• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

محمدباقر قالیباف: هیچ مذاکره‌ای با آمریکا انجام نشده است

۳ فروردین ۱۴۰۵، ۱۵:۵۹ (‎+۰ گرینویچ)به‌روزرسانی: ۱۹:۰۷ (‎+۰ گرینویچ)

محمدباقر قالیباف، رییس مجلس، با تاکید بر اینکه «هیچ مذاکره ای با آمریکا انجام نشده است»، در شبکه ایکس نوشت: «مردم ما خواهان تنبیه کامل و پشیمان کننده متجاوزان هستند و همه مسئولین تا رسیدن به این هدف پشت سر رهبر و مردم خود محکم ایستاده‌اند.»

Banner
Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

آمریکا شبکه‌های مرتبط با پسر علی شمخانی و حزب‌الله لبنان را تحریم کرد
۱

آمریکا شبکه‌های مرتبط با پسر علی شمخانی و حزب‌الله لبنان را تحریم کرد

۲
تحلیل

چرا درآمد ۱۰۰ میلیارد دلاری عوارض تنگه هرمز یک افسانه است

۳

نفوذ جمهوری اسلامی و کارزار جمع‌آوری کمک‌های مالی شیعیان کشمیر پس از کشته شدن خامنه‌ای

۴
تحلیل

وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است

۵

فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

Banner

انتخاب سردبیر

  • ترامپ در راه رسیدن به توافقی بهتر از برجام با چه موانعی روبه‌روست؟
    تحلیل

    ترامپ در راه رسیدن به توافقی بهتر از برجام با چه موانعی روبه‌روست؟

  • اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

    اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

  • وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است
    تحلیل

    وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است

  • فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

    فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

  • سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»
    روایت شما

    سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»

  • هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند
    اختصاصی

    هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند

•
•
•

مطالب بیشتر

نوروز و روان جمعی: بازسازی امید و هویت در دل بحران

۳ فروردین ۱۴۰۵، ۰۶:۴۵ (‎+۰ گرینویچ)
•
صبا آلاله

این روزها، بسیاری از ما مجموعه‌ای از احساسات سنگین و گاه متناقض را تجربه کرده‌ایم: اندوه عمیق برای عزیزانی که از دست رفته‌اند، خشم از ناعادلانه بودن شرایط، اضطراب و نگرانی نسبت به آینده، ترس و سردرگمی، و در عین حال لحظاتی از امید، سبکی یا حتی آرامش کوتاه.

این هیجانات گاهی به شکل دوگانه و هم‌زمان در ذهن ما حضور دارند: ممکن است در لحظه‌ای غمگین و سوگوار باشیم و در لحظه‌ای دیگر، با مشاهده نشانه‌هایی از تغییر یا امید، احساس رضایت یا خوشحالی کنیم.

در چنین شرایطی، تجربه‌های روانی نه تنها پیچیده و چندلایه‌اند، بلکه متفاوت و شخصی هستند.

همین پیچیدگی در رابطه با آیین‌ها نیز نمود پیدا می‌کند. هر آیین فرهنگی، بسته به تجربه و شرایط فرد می‌تواند هم‌زمان فرصتی برای امید و بازسازی پیوند اجتماعی باشد و هم یادآور فقدان‌ها و خلأها.

به این ترتیب، هر آیین، در دل بحران، می‌تواند تجربه‌ای چندلایه و متناقض ایجاد کند.

در فرهنگ ما، برخی آیین‌ها صرفا مجموعه‌ای از مراسم نیستند؛ آن‌ها بخشی از حافظه‌ جمعی و هویت فرهنگی جامعه‌اند.

نوروز از مهم‌ترین این آیین‌هاست؛ جشنی که در سنت ما، نماد نو شدن، امید و آغاز چرخه‌ای تازه از زندگی است. نوروز نه فقط آغاز سال، بلکه یادآور امکان بازگشت زندگی، عبور از زمستان و شروع دوباره بوده است.

اما زمانی که جامعه با بحران‌های عمیق، خشونت سیاسی یا تجربه‌ جنگ روبه‌رو می‌شود، رابطه با چنین آیین‌هایی می‌تواند پیچیده و چندلایه شود. در چنین موقعیت‌هایی، آیین‌های شادی‌آور گاهی به نوعی تناقض عاطفی و گره‌ای روان‌شناختی و فرهنگی تبدیل می‌شوند.

پرسش‌هایی که در ذهن بسیاری شکل می‌گیرد، تنها درباره‌ یک جشن نیست، بلکه درباره‌ نسبت میان اندوه و ادامه‌ زندگی است:

آیا در چنین زمانی می‌توان جشن گرفت؟ آیا شادی به معنای بی‌توجهی به رنج‌ها نیست؟ آیا کنار گذاشتن آیین‌هایی که بخشی از زندگی فرهنگی جامعه بوده‌اند، به معنای تسلیم شدن در برابر بحران است؟

برخی افراد می‌توانند در دل بحران و سوگ، حتی در لحظات کوتاه، نوروز را فرصتی برای بازسازی امید و پیوند با خانواده و جامعه ببینند؛ لحظه‌ای که احساس ادامه زندگی و بازگشت نوعی ثبات را ایجاد می‌کند.

