۱۸ چند موشک از شهر شلیک شد.

کرج (استان البرز): ساعت ۰۴:۲۰ بامداد در مهر ویلا، خیابان ابوریحان شرقی یک ساختمان چهار طبقه هدف قرار گرفت.

سمنان (استان سمنان): سپاه ال‌محمد پیش از پل جهاد و پایگاه بسیج امیرکبیر هدف قرار گرفتند.

شهمیرزاد (استان سمنان):: خوابگاه پاسداران در کلاهدوز هدف قرار گرفت.

بندرعباس (استان هرمزگان): ساعت ۱۲:۳۰ پایگاه هوایی هدف قرار گرفت و صدای چهار انفجار بزرگ شنیده شد.

بوشهر (استان بوشهر): ساعت ۱۲:۳۰ صدای یک انفجار در شهر شنیده شد.

یزد (استان یزد): ساعت ۱۱:۳۰ صدای انفجار شنیده شد و پس از آن نور در آسمان دیده شد.

نورآباد ممسنی (استان فارس): ساعت ۱۰:۰۰ صدای پرواز جنگنده‌ها در آسمان شنیده شد.

دیگر تحولات بیستمین روز جنگ با ایران

بر اساس گزارش‌ها در این روز ، بندر لنگه هدف حمله قرار گرفته و آتش‌سوزی در اسکله این بندر رخ داد.

در عرصه بین‌المللی، اکسیوس گزارش داد دونالد ترامپ، رییس‌جمهوری آمریکا، در حال بررسی طرح‌هایی برای تصرف یا محاصره جزیره خارک است تا از این طریق جمهوری اسلامی را برای بازگشایی تنگه هرمز تحت فشار قرار دهد.

هم‌زمان، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با انتشار بیانیه‌ای کشته شدن علی‌محمد نایینی، معاون روابط عمومی و سخنگوی این نهاد را تایید کرد.

در این روز شاهزاده رضا پهلوی نیز در یادداشتی در روزنامه الشرق طرحی برای دوران پس از سقوط جمهوری اسلامی ارائه کرد و از کشورهای عربی خواست از «گذار برنامه‌ریزی‌شده در ایران» حمایت کنند.

در منطقه خلیج فارس، وزارت دفاع عربستان سعودی از رهگیری و انهدام ۱۸ پهپاد خبر داد. در بحرین نیز صدای انفجار شنیده شد و گزارش شده سقوط ترکش به آتش‌سوزی محدود انجامیده است.

احتمال ارتباط نشست هدف‌گرفته‌شده شورای دفاع با برنامه ساخت بمب اتمی

۲۹ اسفند ۱۴۰۴، ۰۸:۰۹ (‎+۰ گرینویچ)
•
مراد ویسی

نشستی از مقام‌های ارشد جمهوری اسلامی که در ۹ اسفند هدف حمله هوایی اسرائیل قرار گرفت، ممکن است به تصمیم‌گیری نهایی حکومت ایران درباره ساخت سلاح هسته‌ای مرتبط بوده باشد.

در نهمین روز اسفند ۱۴۰۴ (آخرین روز فوریه ۲۰۲۶)، هم‌زمان با انتشار گزارش‌هایی مبنی بر کشته شدن علی خامنه‌ای، دیکتاتور ایران، در حمله اسرائیل، اعلام شد جلسه‌ای از شورای دفاع نیز هدف قرار گرفته است.

ارتش اسرائیل در ۲۴ اسفند (۱۶ مارس) تایید کرد چندین مقام ارشد جمهوری اسلامی در این حمله کشته شدند.

در میان کشته‌شدگان، علی شمخانی، مشاور ارشد خامنه‌ای و دبیر شورای دفاع، عبدالرحیم موسوی، رییس ستاد کل نیروهای مسلح جمهوری اسلامی و عزیز نصیرزاده، وزیر دفاع، حضور داشتند.

همچنین دو چهره مرتبط با «سازمان پژوهش‌های نوین دفاعی» (سپند) - که جانشین مستقیم برنامه تسلیحات هسته‌ای در ایران پیش از سال ۱۳۹۲ محسوب می‌شود - نیز در این حمله کشته شدند.

این دو نفر، سرتیپ رضا مظفرنیا، رییس پیشین سپند، و سرتیپ حسین جبل‌عاملی، رییس جدید این سازمان بودند.

ایالات متحده بیش از ۳۰ نفر از عوامل سپند و چندین نهاد وابسته را تحریم کرده و این سازمان را به نظارت بر «فعالیت‌های تحقیق و توسعه دوگانه با کاربرد در سلاح‌های هسته‌ای و سامانه‌های انتقال آن» متهم کرده است.

در حالی که تهران دنبال کردن ساخت سلاح هسته‌ای را انکار می‌کند، آژانس بین‌المللی انرژی اتمی (نهاد ناظر هسته‌ای سازمان ملل) و قدرت‌های غربی از جمله آمریکا و متحدان اروپایی‌اش معتقدند غنی‌سازی در سطح بالا (تا ۶۰ درصد) هیچ توجیه معتبر غیرنظامی ندارد.

جمهوری اسلامی در حال حاضر حدود ۴۰۰ کیلوگرم اورانیوم غنی‌شده نزدیک به سطح مورد نیاز برای ساخت بمب در اختیار دارد.

به گزارش آکسیوس، آمریکا و اسرائیل در روزهای اخیر درباره اعزام نیروهای ویژه به داخل ایران برای به‌دست آوردن و کنترل این ذخایر در مراحل بعدی جنگ، گفت‌وگو کرده‌اند.

پیت هگست، وزیر جنگ آمریکا، ۲۸ اسفند گفت دونالد ترامپ، رییس‌جمهوری ایالات متحده، معتقد است تهران هرچه بیشتر به توانایی هسته‌ای نزدیک می‌شود. او این موضوع را غیرقابل قبول دانسته و همین امر به تصمیمش برای آغاز جنگ علیه تهران منجر شده است.

