چرا جهان نتوانست تنگه هرمز را دور بزند؟

در سال ۱۳۹۸ وقتی خبرنگار بخش انرژی در رویترز بودم، شروع به تحقیق روی سوالی کردم که دههها بر بازار جهانی سایه انداخته بود: اگر تنگه هرمز بسته شود، چه خواهد شد؟
ایراناینترنشنال

در سال ۱۳۹۸ وقتی خبرنگار بخش انرژی در رویترز بودم، شروع به تحقیق روی سوالی کردم که دههها بر بازار جهانی سایه انداخته بود: اگر تنگه هرمز بسته شود، چه خواهد شد؟
برای من، این یک پرسش انتزاعی نبود. رهبران جمهوری اسلامی بیش از نیم قرن بارها تهدید کرده بودند از این تنگه بهعنوان ابزار فشار استفاده خواهند کرد. میخواستم بدانم آیا کشورهای منطقه توانستهاند مسیرهای جایگزینی برای انتقال نفت و فرآوردههای نفتی تعبیه کند، یا عامدانه این خطر را نادیده گرفتهاند.
دور زدن تنگه هرمز سالهاست یکی از موضوعات مهم در خاورمیانه بوده، بهویژه از زمان «جنگ نفتکشها» در دهه شصت شمسی که تانکرهای نفتی در معرض خطر شلیک موشکها بودند.
دولتهای منطقه سالهاست طرحهایی را برای مقابله با بسته شدن تنگه هرمز و دور زدن آن بررسی کردهاند.
در تحقیقاتم متوجه شدم بیشتر این برنامهها هرگز از حد طرحها فراتر نرفتند. آن طرحهایی هم که اجرایی شدند با کمبود بودجه مواجه بودند و ظرفیت انتقال نفتشان در مقایسه با حجم عظیم نفتی که از تنگه هرمز عبور میکند، ناچیز بود.
تحلیلگرانی که آن زمان با آنها صحبت کردم، معتقد بودند چنین پروژههایی از نظر اقتصادی قابل توجیه نیستند چون خطر بسته شدن تنگه هرمز جدی و واقعی نیست.
واقعیت این بود که کشورهای منطقه تمایلی نداشتند میلیاردها دلار برای زیرساختهایی هزینه کنند که ممکن بود هرگز مورد استفاده قرار نگیرد.
حتی اگر تنگه هرمز هم بسته میشد، بسیاری باور داشتند که این اختلال کوتاهمدت خواهد بود؛ چرا که آمریکا با مداخله نظامی مسیر را بهسرعت باز خواهد کرد.
در نتیجه این نگاه، پروژههای انتقال نفت بشدت محدود باقی ماندند. خط لوله شرق–غرب عربستان نفت را به دریای سرخ منتقل میکرد، اما ظرفیت آن در مقایسه با حجم عبوری از تنگه هرمز اندک بود. پایانه فجیره در امارات تنگه هرمز را دور میزد، اما از نظر جغرافیایی آنقدر به تنگه نزدیک بود که امنیت کامل نداشت.
مسیرهای دیگر با محدودیتهای بیشتری روبهرو بودند. خط لوله عراق–ترکیه با اختلافات سیاسی میان بغداد و اقلیم کردستان مواجه بوده است. خط لوله عراق از طریق عربستان (IPSA)، که صدام حسین در سال ۱۹۸۹ برای دور زدن تنگه هرمز ساخت، از سال ۱۹۹۰ عملاً غیرفعال مانده است. طرح انتقال نفت به بندر عقبه در اردن نیز به خاطر روابط شکننده بغداد و امان عملا متوقف مانده بود.
رقابتهای عمیق میان دولتها در منطقه مانع اجرای اغلب این پروژههای فرامرزی شدند.
در نهایت این طرحها آنقدر پیش پا افتاده بودند و دولتها نیز آنقدر در ارائه اطلاعات درباره آنها احتیاط به خرج میدانند که من از ادامه این گزارش صرفنظر کردم.
دو برنده اصلی
در این سالها، تنها دو کشور تهدید بستن تنگه هرمز را بهطور جدی درک کردند.
نخست، چین که طی یک دهه گذشته با تنوعبخشی به منابع انرژی خود، وابستگیاش به این گذرگاه حیاتی را کاهش داده است.
دوم، ایران که با احداث خط لوله گوره-جاسک، مسیر جایگزینی برای صادرات نفت خود ایجاد کرد و همزمان، توان تهدید مسیرهای جایگزین دیگر کشورها را نیز افزایش داد.