برای برخی، همین آیین می‌تواند یادآور فقدان عزیزان، خلأها و شکاف میان گذشته و حال باشد و تجربه آن را دشوار یا حتی غیرممکن کند.

این وضعیت نشان می‌دهد که احساسات متناقض، هم‌زمان سوگ و امید، خشم و آرامش، نگرانی و میل به تداوم زندگی، بخشی طبیعی از تجربه جمعی در دوران بحران است.

وقتی جامعه‌ای با جنگ، خشونت و بی‌ثباتی روبه‌روست، ذهن و روان افراد واکنش ساده و خطی ندارند؛ هیجانات روی هم انباشته می‌شوند، لایه‌لایه عمل می‌کنند و تجربه‌ای چندگانه شکل می‌دهند.

این وضعیت بازتاب پیچیدگی تجربه‌ عاطفی در جامعه‌ای بحران‌زده است. در چنین شرایطی، احساسات اغلب به‌صورت هم‌زمان و متناقض تجربه می‌شوند: سوگ برای فقدان‌ها، خشم نسبت به شرایط، اضطراب درباره‌ آینده و در عین حال نیاز عمیق به ادامه دادن زندگی.

این هم‌زمانی احساسات متضاد، پدیده‌ای شناخته‌شده در تجربه‌های جمعی مرتبط با تروما و بحران است و به ما کمک می‌کند بفهمیم چرا واکنش‌ها نسبت به نوروز و سایر آیین‌های فرهنگی، همواره یکدست و ساده نیستند.

  • سور و سوگ در نوروز؛ «نم اشکی و با خود گفت‌وگویی»

    سور و سوگ در نوروز؛ «نم اشکی و با خود گفت‌وگویی»

آیین‌های فرهنگی و بازسازی روانی در بحران

در چنین فضای پیچیده روانی، جامعه به دنبال راه‌هایی برای مدیریت احساسات متناقض و ایجاد معناست. اندوه، خشم، اضطراب و امید همگی هم‌زمان در ذهن و روان افراد حضور دارند و هر یک به شکل متفاوتی تجربه می‌شوند.

شدت این احساسات و نحوه‌ ترکیب آن‌ها در افراد مختلف متفاوت است و واکنش‌ها به بحران را غیرقابل پیش‌بینی و چندلایه می‌کند.

در این میان، آیین‌های فرهنگی به‌عنوان ابزارهای تثبیت‌شده تاریخی و اجتماعی نقش بسیار مهمی ایفا می‌کنند و می‌توانند نقطه‌ای از ثبات در شرایط بی‌ثبات ارائه دهند.

آیین‌های فرهنگی، به‌ویژه نوروز، فرصتی برای بازسازی روانی فراهم می‌کنند. گردهم آمدن افراد در قالب آیین‌ها، تکرار نمادهای مشترک و یادآوری چرخه‌های طبیعی زندگی، حس تداوم، پیوستگی و ثبات را به جامعه منتقل می‌کند.

این تجربه به افراد کمک می‌کند تا با فشارها و آسیب‌های روانی مقابله کنند، احساس تعلق اجتماعی خود را دوباره بسازند و حتی در دل بحران، لحظاتی از آرامش و امید را تجربه کنند.

نقش آیین‌های فرهنگی در بحران محدود به سرگرمی یا شادی سطحی نیست. آن‌ها مکانی هستند که افراد می‌توانند احساسات متناقض خود، سوگ و امید، خشم و آرامش، اضطراب و میل به ادامه زندگی را هم‌زمان تجربه کنند و از دل همین تضاد، معنا بسازند.

حضور در آیین‌ها به افراد اجازه می‌دهد که روان خود را بازتعریف و تجربه جمعی خود را با دیگران همسو کنند، به نحوی که حتی در شرایط فقدان و ناامنی، حس پیوند با جامعه حفظ شود.

در همین حال، تجربه آیین‌ها برای همه یکسان نیست. برای بخشی از جامعه، نوروز و سایر آیین‌ها می‌توانند فرصتی برای بازسازی امید، بازیابی انرژی روانی و ایجاد لحظاتی از شادی و اتصال اجتماعی باشند.

اما برای گروه دیگری، شدت سوگ، خشم یا اضطراب ممکن است آن‌قدر زیاد باشد که حضور در جشن‌ها دشوار یا حتی غیرممکن شود. برای این افراد، تجربه‌ شادی جمعی با تضاد روانی همراه است و شرکت در آیین‌ها می‌تواند یادآور فقدان‌ها و خلأهای عاطفی باشد.