  • هگست: امروز بزرگ‌ترین حمله به ایران انجام می‌شود

    هگست: امروز بزرگ‌ترین حمله به ایران انجام می‌شود

چرا نشست شورای دفاع می‌تواند به موضوع بمب اتمی مرتبط بوده باشد؟

چهار عامل نشان می‌دهد نشست شورای دفاع احتمالا به مرحله نهایی تصمیم‌گیری درباره ساخت سلاح هسته‌ای مربوط بوده است.

نخست، ترکیب حاضران در جلسه نشانه‌ای کلیدی است. حضور هم‌زمان رییس پیشین و رییس فعلی سپند در کنار وزیر دفاع - که مافوق آن‌ها محسوب می‌شود - نشان می‌دهد موضوع جلسه بیشتر به مسائل هسته‌ای مربوط بوده تا عملیات میدانی.

اگر تمرکز جلسه بر جنگ بود، انتظار می‌رفت فرماندهان عملیاتی یا میدانی در آن حضور داشته باشند، نه مقام‌های مرتبط با صنعت تسلیحات هسته‌ای.

دوم، علی شمخانی ماه‌ها پیش درباره سلاح هسته‌ای به‌طور علنی اظهارنظر کرده بود. او چهار ماه پیش از گزارش کشته شدنش، در مصاحبه‌ای گفته بود اگر می‌توانست به گذشته و دوران وزارت دفاع خود بازگردد، بمب اتمی می‌ساخت.

سوم، جایگاه‌های شمخانی او را در مرکز هماهنگی میان چندین نهاد قرار می‌داد. او به‌عنوان مشاور ارشد خامنه‌ای و دبیر شورای دفاع، و همچنین وزیر دفاع پیشین، ارتباطات گسترده‌ای با مقام‌های وزارت دفاع، از جمله بخش مسئول توسعه تسلیحات ویژه یعنی سپند داشت.

همچنین از او به‌عنوان فرمانده‌ای ارشد یاد می‌شد که بر افسران سپاه پاسداران درگیر در توسعه تسلیحات هسته‌ای نظارت داشت و حلقه اتصال این شبکه‌ها با شخص خامنه‌ای بود.

چهارم، شمخانی در یکی از آخرین اظهارات عمومی خود به شبکه المیادین لبنان گفته بود جنگ با آمریکا و اسرائیل اجتناب‌ناپذیر است و جمهوری اسلامی باید برای آن آماده شود.

مجموع این عوامل می‌تواند نشان دهد نشستی که در این حمله هدف قرار گرفت، به مرحله نهایی تصمیم‌گیری درباره توسعه سلاح هسته‌ای مرتبط بوده است.

با این حال مشخص نیست که آیا اسرائیل از ارتباط این نشست با بررسی احتمال ساخت سلاح هسته‌ای آگاه بوده یا صرفا به این دلیل آن را هدف قرار داده که می‌دانسته مقام‌های ارشد جمهوری اسلامی در آن حضور دارند.

۱۴۰۴؛ سال تلاقی جنگ، سرکوب و بحران سقوط جمهوری اسلامی

۲۸ اسفند ۱۴۰۴، ۱۸:۳۴ (‎+۰ گرینویچ)
•
نعیمه دوستدار

سال ۱۴۰۴ برای ایران «با انسداد کامل» آغاز شد؛ انسدادی که نه‌فقط در عرصه دیپلماسی، بلکه در اقتصاد و سیاست داخلی نیز بازتاب یافت و زمینه‌ساز زنجیره‌ای از بحران‌ها شد: از انفجار بندرعباس تا جنگ ۱۲ روزه، از انقلاب ملی ایرانیان در دی‌ماه تا حمله دوباره به جمهوری اسلامی در اسفند.

100%

فروردین ۱۴۰۴؛ شکست مذاکرات عمان و تثبیت بن‌بست

سال ۱۴۰۴ در حالی آغاز شد که یکی از آخرین تلاش‌های دیپلماتیک برای مهار بحران، یعنی مذاکرات غیرمستقیم میان جمهوری اسلامی و ایالات متحده با میانجی‌گری عمان، عملا به بن‌بست رسیده بود.

این مذاکرات که در ماه‌های پایانی سال قبل در مسقط و در قالب گفت‌وگوهای پشت‌پرده جریان داشت، با هدف رسیدن به یک توافق محدود شکل گرفته بود: کاهش بخشی از تحریم‌ها در ازای مهار فعالیت‌های هسته‌ای جمهوری اسلامی و کنترل تنش‌های منطقه‌ای.

عمان در این میان نقش واسطه‌ را ایفا می‌کرد و پیام‌ها میان تهران و واشینگتن به‌صورت غیرمستقیم رد و بدل می‌شد.

اختلاف بر سر دامنه رفع تحریم‌ها، سطح غنی‌سازی و تضمین‌های اجرایی باعث شد این مذاکرات بدون دستیابی به توافق مشخص پایان یابد. این شکست، فقط یک ناکامی در سیاست خارجی نبود؛ بلکه به‌معنای بسته شدن یکی از آخرین مسیرهای تنفس اقتصاد ایران تلقی شد.

در همان هفته‌های نخست سال، بازار ارز به این بن‌بست واکنش نشان داد، بی‌ثباتی قیمت‌ها شدت گرفت و روشن شد که دولت نه ابزار موثری برای مهار تورم در اختیار دارد و نه چشم‌اندازی برای کاهش فشارهای خارجی.

100%

۶ اردیبهشت ۱۴۰۴؛ انفجار اسکله شهید رجایی بندرعباس

صبح ششم اردیبهشت، انفجار مهیبی در محوطه کانتینری بندر شهید رجایی بندرعباس رخ داد؛ حادثه‌ای که به‌سرعت از یک سانحه صنعتی فراتر رفت و به بحرانی ملی تبدیل شد.