ایران بارها به کشورهای منطقه هشدار داده که مسیرهای جایگزینی که ایجاد کردهاند، آسیبپذیر هستند. حملات سال ۲۰۱۹ به نفتکشها در نزدیکی فجیره، حمله پهپادی همان سال به خط لوله شرق–غرب عربستان، و همچنین حملات سال ۲۰۲۳ حوثیها به مسیرهای کشتیرانی در دریای سرخ، همگی در راستای به چالش کشیدن این مسیرهای جایگزین ارزیابی میشوند.
جنگ دوم آمریکا و اسرائیل علیه جمهوری اسلامی، بار دیگر به جهان یادآوری کرد که یکی از حیاتیترین گلوگاههای خود را برای سالها نادیده گرفته است.
ایران با بستن تنگه هرمز، شوکی چند تریلیون دلاری به بازارهای جهانی وارد کرد و فشار تورمی تازهای بر اقتصادهای شکننده جهان تحمیل شد.
اکنون هزینه تامین امنیت تنگه هرمز بهمراتب بیشتر از هزینهای است که پیشتر برای ایجاد مسیرهای جایگزین صرف شده بود.
مسیرهای دور زدن تنگه، که پیشتر نیز راهحلی ناقص در برابر تهدیدهای جمهوری اسلامی بودند، اکنون کارایی خود را بیش از پیش از دست دادهاند.
پس از جنگ آمریکا و جمهوری اسلامی، به نظر میرسد کشورهای منطقه به این جمعبندی رسیدهاند که راهحل پایدار نه در توسعه زیرساختها، بلکه در شکلگیری یک چارچوب امنیتی جدید در منطقه است؛ چارچوبی که امکان استفاده ابزاری از تنگه هرمز را برای همیشه از میان ببرد.







در بامداد ۸ آوریل، آتشبسی میان آمریکا و جمهوری اسلامی اعلام شد که هیچیک از طرفین آن را «توافق» نمینامند و این نشان میدهد که آتشبس بر بستری از ابهام بنا شده است.
این ابهام سرنوشت آتشبس را شکننده میکند آن هم در شرایطی که تضمینی برای اجرا و حضور یک میانجی موثر هنوز شکل نگرفته و ریشههای اختلاف پابرجاست.
طرفین در شرایطی در سی و هشتمین روز پس از آغاز عملیات «خشم حماسی» تن به توقف موقت جنگ دادهاند که ترامپ پیروزی آمریکا را اعلام کرده، تهران از «دستاورد تاریخی» سخن گفته و نتانیاهو صرفا از بخشی از آن حمایت کرده است.
اما در همان ساعاتی که پیامهای تبریک رد و بدل میشد، موشکها و پهپادها در آسمان منطقه همچنان در پرواز بودند و اسرائیل بزرگترین حملهاش به لبنان را آغاز کرد. معادلات پیچیدهای که در جنگ وجود دارند و همچنین حضور نیروهای بینالمللی مختلف، مانند کشورهای عرب خلیج فارس که در این جنگ درگیر شدهاند، رسیدن به یک توافق جهت به پایان بردن جنگ را فعلا دشوار کرده است.
آمریکا چرا تن به آتش بس داد؟
آمریکا با اهداف متعددی وارد جنگ شده بود، از نابودی برنامه هستهای ایران تا فروپاشی محور مقاومت و حتی تغییر رژیم. اما هدف محوری را میتوان «تغییر معادله قدرت» دانست؛ تضعیف ساختاری ایران بهگونهای که تهدیدش برای اسرائیل و نظم منطقهای برای سالها کاهش یابد.
از این منظر، واشینگتن دستاوردهایی داشته است: طبق گزارش پنتاگون، ۱۳ هزار هدف کوبیده شد؛ صنعت موشکی، شبکه پدافندی، و نیروی دریایی ایران بهشدت آسیب دیدند و رهبری جمهوری اسلامی عوض شد. این یعنی حتی اگر تحریمها کاملا رفع شوند، ایران تا سالها توان بازسازی ظرفیت نظامیاش را به شکل سابق نخواهد داشت. به این معنا آمریکا تا اطلاع ثانوی برای اسرائیل «زمان» خریده است.