به این ترتیب، آیین‌های فرهنگی در بحران هم‌زمان چند نقش دارند: ابزار ترمیم روانی، تقویت حافظه و هویت فرهنگی، پل میان تجربه فردی و جمعی و محل ایجاد معنا در مواجهه با درد و فقدان.

هم‌زمان، آن‌ها یادآوری می‌کنند که تجربه انسانی در شرایط بحرانی پیچیده و چندلایه است و واکنش‌ها همیشه یکدست نیستند.

حتی با تمام اثرات مثبت، برای برخی افراد، عبور از سوگ و حضور در شادی جمعی ممکن است سخت باشد و این تضاد خود بخشی طبیعی و جدایی‌ناپذیر از تجربه‌ روانی و اجتماعی بحران است.

  • نوروز ۱۴۰۵؛ گرامی‌داشت یاد جاویدنامان و شعله اعتراضی که فروکش نکرده است

    نوروز ۱۴۰۵؛ گرامی‌داشت یاد جاویدنامان و شعله اعتراضی که فروکش نکرده است

رابطه آیین‌های فرهنگی با ساختار قدرت و مقاومت فرهنگی

در عین حال، آیین‌های فرهنگی در شکل‌گیری تجربه انسانی در بحران، از تاثیر ساختار سیاسی نیز مصون نبوده‌اند.

در دهه‌های اخیر، جمهوری اسلامی بارها تلاش کرده است مناسک مذهبی-دینی را در مرکز زندگی عمومی قرار دهد و منابع و توجه بیشتری به آن‌ها اختصاص دهد.

مراسم مذهبی و دینی معمولا با حمایت مالی و سازمانی گسترده برگزار شده‌اند، در حالی که آیین‌های فرهنگی ریشه‌دار در سنت تاریخی ما، مانند نوروز، شب یلدا یا چهارشنبه‌سوری، در اولویت سیاست‌های فرهنگی رسمی قرار نگرفته‌اند و توجه کمتری به آن‌ها شده است.

این تفاوت در سرمایه‌گذاری و توجه، به‌تدریج برای بخشی از جامعه روشن کرده است که آیین‌های فرهنگی، بخشی از هویت مستقل فرهنگی-تاریخی هستند؛ هویتی که ربط مستقیمی به ساختار قدرت ندارد و باید حفظ و بازتولید شود.

نوروز برای بسیاری از مردم تنها یک جشن فصلی نیست، بلکه یادآور تداوم تاریخی و فرهنگی است که فراتر از تغییرات و تحولات سیاسی روز عمل می‌کند و حسی از پیوستگی با گذشته و جامعه به وجود می‌آورد.

از این منظر، آیین‌های فرهنگی حامل حافظه‌ جمعی جامعه هستند؛ حافظه‌ای که از طریق تکرار آیین‌ها، نمادها و روایت‌های مشترک زنده نگه داشته می‌شود و امکان بازسازی تجربه‌های جمعی، ایجاد پیوند اجتماعی و تثبیت هویت فرهنگی را فراهم می‌کند.

استمرار این آیین‌ها حتی می‌تواند نوعی مقاومت در برابر به حاشیه‌ راندن نمادهای هویتی تلقی شود؛ جامعه با ادامه دادن به فرهنگ، استقلال هویتی و هویت فرهنگی خود را حفظ می‌کند و نشان می‌دهد که این نمادها به قدرت‌های سیاسی محدود نمی‌شوند.

در برخی موارد، این رفتار حتی شکل ظریفی از نافرمانی نمادین به خود می‌گیرد. اجرای آیین‌های فرهنگی، به‌ویژه نوروز، چهارشنبه‌سوری و شب یلدا، نه‌تنها عملی فرهنگی، بلکه بازپس‌گیری نمادین فضاهای فرهنگی محسوب می‌شود؛ جامعه از طریق این فعالیت‌ها، هویت و استقلال فرهنگی خود را به صورت نمادین و آشکار بازمی‌گرداند.

این روند در شرایطی که شکاف میان جامعه و ساختار قدرت عمیق‌تر می‌شود، پررنگ‌تر و ملموس‌تر است. هرچه فشارها و محدودیت‌ها بیشتر شود، تاکید بر حفظ و برگزاری آیین‌ها نیز بیشتر می‌شود.

در چنین شرایطی، آیین‌هایی مانند نوروز فراتر از جشن‌ فصلی ساده عمل می‌کند؛ آن‌ها به نمادهایی از پایداری فرهنگ، حافظه تاریخی و احساس تعلق جمعی بدل می‌شوند و بازتابی از مقاومت و هوشیاری فرهنگی جامعه هستند.

  • ۱۴۰۴؛ سال تلاقی جنگ، سرکوب و بحران سقوط  جمهوری اسلامی

    ۱۴۰۴؛ سال تلاقی جنگ، سرکوب و بحران سقوط جمهوری اسلامی

پایان‌بندی

امروز ما با پدیده‌ای روبه‌رو هستیم که مرزهای روان‌شناسی، فرهنگ و سیاست در آن به‌طور کامل درهم تنیده شده‌اند.