شدت انفجار چنان بود که بخش‌هایی از تاسیسات بندری و انبارها تخریب شد، آتش‌سوزی گسترده برای ساعت‌ها ادامه پیدا کرد و عملیات امداد و مهار با دشواری بسیار همراه شد.

گزارش‌ها منشاء انفجار را به محموله‌های پرخطر، از جمله موادی مانند پرکلرات آمونیوم یا ترکیبات مرتبط با سوخت موشکی، نسبت می‌دادند. آمار تلفات در روایت‌های مختلف متفاوت بود، اما برآوردها از ده‌ها کشته و بیش از هزار زخمی حکایت داشت.

اهمیت این رویداد فقط در شمار قربانیان آن نبود. بندر شهید رجایی یکی از گلوگاه‌های اصلی تجارت دریایی ایران است و اختلال در کار آن، بلافاصله به اقتصاد منتقل شد. تاخیر در ترخیص کالا، افزایش هزینه حمل‌ونقل، اختلال در زنجیره توزیع و بازتاب روانی حادثه در بازار، این انفجار را به اولین شوک بزرگ سال تبدیل کرد؛ شوکی که نشان داد کشور در برابر هر ضربه زیرساختی تا چه اندازه آسیب‌پذیر شده است.

100%

۱ خرداد ۱۴۰۴؛ اعتصاب سراسری کامیون‌داران

در نخستین روز خرداد، اعتصاب سراسری کامیون‌داران آغاز شد؛ اعتراضی که مستقیما به بحران سوخت، افزایش هزینه‌ها، کاهش درآمد و فرسودگی معیشتی گره خورده بود.

کامیون‌داران از معدود گروه‌هایی بودند که نارضایتی‌شان بلافاصله اثر عینی بر زندگی روزمره مردم می‌گذاشت و همین نیز رخ داد. اختلال در حمل‌ونقل جاده‌ای، تأخیر در توزیع کالا و نشانه‌های کمبود در برخی شهرها، این اعتصاب را از یک اعتراض صنفی معمولی به یکی از اولین نشانه‌های اختلال در شریان‌های اقتصادی کشور در سال ۱۴۰۴ تبدیل کرد.

100%

۴ تا ۱۵ خرداد ۱۴۰۴؛ ربایش و قتل الهه حسین‌نژاد

چهارم خرداد، ناپدید شدن الهه حسین‌نژاد، زن جوان ۲۴ ساله و ناخن‌کار، به‌سرعت توجه افکار عمومی را جلب کرد. او پس از پایان کار در سعادت‌آباد تهران ناپدید شد و روزها بعد، جسدش در اطراف فرودگاه امام پیدا شد.

روایت رسمی پرونده از سوار شدن او به خودرو سمند متعلق به بهمن فرزانه، راننده‌ای با سابقه، و سپس قتل او با ضربات چاقو حکایت داشت. پانزدهم خرداد، با کشف جسد، این پرونده از یک ناپدید شدن نگران‌کننده به یک جنایت هولناک ملی تبدیل شد.

آنچه این رویداد را به یکی از نقاط مهم سال بدل کرد، فقط خود قتل نبود، بلکه بازتاب اجتماعی آن بود. شبکه‌های اجتماعی پر شد از روایت‌ها، خشم، بازنشر جزییات و بحث‌های گسترده درباره ناامنی زنان در فضای شهری. قتل الهه حسین‌نژاد در ذهن بسیاری از شهروندان به نماد فروپاشی احساس امنیت در زندگی روزمره تبدیل شد.

100%

۲۳ خرداد ۱۴۰۴؛ آغاز عملیات «طلوع شیران» و جنگ ۱۲ روزه

بامداد ۲۳ خرداد، اسرائیل عملیاتی را به نام «طلوع شیران» آغاز کرد؛ حمله‌ای که به‌وضوح فقط یک عملیات محدود یا نمادین نبود. تاسیسات هسته‌ای نطنز، فردو، اصفهان و اراک، پایگاه‌های موشکی، انبارهای تسلیحاتی و برخی مراکز فرماندهی به‌طور هم‌زمان هدف قرار گرفتند. نشانه‌های عملیات اطلاعاتی و نفوذ در داخل ایران نیز از همان ساعات اولیه دیده می‌شد و همین نشان می‌داد حمله، حاصل یک طراحی چندلایه و بلندمدت بوده است.

نقطه تعیین‌کننده این مرحله آن بود که جنگ، برای نخستین بار در این مقیاس، به عمق خاک ایران رسید و در همان ساعات اول، از سطح یک حمله تاسیساتی عبور کرد و به قلب ساختار نظامی و امنیتی ضربه زد.

100%

۲۳ تا ۲۵ خرداد ۱۴۰۴؛ کشته شدن فرماندهان ارشد نظامی

در روزهای نخست جنگ، خبر کشته شدن مجموعه‌ای از چهره‌های کلیدی ساختار نظامی جمهوری اسلامی منتشر شد. در میان برجسته‌ترین آنها حسین سلامی، فرمانده کل سپاه پاسداران، محمد باقری، رئیس ستاد کل نیروهای مسلح، امیرعلی حاجی‌زاده، فرمانده نیروی هوافضای سپاه، و غلامعلی رشید، فرمانده قرارگاه خاتم‌الانبیاء، قرار داشتند.

کشته شدن این افراد فقط به معنای حذف چند مقام بلندپایه نبود، بلکه به معنی ایجاد خلاء فوری در رأس ساختار فرماندهی و تصمیم‌گیری نظامی بود.

هم‌زمان، بیش از ۲۰ فرمانده ارشد دیگر نیز در گزارش‌ها به‌عنوان کشته‌شدگان جنگ نام برده شدند؛ موضوعی که به این درگیری، وزن یک ضربه فلج‌کننده به سلسله‌مراتب فرماندهی می‌داد.
هدف قرار گرفتن عوامل هسته‌ای

در کنار فرماندهان، چندین چهره مرتبط با برنامه هسته‌ای نیز هدف قرار گرفتند؛ از جمله علی بکایی و منصور عسگری. این بخش از حملات نشان می‌داد که هدف جنگ فقط کاهش توان نظامی متعارف ایران نیست، بلکه فلج کردن هم‌زمان برنامه هسته‌ای و شبکه علمی-فنی مرتبط با آن نیز در دستور کار قرار دارد.