اما آمریکا همچنان نتوانسته است اورانیوم غنیشده ۶۰ درصدی ایران را به دست آورد و برنامه موشکی با وجود آسیبهای جدی، همچنان تا حدودی کارایی دارد به ویژه در حمله به کشورهای خلیجفارس.
علاوه بر این، واشینگتن یک اشتباه محاسباتی مهلک کرد و قدرت تنگه هرمز را دست کم گرفت. جمهوری اسلامی توانست این تنگه را ببندد و بهواسطه آن بحران انرژی جهانی ایجاد کرد و این عاملی بود تا کشورهای خلیج فارس و اروپا، واشینگتن را زیر فشار بگذارند و ترامپ در داخل آمریکا آسیبپذیرتر شود.
این موضوعات احتمالا مهمترین عوامل برای رفتن آمریکا به سمت آتش بس بودهاند. از این رو، آمریکا تمام آنچه را که میخواست با جنگ به دست نیاورده و اکنون با مذاکره به دنبال آن است.
بنابر این میتوان گفت آمریکا نه شکست خورده است و نه پیروز شده؛ معادله را تغییر داده، اما نه به شکلی که میخواست و در این فاصله، جمهوری اسلامی قویتر از آنچه پیشبینی میشد از جنگ بیرون آمد.
جمهوری اسلامی چرا آتشبس را پذیرفت؟
نمیدانیم در جمهوری اسلامی وضعیت در قدرت، در زیرساختها و در حوزههای مختلف زیست جمعی چگونه است؛ سانسور اینترنتی اجازه دسترسی به بسیاری از جزئیات را نمیدهد اما از پذیرش آتشبس از سوی حکومت میتوان گفت ضرباتی که در حوزههای مختلف خورده، جدی بوده است؛ به نوعی که علیرغم اعتراضات اجتماعی در خیابان برای رد آتشبس به آن تن داده است.
پیامد مستقیم این حملات، دگرگونی بنیادین در آرایش فرماندهی نظامی و سیاسی جمهوری اسلامی بود که با کشته شدن چهرههای کلیدی و در رأس آنها علی خامنهای، به یک زلزله ساختاری انجامید.
اهمیت این واقعه صرفا در فقدان فیزیکی یک فرد نیست، بلکه در درهمشکستن اسطوره مصونیت رهبری است؛ جایگاهی که در تمام طول تاریخ جمهوری اسلامی، حریمی دستنخورده و نفوذناپذیر تلقی میشد.
اکنون، تقارنِ فروپاشی کاملِ پدافند هوایی کشور با حذف عالیترین مقام سیاسی، پیامی صریح به همراه دارد: در غیاب چتر حمایتی در آسمان، مرکزیت قدرت دیگر هیچ تضمینی برای بقا ندارد و تکرارپذیری چنین ضرباتی به یک احتمال دائمی بدل شده است.
در سوی دیگر، تهدید جدی برای تهران نه شکست نظامی بلکه خطر اعتراضات و یا شورشهای اجتماعی است. فلج شدن زیرساختهای برق و سوخت در کنار خلاء مشروعیت رهبری جدید، آن هم در جامعهای که زخم اعتراضات و کشتارهای پیشین را بر تن دارد، حکومت را به نقطه انفجار نزدیک کرده است. از این رو، پذیرش آتشبس موقت را میتوان نه یک انتخاب دیپلماتیک صرف بلکه یک عقبنشینی ضروری برای مهار بحران داخلی و نارضایتیها دانست.
در منطق تهران، یک برد راهبردی وجود دارد و آن تغییر وضعیت تنگه هرمز است. حکومت با تبدیل آسیبهای نظامی به سرمایه ژئوپلیتیک، ادعای پیشین خود درباره کنترل این آبراه را به واقعیتی تحمیلی برای منطقه بدل کرده است.
تهران با اتکا به همین اقتدار نوظهور بهدنبال کسب درآمد سالانه ۶۴ میلیارد دلار از حق عبور کشتیها است که دستیابی به آن در شرایط عادی هرگز ممکن نبود. این اهرم از نظر آنها تضمینی برای پایبندی ترامپ به توافقات محسوب میشود. حمله به خط لوله ینبع در عربستان بلافاصله پس از آتشبس نیز نشان داد که ایران با تلاش برای از بین بردن مسیرهای جایگزین، قصد دارد جامعه جهانی را به پذیرش اراده خود در این شریان حیاتی مجبور کند.