وقتی خانواده‌های داغدار سفره‌ هفت‌سین خود را بر مزار عزیزان از دست‌رفته‌شان در بحران‌ها پهن می‌کنند، یا وقتی نمادهای فرهنگی با مفاهیم دادخواهی، امید و آزادی گره می‌خورند، این هم‌نشینی پیچیده از احساسات، معناها و هویت‌ها روشن می‌شود.

این تجربه نشان می‌دهد که آیین‌ها فراتر از شکل ظاهری خود عمل می‌کنند؛ آن‌ها مکانیسم‌های روان‌شناختی و اجتماعی‌اند که در دل بحران، امکان بازسازی امید، پردازش سوگ و ایجاد پیوند جمعی را فراهم می‌آورند.

در عین حال، این تجربه‌ها پیچیده و متناقض‌اند: شادی، امید و پیوند اجتماعی هم‌زمان با اندوه، فقدان و خشم در ذهن و روان افراد حضور دارند و نشان می‌دهند که زندگی و فرهنگ در شرایط بحران هرگز خطی و ساده نیستند.

پیام نهایی این است که آیین‌ها و فرهنگ جمعی نه‌تنها حافظه و هویت ما را حفظ می‌کنند، بلکه به ما امکان می‌دهند تا در مواجهه با جنگ، فقدان و نابرابری، بخشی از روان و جامعه خود را بازسازی کنیم.

آن‌ها به ما یادآوری می‌کنند که حتی در دل سوگ و ویرانی، امکان بازگشت به زندگی، ایجاد معنا و تجربه هم‌زمان درد و امید وجود دارد.

نوروز و سایر آیین‌ها، به این ترتیب، نه‌تنها جشن و مناسک فرهنگی‌اند، بلکه نقطه‌ای از تاب‌آوری جمعی و انسانی‌اند که مسیر ادامه زندگی را در دل بحران قابل تحمل‌تر و معنادارتر می‌سازند.

سخنگوی ارتش اسرائیل: جمهوری اسلامی به حملات بی‌پروا روی آورده است

۱ فروردین ۱۴۰۵، ۲۱:۳۷ (‎+۰ گرینویچ)

سخنگوی ارتش اسرائیل با اشاره به حملات شامگاه شنبه جمهوری اسلامی به جنوب این کشور، از جمله شهرهای عراد و دیمونا، نوشت این حملات نشان‌دهنده هدف قرار دادن جوامع غیرنظامی است و «به‌طور فزاینده‌ای روشن می‌شود که حکومت ایران به حملات بی‌پروا روی آورده است.»

در پیام منتشرشده از سوی سخنگوی ارتش اسرائیل آمده است: «این حملات نشان‌دهنده ماهیت اقدام‌های ایران در هدف قرار دادن جوامع غیرنظامی است.»

او افزود: «به‌طور فزاینده‌ای روشن می‌شود که حکومت ایران به حملات بی‌پروا روی آورده که تنها بی‌ثباتی و بی‌اعتنایی آن به جان انسان‌ها را بیشتر آشکار می‌کند، در حالی که به‌صورت راهبردی غیرنظامیان را هدف قرار می‌دهد.»

مقام‌های جمهوری اسلامی تاکنون واکنشی به این اظهارات نشان نداده‌اند.

چهار روایت کوتاه با ضرب گلوله؛ پس از کشتار سراسری دی ماه در خانه‌ها چه می‌گذرد

۱ فروردین ۱۴۰۵، ۱۶:۰۷ (‎+۰ گرینویچ)

صبح هنوز کامل روشن نشده که «تبسم» روپوش مدرسه‌اش را می‌پوشد و پیش از آنکه راهی کلاس شود، از مادرش می‌خواهد مسیرشان را عوض کنند. او به قطعه‌ای از قبرستان می‌رود که حالا عکس کاغذی پدرش روی سنگی سیاه چسبانده شده است.

با هر دو دست، سنگ را محکم در آغوش می‌کشد، صورتش را به آن می‌چسباند و صبح به‌خیر می‌گوید. انگار اگر این دیدار صبحگاهی نباشد، روزش شروع نمی‌شود. پدرش، وحید فیروزی، ۱۹ دی ماه در نسیم‌شهر تهران کشته شد و از آن روز، خانه تبسم، یک ساکن کمتر و یک نبودن بیشتر دارد.

۲

در مرودشت، جایی که ستون‌های تخت جمشیدش هنوز سر پا ایستاده‌اند، صدای لرزان مادربزرگی در غم فراق میلاد می‌خواند: «گلی بودی چه وقت چیدنت بود...». میلاد خاکسار علمدارلو، ۳۴ ساله و پدر دو فرزند، در ۱۹ دی ماه هدف شلیک چند گلوله قرار گرفت و جان باخت.