100%

پاسخ ایران با عملیات «وعده صادق ۳»

پس از شوک اولیه، ایران با عملیات «وعده صادق ۳» به جنگ پاسخ داد. موجی از موشک‌ها و پهپادها به سمت اهدافی در اسرائیل پرتاب شد و پایگاه‌هایی مانند نواتیم و مناطقی در اطراف تل‌آویو در مرکز توجه قرار گرفتند.

تصاویر ماهواره‌ای منتشر شده، از اصابت شماری از موشک‌ها حکایت داشت. این مرحله، جنگ را از یک حمله یک‌طرفه به یک نبرد متقابل تبدیل کرد و نشان داد که ایران با وجود تلفات سنگین در فرماندهی، همچنان قادر به اجرای عملیات تلافی‌جویانه است.

قطع اینترنت و خاموشی ارتباطی در میانه جنگ

یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های این جنگ، فقط حملات نظامی نبود، بلکه قطع و اختلال گسترده اینترنت در داخل ایران بود. هم‌زمان با حملات به تاسیسات و مراکز فرماندهی، دسترسی به اینترنت بین‌الملل در بسیاری از نقاط کشور یا به‌شدت محدود شد یا به‌طور کامل از کار افتاد.

کاهش شدید سرعت، قطع دسترسی به شبکه‌های اجتماعی، اختلال در پیام‌رسان‌ها و دشواری تماس با خارج از کشور، بخشی از تجربه عمومی آن روزها بود. در بسیاری از مناطق، مردم نه فقط با صدای انفجار و پدافند، بلکه با ناتوانی در تماس با نزدیکان و بی‌خبری از وضعیت شهرهای دیگر مواجه بودند.

همین قطع ارتباطات، یکی از ابعاد مهم جنگ را ساخت: جامعه نه فقط زیر فشار نظامی، بلکه در وضعیتی از ابهام و انزوای اطلاعاتی قرار گرفت. در چنین شرایطی بود که استفاده از شبکه‌های جایگزین، از جمله استارلینک، برجسته شد و به بخشی از روایت جنگ تبدیل شد.

100%

ورود مستقیم ایالات متحده به جنگ

در روز نهم جنگ، ایالات متحده به‌طور مستقیم وارد درگیری شد و با بمب‌افکن‌های B-2 سه سایت هسته‌ای در ایران (نطنز، فردو و اصفهان) را هدف قرار داد. این لحظه، یکی از نقاط عطف اصلی جنگ بود، چون درگیری را از یک نبرد مستقیم ایران و اسرائیل به یک بحران منطقه‌ای و بین‌المللی تبدیل کرد. ایران نیز در پاسخ، پایگاه‌های آمریکایی در قطر و عراق را هدف قرار داد و هم‌زمان نیروهای نیابتی مانند حوثی‌ها نیز وارد میدان شدند.

۳ تیر ۱۴۰۴؛ آتش‌بس و پایان مرحله اول جنگ

سوم تیر، با میانجی‌گری قطر و نقش‌آفرینی دونالد ترامپ، آتش‌بس اعلام شد. اما پایان درگیری به معنای پایان بحران نبود. برآوردها از حدود ۱۱۹۰ کشته در ایران سخن می‌گفتند، زیرساخت‌های هسته‌ای آسیب جدی دیده بود، ساختار فرماندهی نظامی ضربه خورده بود و جامعه تجربه‌ای مستقیم از جنگ و خاموشی اینترنت را پشت سر گذاشته بود. در واقع، جنگ تمام شد، اما کشور را وارد مرحله تازه‌ای از بی‌ثباتی کرد.

این آتش‌بس در شرایطی برقرار شد که جمهوری اسلامی فقط از نظر نظامی ضربه نخورده بود، بلکه از نظر اقتصادی و اجتماعی نیز وارد مرحله‌ای تازه از فرسایش شده بود. حملات خرداد و تیر، علاوه بر کشتن فرماندهان ارشد و هدف قرار دادن دانشمندان هسته‌ای، به‌طور عملی بخش‌های مهمی از برنامه هسته‌ای را فلج کرد و این تصور را در داخل و خارج از ایران تقویت کرد که بازسازی سریع آن ممکن نیست.

در کنار این، شوک جنگی، خاموشی‌های ارتباطی و اختلال در زنجیره‌های حمل‌ونقل و انرژی، جامعه‌ای را که از پیش زیر فشار تورم و سقوط قدرت خرید بود، به آستانه انفجار رساند.

100%

۶ شهریور ۱۴۰۴؛ فعال شدن مکانیسم ماشه

ششم شهریور، تروئیکای اروپایی (سه کشور اروپایی عضو برجام:‌ بریتانیا، فرانسه و آلمان) مکانیسم ماشه را فعال کردند و تحریم‌های سازمان ملل بازگشت.

این رویداد به‌تنهایی یک نقطه عطف اقتصادی بود. بازارها بلافاصله واکنش نشان دادند، نرخ دلار جهش کرد و در برخی مقاطع به ۱۰۰ تا ۱۴۰ هزار تومان رسید. تورم از ۴۲ درصد عبور کرد و فشاری که تا آن زمان به‌صورت فرسایشی انباشته شده بود، وارد مرحله‌ای آشکارا انفجاری شد.

اگر جنگ خرداد و تیر، ضربه نظامی و روانی سال بود، فعال شدن مکانیسم ماشه ضربه اقتصادی تعیین‌کننده آن بود؛ رخدادی که در عمل، بازگشت تحریم‌های سازمان ملل را تثبیت کرد و هم‌زمان با فلج شدن بخش‌هایی از برنامه هسته‌ای، اقتصاد را وارد فاز تازه‌ای از سقوط کرد.