آیا این آتشبس شکننده است؟
چند ساعت بعد از آتشبس، شکنندگی آن آشکار شد. محمدباقر قالیباف، رییس مجلس شورای اسلامی که اکنون در راس تیم مذاکره کننده حکومت با آمریکا قرار گرفته است، ساعاتی پس از آتشبس گفت سه بند از ۱۰ بند توافق آتش بس نقض شده است: لبنان، غنی سازی و ورود پهپاد متجاوز به منطقه حاکمیتی.
اما موضوع صرفا نقض توافق آتش بس نیست. بلکه آنچه وضعیت را پیچیدهتر کرده است خود جایگاه میانجی است. پاکستان از منظر هندسه دیپلماتیک، انتخابی منطقی به نظر میرسد، غیرعرب، مسلمان، دارای روابط کارکردی با واشینگتن و تهران.
اسلامآباد در این فرآیند تلاش کرد که هم «مکان امن» و هم «معمار توافق» باشد. اما معضل آشکار این میانجی زمانی نمایان شد که شهباز شریف نخست وزیر این کشور «همه جبههها از جمله لبنان» را در داخل توافق آتشبس اعلام کرد و نتانیاهو ساعاتی بعد آن را رد کرد. یعنی مکان امن و میانجی اصلی، نفوذی در یکی از طرفین جنگ نداشت.
از سوی دیگر غیاب کشورهای خلیج فارس و لبنان از مذاکرات اسلامآباد یک نقص ساختاری جدی است، چرا که آنها نیز بخشی از مساله هستند. اما تاثیرشان در افق دو هفتهای محدود است. عربستان، امارات، بحرین و کویت نه میتوانند و نه میخواهند آتشبس را بشکنند؛ ناخشنودی آنها یک مشکل بلندمدت است، نه یک متغیر فوری.
آنچه در این دو هفته واقعا تعیینکننده است، گسل هستهای و تناقض میان مطالبه «غنیسازی صفر» آمریکا و اصرار بر «تداوم غنیسازی» در روایت تهران است که به نظر میرسد به آسانی حل نخواهد شد. موضوع دیگری که هنوز سرنوشت آن مشخص نیست ۴۰۰ کیلوگرم ذخایر موجود اورانیوم غنیسازی شده ۶۰ درصدی است.
همزمان، جمهوری اسلامی کوشیده مساله حزبالله لبنان را بهعنوان یک خط قرمز مطرح کند، چرا که نادیده گرفتن آن به معنای پایان اعتبار محور مقاومت خواهد بود. هشدار صریح مقامات تهران درباره پاسخ به تداوم «جنایات علیه شیعیان لبنان» نشان میدهد که این جبهه میتواند بهتنهایی آتشبس شکننده فعلی را درهم بشکند.
بخشی از مساله ابهام و شکننده شدن توافق آتشبس، به متن مورد توافق باز میگردد. جی دی ونس، معاون رییسجمهوری آمریکا، میگوید حداقل سه متن ۱۰ مادهای در این سو و آن سو وجود داد: متنی که به وسیله چت جیپیتی نوشته شده بود و به سطل آشغال انداخته شد. متن دوم منطقی بود و بین ما رد و بدل شده بود. متن سوم اما متنی است که بسیار ماکسیمالیست است. این موضوع این واقعیت را نشان میدهد که طرفین هنوز به زمین مشترکی نرسیدهاند.
این آتشبس نه پایان یک فصل است، نه آغاز یک فصل جدید بلکه یک وقفه کوتاه در پرانتز جنگ است؛ چرا که طرفین فشار لازم برای به کرسی نشاندن خواستهای خود را پیش از این در دیپلماسی نداشتند و جنگ نیز فعلا تغییر عمدهای ایجاد نکرده است.
به این ترتیب، به نظر نمیرسد حداقل طرف آمریکایی بتواند آنچه در جنگ کسب نکرده را در مذاکره به دست بیاورد. طرفین در نهایت نیازمند دستاوردهای پایدار از این جنگ هستند که در مذاکرات پیش رو، بر حسب آنچه به صورت عمومی منتشر شده است، در دسترس به نظر نمیرسد.
پیامهای رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهد قطع اینترنت، تعطیلی کارخانهها و کسب و کارهای خرد و تعدیل نیرو در بخشهای مختلف طی سه ماه اخیر، فشار معیشتی بر خانوادهها را به شکل چشمگیری افزایش داده است.
افزایش بیکاری، تعطیلی یا نیمهتعطیل شدن شرکتها و رکود گسترده در بازار، از مهمترین پیامدهایی است که شهروندان از شهرهای مختلف ایران در هفتههای اخیر گزارش دادهاند.