  • «نقشه ثبت حقیقت»؛ مرجع نام و هویت جاویدنامان انقلاب ملی ایرانیان

    «نقشه ثبت حقیقت»؛ مرجع نام و هویت جاویدنامان انقلاب ملی ایرانیان

دختر ۱۲ ساله‌اش که به مرگ پدر آگاه است، عکس‌اش را کنار مزار می‌بوسد و بیقراری می‌کند، اما پسر کوچک‌تر چیزی نمی‌داند، صبح‌ها که بیدار می‌شود می‌گوید: «من باز بابا رو ندیدم.» برای او، پدر زودتر بیدار شده و به سر کار رفته و وقتی او خواب بوده به خانه برگشته.

خواهر میلاد تصویری از تلفن همراهش منتشر کرده که ۹۲ تماس بی‌پاسخ را نشان می‌دهد، در لحظه‌ای که خبر «تیر خوردن» برادر را شنیده است. هر تماس، تلاشی بود برای شکستن خبری هولناک که هنوز قطعی نشده بود.

میلاد خاکسار
100%
میلاد خاکسار

این همان نقطه تعلیق است؛ جایی که ذهن تا آخرین ثانیه احتمال بازگشت را زنده نگه می‌دارد. در روان‌شناسی، به این وضعیت «فقدان مبهم» گفته می‌شود. وقتی مرگ ناگهانی و بدون خداحافظی رخ می‌دهد، رابطه به‌سادگی قطع نمی‌شود. فرد میان دانستن و ندانستن معلق می‌ماند و میان امید و واقعیت رفت‌وآمد می‌کند. در چنین خانه‌ای، «نبودن» تثبیت نشده، بلکه «حضور» تغییر شکل داده است.

۳

در چمستان نور، ساعت‌های پایانی روز ۱۹ دی ماه، سامان علایی از پشت سر هدف شلیک چند گلوله جنگی قرار می‌گیرد و دیگر شب‌اش به صبح نمی‌رسد.

مادر عکس پسر ۲۲ ساله را در آغوش گرفته و به دردی روی دستش اشاره می‌کند: «برای من یه سرم زدن، دستم درد گرفت… یاد سر تو افتادم، چطور تونستن به سرت شلیک کنن؟»

سامان علایی
100%
سامان علایی

این جمله کوتاه، پیوندی میان بدن و خاطره ایجاد می‌کند. در سوگ‌های ناشی از خشونت، بدن به حافظه تبدیل می‌شود. بوی بیمارستان، صدای آمبولانس، لمس یک زخم کوچک، حتی یک قطره خون می‌تواند تصویر لحظه مرگ را دوباره فعال کند.

روان‌شناسان این وضعیت را نوعی «سوگ تروماتیک» می‌دانند، حالتی که در آن، اندوه با نشانه‌های تروما درهم می‌آمیزد. در چنین سوگی، خاطره فقط در ذهن باقی نمی‌ماند، بلکه بدن نیز به محرک‌های کوچک واکنش نشان می‌دهد و صحنه فقدان دوباره فعال می‌شود.

۴

در چالوس، مادری کنار مزار پسرش فریاد می‌کشد: «وقتی داشتی جون می‌دادی چند بار صدام کردی که من نبودم آراز؟ اولین باره که من دیر رسیدم… من دیر رسیدم مامان منو ببخش».

آراز سلیمیان، ۲۷ ساله و تک فرزند خانواده، در ۱۸ دی ماه هدف شلیک گلوله ماموران قرار گرفت. صدای مادرش میان ضجه و نجوا می‌لرزد و باز تکرار می‌کند: «من دیر رسیدم». مثل زخمی که دوباره باز شده باشد.

در سوگ‌های ناگهانی، ذهن به‌دنبال نقطه‌ای می‌گردد که بتواند مرگ را جابه‌جا کند. روان‌شناسان این وضعیت را «گناه بازماندگی» می‌نامند، احساسی که در آن فرد خود را به‌طور ناخودآگاه مسئول مرگی می‌داند که کنترلی بر آن نداشته است. ذهن بارها به عقب برمی‌گردد و می‌پرسد: شاید می‌شد کاری کرد، شاید می‌شد محافظت کرد، شاید می‌شد نجات داد.

در خانه آراز، از آن روز به بعد، زمان دو نیم شده است؛ قبل از «دیر رسیدن» و بعد از آن. مادر با این جمله زندگی می‌کند، با پرسشی که پاسخی ندارد.

رشته‌ای نامرئی بین خانواده‌های دو نیم شده

اینها خانه‌هایی جدا از هم نیستند. از نسیم‌شهر تا مرودشت، از چالوس تا قشم، رشته‌ای نامرئی خانواده‌ها را به هم وصل می‌کند، رشته‌ای از مرگ خشونت‌بار، تهدید و اجبار به سکوت، خاکسپاری در ناکجاآباد و خانواده‌های دو نیم شده.