جهش نرخ دلار تا محدوده ۱۰۰ تا ۱۴۰ هزار تومان، عبور تورم از ۴۲ درصد و از بین رفتن چشم‌انداز هرگونه گشایش خارجی، فشار معیشتی را به سطحی رساند که اعتراض دیگر فقط یک واکنش سیاسی نبود، بلکه برای بخش بزرگی از جامعه به واکنشی برای بقا تبدیل شد. به این معنا، مکانیسم ماشه فقط یک تصمیم حقوقی یا دیپلماتیک نبود؛ یکی از حلقه‌های مستقیم اتصال میان جنگ خرداد و خیزش دی بود.

100%

انقلاب ملی ایرانیان و کشتار دی

هفتم دی، اعتراضات از بازار بزرگ تهران و پاساژهایی مانند علاءالدین و چارسو آغاز شد. جرقه آن، سقوط بی‌سابقه ریال و ناتوانی کسبه در ادامه فعالیت اقتصادی بود. اما آنچه در ساعات نخست به‌عنوان اعتصاب و اعتراض اقتصادی دیده می‌شد، خیلی سریع رنگ و شکل دیگری گرفت. خیابان از بازار جدا نشد و بازار به خیابان سرریز کرد.

۸ تا ۱۷ دی ۱۴۰۴؛ گسترش سراسری و تغییر ماهیت شعارها

در فاصله‌ای کوتاه، اعتراضات به ۳۱ استان و بیش از ۴۰۰ شهر گسترش یافت. این سرعت گسترش، خود یکی از مهم‌ترین نشانه‌های عمق بحران بود. شعارها از گرانی و سقوط ارزش پول ملی عبور کردند و مستقیم راس نظام و کلیت ساختار سیاسی را هدف گرفتند. حضور هم‌زمان دانشجویان، کارگران، زنان و بخش‌هایی از اصناف، اعتراض را به یک خیزش سراسری تبدیل کرد.

100%

در همین روزها، نقش شاهزاده رضا پهلوی در سطح رسانه‌ای و سیاسی پررنگ‌تر شد. او در میانه سرکوب و قطع ارتباطات، از خارج کشور خواستار ادامه اعتراضات و گسترش اعتصاب‌ها شد و به‌ویژه در آستانه روزهای ۱۸ و ۱۹ دی، فراخوان‌هایش در شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌های فارسی‌زبان بازتاب گسترده یافت.

او از جامعه جهانی خواست فشار بر حکومت ایران را برای کمک به معترضان افزایش دهد؛ در فضایی که بخش‌هایی از اپوزیسیون او را یکی از صداهای اصلی پیونددهنده اعتراضات داخل و همبستگی خارج از کشور می‌دیدند.

در این روزها، فضای جامعه آمیخته‌ای از خشم، امید و انتظار بود؛ احساسی که در بسیاری از خیزش‌های پیشین هم دیده شده بود، اما این‌بار در بستر اقتصاد فروپاشیده، جنگ پشت سر گذاشته‌شده و تحریم‌های بازگشته، وزنی بسیار سنگین‌تر داشت.

100%

۱۸ و ۱۹ دی ۱۴۰۴؛ اوج خیزش و قتل عام بی‌سابقه

اعتراضات در ۱۸ و ۱۹ دی به اوج رسید. تجمعات بسیار گسترده در تهران، مشهد، اصفهان، شیراز، آبدانان و ده‌‌ها شهر دیگر برگزار شد و در همین مرحله بود که سرکوب وارد فاز مرگبار شد. نیروهای امنیتی با تیر مستقیم، سلاح جنگی، ساچمه و گاز اشک‌آور به معترضان حمله کردند.

گزارش‌ها از الگوی شلیک به نواحی حیاتی بدن، از جمله سر و قفسه سینه، حکایت داشت.
هزاران نام و سرگذشت در رسانه‌ها و نهادهای حقوق بشری به عنوان جاویدنامان این کشتار ثبت شد، اما اهمیت ماجرا فقط در این نام‌ها نبود؛ بلکه در این بود که جامعه به‌وضوح با تصویری از کشتار گسترده نوجوانان و جوانان روبه‌رو شد.

درباره شمار دقیق جان‌باختگان، روایت‌ها متفاوت است، اما همین تفاوت‌ها خود نشانه ابعاد کم‌سابقه سرکوب است. علی خامنه‌ای در موضع‌گیری‌اش درباره اعتراضات، از کشته شدن «چند هزار» نفر سخن گفت؛ عددی که در قیاس با روایت‌های رسمی جمهوری اسلامی، خود به‌معنای اعترافی کم‌سابقه بود.

100%

سازمان حقوق بشری هرانا و منابع نزدیک به پزشکان داخل ایران، برآوردهایی بسیار بالاتر منتشر کردند و از بیش از ۱۶ هزار و ۵۰۰ کشته و حدود ۳۳۰ هزار زخمی سخن گفتند؛ شورای سردبیری ایران‌اینترنشنال با انتشار بیانیه‌ای گزارش داد که جمهوری اسلامی در دو روز ۱۸ و ۱۹ دی بیش از ۳۶ هزار و ۵۰۰ ایرانی را کشته است.

کشتار دی ۱۴۰۴ نه فقط یک سرکوب خونین، بلکه یکی از عظیم‌ترین بحران‌های انسانی تاریخ معاصر ایران بوده است.

اختلال اینترنت، آغاز خاموشی و کنترل ارتباطات

هم‌زمان با گسترش اعتراضات، حکومت مرحله‌به‌مرحله دست به محدودسازی ارتباطات زد. ابتدا سرعت اینترنت کاهش یافت، بعد دسترسی به پلت‌فرم‌های اصلی مختل شد و سپس در مقاطعی، اینترنت و حتی مسیرهای تماس تلفنی عملا از دسترس خارج شدند.