برخی شهروندان از بلاتکلیفی شرکتها و توقف فعالیت بسیاری از بخشها خبر میدهند.
یکی از مخاطبان گفت: «شرکتها دچار تردید شدهاند و نمیدانند چه کار کنند. با پایان جنگ، منتظریم با موجی از تعدیل نیرو مواجه شویم که رکود زیادی ایجاد خواهد کرد. خیلی از شرکتها در حالت نیمهتعطیل به سر میبرند؛ مثلا فقط بخش حسابداری فعال است و بخشهای آیتی و فروش بهدلیل قطع اینترنت عملا کاری ندارند.»
کارگران و اقشار کمدرآمد زیر فشار معیشتی
در کنار این شرایط، بسیاری از کارگران و اقشار کمدرآمد از نبود درآمد و ناتوانی در تامین هزینههای اولیه زندگی میگویند.
یک کارگر در پیامی نوشت: «بیشتر از دو ماه است که بیکارم. درآمدی ندارم و هر چه داشتم فروختم تا اجاره خانه بدهم و نان بخرم که بچهام از گرسنگی نمیرد.»
همزمان، گزارشهای متعددی از تعطیلی کارخانهها پس از تعطیلات نوروزی منتشر شده است.
یکی از شهروندان گفت: «بعد از تعطیلات عید نوروز، اکثر کارخانهها هنوز باز نکردهاند و بیکاری بیداد میکند. مردم منبع درآمدی برای تامین مایحتاج اولیه ندارند.»
شهروند دیگری نیز با اشاره به رکود گسترده گفت: «خسته شدهایم، تمام کار و کاسبیها با قطع اینترنت خوابیده است.»
برخی پیامها به وضعیت اقشار آسیبپذیرتر اشاره دارد.
یک مخاطب با اشاره به شرایط بیخانمانها نوشت: «بیچاره کارتنخوابها و بیخانمانها؛ شاید در این ایام خیلیها جانشان را از دست داده باشند بدون اینکه حتی ما خبردار شده باشیم.»
پیامدهای قطع اینترنت
قطع اینترنت، بهویژه برای مشاغل آنلاین، خسارتهای مالی قابلتوجهی ایجاد کرده است.
یکی از شهروندان گفت: «کار من فروش اینترنتی است و از دیماه تقریبا بیکارم.»
شهروند دیگری تاکید کرد: «یک ماه است اینترنت معمولی قطع شده و تا حالا ۱۰ میلیون تومان برای فیلترشکن هزینه کردهام و سه ماه است بیکارم.»
شهروندی از تهران، تاکید کرد پیامدهای اقتصادی جنگ و قطع اینترنت، زندگی بسیاری از مردم را مختل کرده و آنها را به مرز ورشکستگی کشانده است.
برخی مخاطبان نیز از تلاش برای ادامه فعالیت اقتصادی با وجود محدودیتها خبر دادند.
یکی از این مخاطبان نوشت: «بعد از ۳۵ روز با هزینه یک میلیون تومان توانستم به اینترنت وصل شوم، اما همچنان کارم عملا متوقف است.»
علاوه بر پیامهای رسیده به ایراناینترنشنال، مطالب منتشر شده در رسانههای اجتماعی نیز حاکی از وضعیت بحرانی اقتصاد است.
یک کاربر در ایکس نوشت: «من کاملا ورشکسته شدم. توانایی پرداخت اقساط باقیمانده را ندارم و مجبورم وسایل کارم را برای عبور از این مرحله بفروشم.درآمدم از یوتیوب، اینستاگرام و کیک به صفر رسیده و حتی امکان فروش مرچ هم ندارم. فقط به این دلیل که یکی از ابتداییترین حقوق بشر، یعنی اینترنت، از من گرفته شده.»
کاربری دیگر در پاسخ به او نوشت: «من موتورم را برای فروش گذاشتم، از حقوق مادرم خوردم و ضایعات باغم را فروختم.»
گزارشها از تعدیل نیرو
با هدف قرار گرفتن صنایع نفت، گاز و پتروشیمی در برخی نقاط کشور در جریان جنگ ۴۰ روزه، صدها کارگر بیکار شدهاند و چشماندازی نیز برای بازگشت به کارشان وجود ندارد.
شماری از شهروندان در پیامهایی به ایراناینترنشنال، نیز از حذف مشاغل آنلاین و تعدیل نیرو در صنایع مختلف خبر دادهاند.