ساختار عاطفی خانواده، زیر فشار فقدانی که فرصت هضم نیافته، تغییر شکل می‌دهد. کودک زودتر بزرگ می‌شود، مادر هم‌زمان باید سوگوار و ستون خانه باشد و خواهر دوقلوی ۱۷ساله تبدیل به حامل حافظه برادر می‌شود.

صبح فردا، تبسم دوباره روپوش‌اش را می‌پوشد و از مادرش می‌خواهد به دیدار پدر بروند. سنگ سرد را در آغوش می‌گیرد، صورتش را می‌چسباند به نامی که دیگر جواب نمی‌دهد و زیر لب چیزی می‌گوید که کسی جز خودش نمی‌شنود. خانه‌های دیگر، با صندلی‌های خالی و چراغ‌های خاموش، اول به نبودن سلام می‌کنند و بعد روزشان آغاز می‌شود.

گزارش مخاطبان از گسترش حملات به شمال کشور: دو ویلا در گیلان و مازندران هدف قرار گرفتند

۱ فروردین ۱۴۰۵، ۱۴:۴۸ (‎+۰ گرینویچ)

در بیست‌ودومین روز جنگ، هم‌زمان با شنبه اول فروردین حملات گسترده به نقاط مختلف ایران ادامه یافت و از جمله مناطقی در رامسر، حوالی آستانه اشرفیه، مشهد و یزد هدف قرار گرفتند؛ مناطقی که در ۲۱ روز گذشته، چندان مورد حمله قرار نگرفته بودند.

براساس گزارش مخاطبان ایران‌اینترنشنال و در حالی که با ادامه قطعی اینترنت رسانه‌های جمهوری اسلامی نیز اخبار مربوط به جنگ را سانسور می‌کنند، نقاط مختلفی در غرب، شمال، مرکز و جنوب ایران هدف قرار گرفتند.

دو مورد از این حملات، نسبت به سایر اهداف، متفاوت بودند: هدف قرار گرفتن یک ویلای جنگلی در منطقه اربکله نزدیک به رامسر در استان مازندران و یک ویلا در روستای ساحلی دستک، نزدیک به آستانه اشرفیه در استان گیلان.

رسانه‌های داخلی از قول مقام‌های رسمی جمهوری اسلامی نوشتند اهداف منازل مسکونی بودند. با این‌حال جزئیاتی درباره ساکنان این دو نقطه منتشر نشده است.

آثار حمله به  ویلای جنگلی در منطقه اربکله رامسر در حملات بامداد اول فروردین
100%
آثار حمله به ویلای جنگلی در منطقه اربکله رامسر در حملات بامداد اول فروردین

یکی از مخاطبان ایران‌اینترنشنال با ارسال پیامی درباره حمله به ویلایی در رامسر نوشت ساکنان آن ویلا افراد محلی نبودند.

براساس این گزارش این ویلا جمعه شب از سوی چند نفر اجاره شده بود. این شهروند می‌گوید حوالی ساعت ۴ صبح شنبه، اول فروردین، این ویلا هدف قرار گرفته است. این شهروند افزود پس از شنیده شدن صدای انفجار، تا ۳ ساعت چندین پهپاد دور آن منطقه گشت می‌زنند. مخاطب دیگری گزارش داده انفجار ساعت ۳:۳۷ بامداد شنبه رخ داده است.

حوالی همین ساعت، انفجاری در دیگر استان شمالی کشور رخ داد. شهروندان گزارش داده‌اند که حوالی ساعت ۴ صبح، یک واحد ویلایی در روستای دستک در آستانه اشرفیه هدف قرار گرفته است.

آثار انفجار که تصاویر آن را شهروندان منتشر کردند، الگویی مشابه حملات نقطه‌زنی را نشان می‌دهد.

در موردی مشابه، در جریان جنگ ۱۲ روزه محمدرضا (شهرام) صدیقی‌صابر، از گردانندگان برنامه هسته‌ای جمهوری اسلامی در خانه‌ پدری خود واقع در آستانه اشرفیه هدف قرار گرفت. در جنگ ۱۲ روزه، اقامتگاه مرکز رفاهی آموزشی سردار جنگل سپاه پاسداران در حوالی چمخاله نیز هدف قرار گرفت.

حملات بامدادی در سراسر کشور

از حدود ساعت ۰۱:۱۵ بامداد، انفجارها در تهران آغاز شد. دو صدای انفجار در محدوده شرق تهران، حوالی میدان «امام حسین»، شنیده شد و دقایقی بعد، سه انفجار مهیب دیگر در شرق و مرکز شهر گزارش شد.

در ساعت ۰۲:۰۰ بامداد، ساکنان اصفهان نیز از شنیده شدن صدای انفجار خبر دادند؛ این صداها در ساعات ۰۳:۰۰ و ۰۵:۰۰ نیز تکرار شد.