100%

این قطع ارتباط، فقط ابزاری برای جلوگیری از انتشار تصاویر و هماهنگی معترضان نبود، بلکه تجربه عمومی جامعه را نیز شکل داد: خانواده‌ها از عزیزان خود بی‌خبر می‌ماندند، شهرها از وضعیت یکدیگر اطلاعی نداشتند و فضای ترس و شایعه تشدید می‌شد.

در مجموع، خاموشی ارتباطی دی‌ماه به بیش از ۵۰۰ ساعت رسید و به همین دلیل باید آن را یکی از بزرگ‌ترین قطع‌های اینترنت و تلفن در تاریخ ایران دانست.

100%

بیمارستان‌ها، بازداشت‌ها و کهریزک

یکی از مهم‌ترین ابعاد دی‌ماه، وضع بیمارستان‌ها و بازداشت‌ها بود. مراکز درمانی در بسیاری از شهرها با موج بزرگی از مجروحان روبه‌رو شدند و هم‌زمان گزارش‌هایی از حضور نیروهای امنیتی در بیمارستان‌ها، بازداشت مجروحان و فشار بر کادر درمان منتشر شد. خانواده‌ها نه فقط در جست‌وجوی زخمی‌ها و کشته‌شدگان، بلکه در جست‌وجوی بازداشت‌شدگانی بودند که سرنوشت‌شان روشن نبود. به علاوه بسیاری از پزشکان و کادر درمانی که به مجروحان کمک می‌کردند بازداشت شدند.

نام کهریزک هم دوباره به حافظه جمعی بازگشت. تصاویر تکان‌دهنده‌ای که در آن روزها از وضعیت سردخانه و سوله‌های کهریزک منتشر شد، نشان می داد که پیکر صدها معترض در کیسه‌های مشکلی نگهداری می‌شود. خانواده‌ها مجبور بودند برای یافتن پیکر عزیزانشان صدها کیسه را باز کنند. مشابه این تصاویر از سردخانه‌های بیمارستان‌ها و پزشکی‌قانونی‌های شهرهای دیگر کشور هم منتشر شد.

100%

سوگواری، خشم فروخورده و جامعه‌ عزادار

پس از ۱۹ دی، کشور وارد فضایی از خشم و اندوه شد. بسیاری از شهرها در حالت سوگواری بودند، اما این سوگواری آزاد و علنی نبود. خانواده‌ها برای دریافت پیکر جاویدنامان و برگزاری مراسم با فشار امنیتی مواجه بودند. در برخی موارد تجمع‌های سوگواری کنترل یا محدود می‌شد و حکومت می‌ترسید عزاداری به اعتراض تازه تبدیل شود.

این دوره خود یکی از بخش‌های اصلی خیزش دی بود. اعتراضات دی فقط به خیابان و روزهای کشتار محدود نشد، بلکه در عزاداری‌های متفاوت، رقص سوگ، مراسم نمادین و غیرمذهبی و در ترس خانواده‌ها از پیگیری وضع بازداشت‌شدگان ادامه یافت.

در همین دوره، حمایت‌های سیاسی و مدنی از خیزش نیز آشکارتر شد. در داخل، بیانیه‌هایی از سوی جمعی از فعالان مدنی و سیاسی، از جمله چهره‌هایی مانند ابوالفضل قدیانی، جعفر پناهی و نرگس محمدی، در حمایت از معترضان و محکومیت سرکوب منتشر شد و به بخشی از حافظه سیاسی این خیزش تبدیل شد؛ هرچند به‌دلیل قطع گسترده اینترنت، گردش این بیانیه‌ها در داخل کشور محدود و کند بود.

در خارج از ایران نیز دامنه همبستگی به‌طور کم‌سابقه‌ای گسترش یافت و فراخوان‌های اپوزیسیون، به‌ویژه رضا پهلوی، توانست بخشی از ایرانیان مهاجر را در قالب تجمعات گسترده سازمان دهد. برخی رسانه‌های فارسی‌زبان و برگزارکنندگان، شمار شرکت‌کنندگان در «روز جهانی اقدام» ۲۵ بهمن را بیش از یک میلیون نفر برآورد کردند؛ رقمی که نشان‌دهنده یکی از بزرگ‌ترین موج‌های همبستگی جهانی با اعتراضات داخل ایران بود.

100%

عملیات خشم حماسی و آغاز جنگ: ۹ اسفند ۱۴۰۴؛ حمله هماهنگ آمریکا و اسرائیل

نهم اسفند، حمله‌ای آغاز شد که با نام عملیات خشم حماسی از سوی آمریکا و شیر غران از سوی اسرائیل شناخته می‌شود. در ۱۲ ساعت نخست، حدود ۹۰۰ هدف در ایران مورد حمله قرار گرفت؛ از تاسیسات نظامی و هسته‌ای تا مراکز فرماندهی و بیت رهبری. این عملیات، از نظر مقیاس و هدف‌گیری، جنگی تازه را رقم زد.

100%

مرگ علی خامنه‌ای

مهم‌ترین نتیجه این حمله، کشته شدن علی خامنه‌ای، دیکتاتور تهران بود. این رویداد، بزرگ‌ترین شوک سیاسی تاریخ جمهوری اسلامی در روایت سال ۱۴۰۴ بود. مرگ او فقط حذف یک فرد نبود؛ به‌معنای شکسته شدن مرکز ثقل نظامی، سیاسی و ایدئولوژیک نظام بود.

همراه با او، شماری از اعضای خانواده‌اش از جمله بشری خامنه‌ای و مصباح‌الهدی باقری کنی نیز کشته شدند. همین جزییات، به ماجرا ابعادی فراتر از یک حمله نظامی معمولی می‌داد و آن را به حادثه‌ای بدل می‌کرد که هم در سطح قدرت و هم در سطح روانی جامعه اثر گذاشت. ایرانیان بسیاری مرگ او را در سراسر جهان جشن گرفتند.