یک شهروند نوشت: «خیلی وقت است من و بسیاری دیگر که شغل آنلاین داشتیم دیگر درآمدی نداریم. خواهرم در کارخانهای زیرمجموعه ایرانخودرو کار میکرد که او را هم تعدیل کردند. گرانی بیداد میکند و بسیاری از اقلام ضروری را نمیتوانیم بخریم.»
در بخش ارتباطات و خدمات اینترنت نیز گزارشهایی از تعدیل نیرو و پرداختنشدن حقوق منتشر شده است.
گروهی از کارکنان شرکتهای ارائهدهنده خدمات اینترنت (ISP) در تهران به ایراناینترنشنال گفتند از اسفند ۱۴۰۴ تاکنون با تعدیل نیرو و عدم پرداخت کامل حقوق و عیدی مواجه بودهاند و برای تسویهحساب بدون دریافت مطالبات تحت فشار قرار گرفتهاند.
یکی از کارکنان این حوزه نوشت: «در اسفند ما را تعدیل کردند و هنوز حقوقی دریافت نکردهایم. عیدی را هم بهصورت نصف پرداخت کردند و حالا میخواهند بدون پرداخت حقوحقوق کامل، تسویهحساب کنیم. با حقوق ماهانه ۱۴ میلیون تومان روی دکلهای مخابراتی کار میکردیم و همان را هم نمیدهند.»
گزارشها نشان میدهد تعدیل نیرو به بخشهای دیگری مانند صنعت هوانوردی نیز رسیده است.
یکی از کارکنان ایرلاینها گفت: «به ما که کارمند ایرلاین هستیم نه حقوق دادهاند و نه عیدی، و حالا هم در حال تعدیل نیرو هستند.»
شهروند دیگری نیز گفت نزدیک به ۴۰ روز است بیکار مانده و بدون دریافت حقوق، زیر فشار شدید معیشتی و روحی زندگی میکند.
در شهرهای دیگر نیز شرایط مشابهی گزارش شده است.
یک مخاطب از رشت گفت: «حال بیشتر مردم خوب نیست. بازار کاملا خوابیده و زندگی هر روز سختتر میشود.»
برخی نیز از افزایش شدید قیمت کالاها خبر دادند؛ از جمله شهروندی که گفت قیمت یک پاکت سیگار که قبلا ۶۰ هزار تومان بود، حالا به ۱۲۰ تا ۱۵۰ هزار تومان رسیده و این فقط یک نمونه از گرانیهاست.
به گزارش اورشلیمپست، نیروهای امنیتی اسرائیل یک شبکه جاسوسی مرتبط با جمهوری اسلامی که قصد ترور نخستوزیر پیشین این کشور را داشت، متلاشی کردهاند.
پلیس اسرائیل و سازمان امنیت داخلی (شینبت)، پنجشنبه ۲۰ فروردین، در بیانیهای مشترک از بازداشت یک جوان ۲۲ ساله ساکن حیفا خبر دادند.
این مظنون به انجام ماموریتهایی برای دستگاه اطلاعاتی جمهوری اسلامی، از جمله ساخت بمب با هدف ترور نفتالی بنت، نخستوزیر پیشین اسرائیل، متهم شده است.
جزئیات عملیات و ماموریتهای متهم
واحد ملی مبارزه با جرم و جنایت پلیس اسرائیل و شینبت در مارس ۲۰۲۶ طی یک عملیات مشترک، «آمی گایداروف» ۲۲ ساله را بازداشت کردند.
این فرد طبق نتایج تحقیقات اولیه، از اوت ۲۰۲۵ با یک رابط ایرانی در ارتباط بوده است.
او در ازای دریافت مبالغ مالی هنگفت، ماموریتهای متعددی را برای طرف ایرانی انجام داده است.
مقامات امنیتی اعلام کردند که گایداروف دستور ساخت مواد منفجره را دریافت کرده بود. او همچنین آپارتمانی را در حیفا اجاره کرده و دستگاههای ارتباطی ویژهای را برای تماس با رابطهای خود خریده است.
این مظنون از تمام مراحل کار خود عکس و فیلم تهیه میکرد و آنها را بهعنوان سند انجام کار برای کارفرمایان خود میفرستاد.
او همچنین افراد دیگری را برای کمک در تهیه مواد اولیه و اجرای نقشه ترور استخدام کرده است.