حوالی ساعت ۰۳:۲۰ تا ۰۳:۳۵، دوباره موج گسترده‌ای از انفجارها در تهران گزارش شد؛ از جمله سه انفجار در منطقه ۲۲، چهار انفجار در تهرانسر، و پنج انفجار در محدوده شهرزیبا.

هم‌زمان، در گرمدره گزارش انفجار شدید در نزدیکی کوه گزارش شد. پادگان «شهید قدیری» و پایگاه یکم پدافند تهران در این محدوده واقع شده است. یکی از تاسیسات موشکی جمهوری اسلامی نیز در همین منطقه قرار دارد.

در همین بازه زمانی، گزارش‌هایی از لرزش زمین و شنیده شدن صدای جنگنده‌ها در همدان و تویسرکان منتشر شد.

از ساعت ۰۳:۳۰ تا ۰۳:۴۵، حملات موشکی به چند نقطه در غرب تهران از جمله بلوار فردوس و شهرک راه‌آهن گزارش شد.

همچنین در شهرضا در حوالی اصفهان، انفجار گزارش شده است.

در ساعت ۰۳:۳۲، دو انفجار در اهواز شنیده شد.

در ساعت ۰۴:۰۰ حملات در بیدگنه به‌صورت مداوم و با فاصله حدود ۱۰ دقیقه ادامه داشته است. پایگاه موشکی مدرس یا بیدگنه در این منطقه قرار دارد.

در خمین، یک سایت موشکی از شب تا صبح شش بار هدف قرار گرفته و در شیان نیز در ساعت ۰۴:۳۰، هفت موشک به این منطقه شلیک شده است.

در ساعت ۰۴:۳۰ تا ۰۴:۴۰، چندین انفجار در غرب تهران از جمله شهرک غرب گزارش شد. همچنین در لویزان (۰۴:۳۵) و تبریز (۰۴:۴۰) انفجارهای شدیدی شنیده شد.

در ساعت ۰۵:۰۰، در مشهد (منطقه سیدی) ابتدا صدای پدافند و سپس یک انفجار گزارش شد.

در بوشهر، یک کارخانه تسلیحات دریایی هدف حمله قرار گرفته و در جزیره قشم نیز از ساعت ۰۵:۰۰ صبح صدای پرواز جنگنده‌ها گزارش شده است.

در ساعت ۰۵:۱۰، بندرعباس شاهد شش انفجار در محدوده اسکله و نیروی دریایی بود.

در ساعت ۰۵:۳۰، در درگهان نیز صدای چند انفجار و پرواز جنگنده‌ها شنیده شد.

در ساعت ۰۵:۵۰، سه انفجار شدید دیگر در اهواز گزارش شد.

حملات صبح‌گاهی

در ساعت ۰۷:۰۰، در بندرعباس دو انفجار از سمت کوه گزارش شد و جنگنده‌ها به سمت دریا پرواز کردند. از ساعت ۰۸:۰۰ به بعد نیز گزارش‌هایی از تداوم انفجارها در این شهر با فاصله‌های حدود ۱۰ دقیقه منتشر شد.

در تهران، صبح شنبه پادگان نیروی هوایی در شرق شهر هدف بمباران قرار گرفت و پرواز جنگنده‌ها در ارتفاع پایین بر فراز شهر گزارش شد.

در ساعت ۱۰:۴۰، چندین نقطه در کوه‌های اطراف یزد هدف بمباران قرار گرفت. همچنین مقام‌های استانی اعلام کردند دو نقطه نظامی در خارج از شهر یزد مورد حمله هوایی قرار گرفته‌اند، اما خسارتی گزارش نشده است.

در ساعت ۱۰:۴۵، در محدوده ستاد مشترک در تهران منطقه پیروزی، سه انفجار شدید رخ داد. هم‌زمان، در خیابان دماوند حوالی چهارراه آیت نیز چندین انفجار شنیده شد و ایست‌های بازرسی در برخی نقاط از جمله تهرانپارس برقرار شد.

در ساعت ۱۱:۳۰، چند انفجار در اندیمشک گزارش شد. در فاصله زمانی ۱۱:۴۰ تا ۱۱:۴۸، دزفول و اندیمشک شاهد چندین انفجار شدید بودند؛ به‌گونه‌ای که موج انفجار باعث لرزش ساختمان‌ها شد. در مجموع، پنج انفجار مهیب گزارش شده و منطقه پادگانی دوکوهه هدف قرار گرفته است.

معمای مجتبی؛ جست‌وجوها برای یافتن نشانه‌هایی از رهبر جدید ایران

۱ فروردین ۱۴۰۵، ۱۳:۱۸ (‎+۰ گرینویچ)

سازمان سیا، موساد و دیگر نهادهای اطلاعاتی در سراسر جهان، جمعه و هم‌زمان با آغاز سال ۱۴۰۵ در ایران، در حال رصد بودند تا ببینند آیا رهبر جدید جمهوری اسلامی، سنت پدرش را دنبال خواهد کرد و پیام سال نو ارائه می‌دهد یا نه.