هم‌زمان، یکی از سنگین‌ترین موارد تلفات غیرنظامی این حملات نیز رخ داد: مدرسه دخترانه شجره طیبه در میناب در روز نخست حملات ۹ اسفند هدف اصابت موشک قرار گرفت و به‌گزارش رویترز، ۱۶۸ کودک عمدتا دختر در آن کشته شدند؛ رویدادی که بعدها به یکی از بحث‌برانگیزترین نمونه‌های خسارات جانبی جنگ اسفند تبدیل شد و حتی سازمان ملل و پنتاگون نیز درباره آن وارد بررسی و تحقیق شدند.

100%

کشته شدن چهره‌های ارشد نظامی و امنیتی

در این حمله، مجموعه‌ای از مقام‌های مهم نظامی و امنیتی نیز کشته شدند؛ از جمله عبدالرحیم موسوی، محمد پاکپور، علی شمخانی و عزیز نصیرزاده. نقش هر یک از این چهره‌ها، نشان‌دهنده دامنه ضربه بود: از فرماندهی نظامی تا مدیریت امنیتی و دفاعی. حذف هم‌زمان این افراد، ساختار قدرت را در وضعیتی از خلأ و سردرگمی قرار داد.

قطع اینترنت، اختلال ارتباطات و جامعه‌ای که دوباره از جهان جدا شد

یکی از محورهای مهم جنگ جاری پس از اسفند، دوباره قطع اینترنت و اختلال‌های ارتباطی بود. همان‌گونه که در جنگ ۱۲ روزه و در دی‌ماه دیده شده بود، این‌بار نیز هم‌زمان با حملات، دسترسی به اینترنت به‌طور گسترده محدود شد. ارتباط با خارج از کشور دشوار یا ناممکن شد، شبکه‌های اجتماعی از دسترس خارج شدند و مردم دوباره در وضعیتی قرار گرفتند که هم زیر فشار جنگ بودند و هم از نظر اطلاعاتی و ارتباطی منزوی شدند.

قطع اینترنت که همچنان ادامه دارد، فقط ابزار کنترل نبود؛ به بخشی از تجربه عمومی جنگ تبدیل شد. مردم نه فقط انفجارها، آژیرها و خبرهای ضدونقیض را تجربه می‌کردند، بلکه ناتوانی در تماس با نزدیکان و دسترسی نداشتن به خبرهای قابل اعتماد را نیز به‌عنوان بخشی از همان جنگ زندگی می‌کردند.

100%

۱۷ اسفند ۱۴۰۴؛ معرفی مجتبی خامنه‌ای به عنوان رهبر

هفدهم اسفند، مجلس خبرگان در شرایطی بحرانی، مجتبی خامنه‌ای پسر علی خامنه‌ای را به‌عنوان رهبر جدید انتخاب کرد. این انتخاب نه در فضایی عادی، بلکه در متن جنگ، آشفتگی ساختار قدرت و شوک ناشی از مرگ رهبر پیشین انجام شد. به همین دلیل، این رویداد نه صرفا یک جانشینی، بلکه بخشی از تلاش نظام برای بقا و بازسازی مرکز فرماندهی خود بود.

100%

۹ تا ۳۰ اسفند ۱۴۰۴؛ واکنش ایران: از «وعده صادق ۴» تا گسترش دامنه درگیری به منطقه

در روزهای نخست پس از آغاز عملیات «خشم حماسی»، ایران واکنش خود را با آغاز مرحله‌هایی از عملیات «وعده صادق ۴» شکل داد؛ واکنشی که در ابتدا با شلیک‌های موشکی و پهپادی به سمت اهدافی در اسرائیل آغاز شد، اما به‌سرعت دامنه آن از مرزهای این کشور فراتر رفت. در فاصله چند روز، حملات ایران به اهدافی در منطقه نیز کشیده شد؛ از جمله پایگاه‌های مرتبط با نیروهای آمریکایی در عراق و خلیج فارس و همچنین تهدید و در برخی موارد هدف قرار دادن زیرساخت‌های انرژی در کشورهای حاشیه خلیج فارس.

این تغییر دامنه، به‌ویژه پس از حمله به تأسیسات گازی در عسلویه برجسته شد، زمانی که تهران به‌طور رسمی هشدار داد که زیرساخت‌های انرژی در عربستان سعودی، امارات و قطر نیز می‌توانند در تیررس قرار بگیرند. در ادامه، گزارش‌هایی از حملات یا تهدیدهای عملی علیه تأسیسات انرژی در این کشورها منتشر شد؛ از جمله اختلال در برخی سایت‌های گازی و نفتی و افزایش سطح آماده‌باش در منطقه.

با این حال، با وجود این گسترش جغرافیایی، واکنش ایران همچنان فاقد تمرکز عملیاتی یکپارچه بود. حملات به‌صورت مرحله‌ای، پراکنده و عمدتا تلافی‌جویانه انجام می‌شد و نشانه‌هایی از اختلال در زنجیره فرماندهی و کاهش هماهنگی میان یگان‌ها دیده می‌شد. در همین دوره، گروه‌های همسو با ایران نیز تحرکاتی محدود از خود نشان دادند، اما این اقدامات نیز نتوانست به شکل‌گیری یک جبهه منسجم منطقه‌ای منجر شود.

در مجموع، واکنش ایران در هفته نخست جنگ، اگرچه از نظر جغرافیایی گسترده‌تر از تقابل مستقیم با اسرائیل بود و به سطحی از فشار منطقه‌ای و تهدید شریان‌های انرژی رسید، اما همچنان در چارچوب پاسخ‌های پراکنده و بازدارنده باقی مانده و نتوانسته به یک ضد حمله سازمان‌یافته و تعیین‌کننده تبدیل شود.