همدستان و آزمایش مواد منفجره
چند مظنون دیگر، از جمله دو نفر به نامهای «سرگئی لیبمن» و «ادوارد شوتیوک»، به ظن همکاری در تهیه مواد خام و پنهان کردن مواد منفجره بازداشت شدند.
این افراد بر اساس گزارش شبکه i24، چندین بار مواد منفجره را آزمایش کردند. یکی از این آزمایشها در یک پناهگاه عمومی زیرزمینی در شهر حیفا انجام شده است.
افزایش جاسوسیها در زمان جنگ
بازجوها اعلام کردند که گایداروف در جریان جنگ با جمهوری اسلامی، وظیفه جمعآوری اطلاعات حساس را بر عهده داشته است.
او از بندر حیفا و محل اصابت موشکها در شمال اسرائیل عکاسی کرده است.
او همچنین ماموریت داشت ملکی را مشرف به بندر حیفا شناسایی و تجهیزات نظارتی را در آنجا نصب کند.
پلیس تایید کرد که این متهم بیش از ۷۰ هزار شکل (واحد پول اسرائیل) از طریق ارز دیجیتال دریافت کرده است. کیفرخواست او و سایر همدستانش در روزهای آینده صادر خواهد شد.
این پرونده آخرین مورد از موج رو به رشد پروندههای جاسوسی مرتبط با تهران است. پروندههای مشابهی از جمله فعالیت دو برادر برای ایران و جاسوسی یک مترجم سابق پلیس پیش از این افشا شده بود.
در پی بالا گرفتن انتقادها از آتشبس دو هفتهای در جنگ اسرائیل و آمریکا با جمهوری اسلامی و بهدنبال لغو وضعیت اضطراری ناشی از جنگ در این کشور، سخنگوی دادگاه رسیدگی به اتهام فساد بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، اعلام کرد که این دادگاه از روز یکشنبه کار خود را از سر میگیرد.
وضعیت اضطراری در اسرائیل که به تعطیلی مدارس و محلهای کار انجامیده بود، شامگاه چهارشنبه و در پی آتشبس لغو شد.
در بیانیه سخنگوی دادگاه که پنجشنبه ۲۰ فروردین منتشر شد، آمده است: «با لغو وضعیت اضطراری و بازگشت سیستم قضایی به فعالیت، جلسات رسیدگی طبق روال عادی از سر گرفته خواهد شد»
در این بیانیه گفته شده است که این جلسات بین روزهای یکشنبه تا چهارشنبه برگزار میشود.
نتانیاهو، نخستین نخستوزیر در حال خدمت اسرائیل است که به ارتکاب جرم متهم شده است. او اتهامات رشوه، کلاهبرداری و نقض اعتماد را که در سال ۲۰۱۹ پس از سالها تحقیقات مطرح شد، رد میکند.
محاکمه نتانیاهو که در سال ۲۰۲۰ آغاز شد و ممکن است به احکام زندان منجر شود، بهطور مکرر بهدلیل تعهدات رسمی او به تعویق افتاده و هنوز زمان پایان آن مشخص نیست.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، نیز با تکرار درخواستهای نتانیاهو از اسحاق هرتزوگ، رییسجمهوری اسرائیل، برای صدور عفو، به تاثیر حضورهای مکرر در دادگاه بر توانایی او برای انجام وظایفش اشاره کرده است.
دفتر هرتزوگ اعلام کرده است که بخش عفوهای وزارت دادگستری نظرات را جمعآوری میکند و آنها را به مشاور حقوقی رییسجمهوری ارائه خواهد داد تا مطابق روال معمول، توصیهای تهیه شود. عفو معمولا در میانه روند محاکمه اعطا نمیشود.
قرار است اسرائیل در ماه اکتبر انتخابات برگزار کند و انتظار میرود ائتلاف نتانیاهو، که راستگراترین دولت در تاریخ اسرائیل را شکست داده، با چالشهایی جدی برای پیروزی روبهرو باشد.
پایان سکوت و همراهی اپوزیسیون
بهدنبال آتشبس در جنگ ایران، رهبران اپوزیسیون اسرائیل و رسانهها که در طول جنگ بهطور همهجانبه از بنیامین نتانیاهو حمایت کرده و به انتقاد از او و دولتش پایان داده بودند، با انتقاد از نتایج جنگ سکوت خود را شکستند.