وب‌سایت اکسیوس شنبه اول فروردین نوشت که با نیامدن پیام ویدیویی از مجتبی خامنه‌ای، ابهام درباره نقش او و وضعیت جسمانی‌‌اش افزایش یافت.

مقام‌های آمریکایی و اسرائیلی معتقدند نشانه‌هایی از زنده بودن مجتبی وجود دارد، اما مدرکی در دست نیست که او زمام امور را در دست دارد.

در شرایطی که پس از حملات آمریکا و اسرائیل به جمهوری اسلامی از ۹ اسفند ۱۴۰۴، هیچ فیلم، صدا و دست‌نوشته‌ای از مجتبی خامنه‌ای منتشر نشده، رسانه‌ها در ایران یک پیام مکتوب و طولانی دیگر را به نام او منتشر کردند.

در این پیام که با عنوان «پیام نوروزی» رهبر جمهوری اسلامی منتشر شد، او ابتدا عید فطر را به‌خصوص «به مسلمانان جهان» تبریک گفت و مانند پدرش، از انقلاب ملی ایرانیان در دی ماه به‌عنوان کودتا یاد کرد.

پیام منتسب به مجتبی خامنه‌ای همچنین حاوی مواضعی درباره جنگ جاری آمریکا و اسرائیل علیه جمهوری اسلامی نیز بود.

اکسیوس نوشت: «اینکه مجتبی در سایه باقی مانده، چندان غافلگیرکننده نیست. پس از کشته شدن پدرش، اسرائیل آشکارا اعلام کرده که او اکنون در صدر فهرست اهدافش قرار دارد.»

  • پاداش ۱۰ میلیون دلاری آمریکا برای اطلاعاتی درباره مجتبی خامنه‌ای و مقام‌های ارشد حکومت

    پاداش ۱۰ میلیون دلاری آمریکا برای اطلاعاتی درباره مجتبی خامنه‌ای و مقام‌های ارشد حکومت

از سوی دیگر پیت هگست، وزیر جنگ آمریکا، گفته است که مجتبی در حمله‌ای که به کشته شدن پدرش انجامید، «مجروح و احتمالاً دچار تغییر شکل ظاهری» شده است.

با این حال، سه هفته سکوت مجتبی، بدون حتی یک پیام ویدیویی از پیش ضبط‌شده، هرچه بیشتر جلب توجه می‌کند.

بر اساس اطلاعات رسیده به ایران‌اینترنشنال، وضع جسمی خامنه‌ای و ناتوانی او در برقراری ارتباط مستمر با مقام‌ها و نهادهای مسئول در جمهوری اسلامی، موجب واکنش انتقادی در میان طیفی از روحانیون حاکم شده است.

اکسیوس نوشت که ایالات متحده و اسرائیل، اطلاعاتی در اختیار دارند که نشان می‌دهد مجتبی همچنان زنده است؛ از جمله شواهدی مبنی بر تلاش مقام‌های ایرانی برای تنظیم دیدارهای حضوری با او (که به‌دلیل ملاحظات امنیتی ناموفق بوده‌اند).

سومین رهبر جمهوری اسلامی ۲۱ اسفند در پیامی مکتوب بر تداوم رویارویی با اسرائیل و آمریکا تاکید کرد.

100%

ابهام درباره وضعیت مجتبی در چندین نشست توجیهی-اطلاعاتی دونالد ترامپ، رییس‌جمهوری آمریکا، مطرح شد.

به گفته یک مقام آمریکایی، تیم امنیت ملی ترامپ همچنان در حال بررسی این موضوع است که واقعا چه کسی در تهران تصمیم‌گیر اصلی است.

یک مقام ارشد اسرائیلی به اکسیوس گفت: «هیچ مدرکی نداریم که او واقعا کسی باشد که دستور می‌دهد.»

یک مقام آمریکایی نیز گفت: «وضعیت فراتر از عجیب است. فکر نمی‌کنیم ایرانی‌ها این همه زحمت بکشند تا یک فرد مرده را به‌عنوان رهبر انتخاب کنند، اما در عین حال هیچ مدرکی نداریم که او واقعا زمام امور را در دست گرفته باشد.»

به گفته مقام‌های اسرائیلی، رهبران ارشد در ایران مانند افراد تحت تعقیب عمل می‌کنند؛ میان خانه‌های امن جابه‌جا می‌شوند و از ارتباطات دیجیتال پرهیز دارند.

یک مقام ارشد عرب نیز به اکسیوس گفت: «سپاه پاسداران در حال در دست گرفتن ایران است و آن‌ها افراطی‌اند. به‌شدت ایدئولوژیک هستند و آماده‌اند بمیرند و به خامنه‌ایِ پدر بپیوندند.»