100%

۱۸ تا ۲۸ اسفند ۱۴۰۴؛ حمله به خارک

۲۱ اسفند آمریکا به جزیره خارک حمله کرد؛ جزیره‌ای که هسته اصلی صادرات نفت ایران به شمار می‌رود و به نوشته رویترز حدود ۹۰ درصد صادرات نفت ایران از آن عبور می‌کند. بر اساس گزارش‌ها، در این حمله بیش از ۹۰ هدف نظامی در خارک، از جمله سامانه‌های پدافندی، رادارها، انبارهای موشکی و تاسیسات نظامی دیگر هدف قرار گرفت، در حالی که زیرساخت اصلی بارگیری نفت در آن مرحله حفظ شد

اهمیت حمله به خارک در این بود که جنگ را از سطح حذف فرماندهان و حمله به مراکز نظامی، به سطح تهدید مستقیم شریان اصلی درآمد ارزی ایران کشاند و نشان داد که از این مقطع به بعد، اقتصاد نفتی کشور نیز به‌طور آشکار وارد میدان جنگ شده است.

100%

موج دوم حذف چهره‌های کلیدی

تنها چند روز پس از انتخاب مجتبی خامنه‌ای به عنوان رهبر سوم جمهوری اسلامی، مرحله تازه‌ای از حملات هدفمند آغاز شد که این بار بر بازمانده‌های هسته سخت تصمیم‌گیری امنیتی و سرکوب داخلی متمرکز بود.

در مهم‌ترین این حملات، علی لاریجانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، کشته شد؛ چهره‌ای که پس از مرگ علی خامنه‌ای، به یکی از مهم‌ترین حلقه‌های اتصال میان ساختار سیاسی، امنیتی و نظامی نظام تبدیل شده بود و بسیاری او را از معدود رجال حکومتی می‌دانستند که هم سابقه امنیتی و هسته‌ای داشت و هم در میان جناح‌های مختلف نظام از وزن سیاسی برخوردار بود. کشته شدن او ضربه‌ای مستقیم به ظرفیت تصمیم‌سازی در راس حکومت بود.

در همان موج، غلامرضا سلیمانی، فرمانده سازمان بسیج، نیز کشته شد؛ فرماندهی که نامش بیش از هر چیز با سرکوب اعتراضات و سازمان‌دهی نیروی بسیج در داخل کشور گره خورده بود.

اهمیت حذف او در این بود که بسیج فقط یک نهاد نظامی نیست، بلکه یکی از بازوهای اصلی کنترل اجتماعی و سرکوب خیابانی جمهوری اسلامی است و از دست رفتن فرمانده آن در بحبوحه جنگ و ناآرامی داخلی، برای حکومت معنایی فراتر از یک تلفات نظامی داشت.

یک روز بعد، گزارش‌ها از کشته شدن اسماعیل خطیب، وزیر اطلاعات منتشر شد؛ شخصیتی که در سال‌های اخیر یکی از چهره‌های کلیدی در هدایت دستگاه اطلاعاتی جمهوری اسلامی و کنترل مخالفان و معترضان بود.

حذف این سه نفر در فاصله‌ای کوتاه، نشان داد که حملات دیگر فقط بر فرماندهان نظامی کلاسیک متمرکز نیست، بلکه سه لایه اصلی بقای حکومت، تصمیم‌سازی امنیتی، سرکوب میدانی و کنترل اطلاعاتی را هم‌زمان هدف گرفته است.

100%

۱۹ تا ۲۵ اسفند ۱۴۰۴؛ حمله به زیرساخت‌های حیاتی: برق، سوخت و ارتباطات
در همین بازه، موجی از حملات به زیرساخت‌های حیاتی ایران گزارش شد. این حملات، خلاف حملات اولیه اسفند که بیشتر متوجه مراکز نظامی و رهبری بود، به‌طور مستقیم زیرساخت‌های غیرنظامی اما حیاتی را هدف قرار می‌داد.

در همین بازه، هدف‌گیری زیرساخت‌های انرژی وارد مرحله‌ای آشکارتر شد. حمله به تاسیسات گازی جنوب ایران، از جمله در محدوده عسلویه و پارس جنوبی، فقط یک حمله صنعتی یا فنی نبود؛ ضربه‌ای بود به یکی از مهم‌ترین ستون‌های انرژی ایران.

پس از حمله به تاسیسات گازی ایران، تهران به‌طور رسمی درباره حملات تلافی‌جویانه علیه زیرساخت‌های انرژی عربستان سعودی، امارات و قطر هشدار داد و هم‌زمان، بازارهای جهانی انرژی با جهش قیمت واکنش نشان دادند. در امتداد همین فاز از جنگ زیرساختی، حمله ۲۱ اسفند به خارک معنای روشن‌تری پیدا کرد: جنگ دیگر فقط بر حذف افراد یا حمله به مراکز نظامی متمرکز نبود، بلکه درآمد نفتی و ظرفیت انرژی ایران را نیز هدف گرفته بود.

100%

فضای داخلی در روزهای پایانی سال

در روزهای پایانی اسفند، ایران در وضعیتی قرار داشت که می‌شد آن را به‌معنای واقعی کلمه «حالت بقا» نامید. حکومت از یک‌سو با جنگ، حذف چهره‌های کلیدی و حمله به زیرساخت‌های حیاتی روبه‌رو بود و از سوی دیگر، هنوز با پیامدهای کشتار دی و شکاف عمیق میان جامعه و حاکمیت دست‌وپنجه نرم می‌کرد.

اعتراضات به‌طور پراکنده ادامه داشت، اینترنت همچنان قطع بود، خاموشی‌های برق و اختلال در خدمات شهری به فرسودگی عمومی دامن می‌زد و جامعه میان امید، ترس، خستگی و انتظار معلق مانده بود.

اگر ابتدای سال با «انسداد کامل» آغاز شده بود، پایان آن بیش از هر چیز به تصویری از یک نظام ساقط شده شباهت داشت که هنوز فرو نریخته، اما آشکارا در ضعیف‌ترین وضعیت تاریخی خود قرار گرفته است؛ همان چیزی که برخی رسانه‌ها از آن با عنوان «سال سقوط» یاد کردند.