یائیر لاپید، رهبر اپوزیسیون اسرائیل، چهارشنبه ۱۹ فروردین آتشبس میان آمریکا و جمهوری اسلامی را «فاجعه سیاسی» خواند و گفت اسرائیل حتی هنگام اتخاذ تصمیمهایی که بر هسته اصلی امنیت ملی این کشور تاثیر میگذارد، بر سر میز حضور نداشت.
او افزود: «هرگز در تمام تاریخ ما چنین فاجعه سیاسی رخ نداده است.»
رهبر اپوزیسیون اسرائیل همچنین گفت ارتش اسرائیل هر آنچه از آن خواسته شد انجام داد و مردم نیز پایداری چشمگیری از خود نشان دادند، اما به گفته او، نتانیاهو «از نظر سیاسی شکست خورد، از نظر راهبردی ناکام ماند و حتی به یکی از اهدافی که خود تعیین کرده بود دست نیافت.»
لاپید تاکید کرد: «سالها زمان خواهد برد تا آسیبهای سیاسی و راهبردیای را که نتانیاهو بهدلیل غرور، سهلانگاری و نبود برنامهریزی راهبردی وارد کرد، ترمیم کنیم.»
او این انتقادها را در حالی مطرح کرد که چهارم اسفند ۱۴۰۴ قبل از شروع جنگ بهصراحت گفته بود در صورت جنگ با جمهوری اسلامی، اختلافات داخلی کنار گذاشته میشود و هرگز اجازه تهدید موشکی یا دستیابی ایران به سلاح هستهای داده نخواهد شد.
او گفته بود فارغ از اینکه چه کسی در قدرت باشد، اسرائیل همیشه از خود دفاع میکند و به دشمنانش ضربه میزند.
وبسایت واینت نیز چهارشنبه در گزارشی نوشت در حالی که آتشبس موقت میان جمهوری اسلامی و آمریکا جنگ ششهفتهای را متوقف کرده، ارزیابیها در اسرائیل نشان میدهد نهتنها اهداف کلیدی جنگ محقق نشده، بلکه این کشور ممکن است با محدودیتهای بیشتر و تهدیدهای امنیتی پیچیدهتری در آینده مواجه شود.
به گزارش واینت، اسرائیل پس از پرهزینهترین جنگ تاریخ خود، با هزینهای بین ۵۰ تا ۶۰ میلیارد شکل (۱۶.۲ تا ۱۹.۴ میلیارد دلار) در حدود ۴۰ روز، اکنون وارد مرحلهای از ابهام و نگرانی شده است. تنها چند ساعت پس از اعلام آتشبس، بنیامین نتانیاهو، وزیران دولت و فرماندهان ارشد ارتش سکوت اختیار کردند و شهروندان خبر توقف جنگ را از منابع خارجی دریافت کردند.
بر اساس این گزارش، اهداف اصلی اسرائیل از جنگ، از جمله کنترل اورانیوم غنیشده ایران، سرنگونی نظام حاکم، نابودی توان موشکی بالستیک و قطع حمایت از گروههای نیابتی، هیچکدام بهطور کامل محقق نشدهاند.
این وضعیت، در کنار سکوت مقامات، فضای سردرگمی را در داخل اسرائیل تشدید کرده است؛ بهویژه برای شهروندانی که هفتهها زیر حملات موشکی حکومت ایران به پناهگاهها پناه میبردند و اکنون با پرسشهای بیپاسخ روبهرو هستند.
واینت نوشت در نبود موضعگیری رسمی، برخی نهادهای محلی بهطور مستقل اقدام به تصمیمگیری کردهاند، از جمله بازگشایی مدارس، در حالی که فرماندهی جبهه داخلی هنوز دستورالعمل جدیدی صادر نکرده و محدودیتهای جنگی را لغو نکرده است. همچنین گزارشهای متناقضی درباره ادامه یا توقف عملیات اسرائیل علیه حزبالله در لبنان منتشر شده است.
در شرایطی که مقامات جمهوری اسلامی تهدید کردهاند که در صورت تداوم حملات اسرائیل به مواضع حزبالله لبنان در مذاکرات با آمریکا شرکت نخواهند کرد، ارتش اسرائیل هشدارهای جدیدی را برای تخلیه برخی مناطق بیروت صادر و تاکید کرده است که به حملات خود به حزبالله ادامه خواهد داد.
ارتش اسرائیل پنجشنبه ۲۰ فروردین پیش از حمله احتمالی خود هشدار تخلیه برای حومه جنوبی بیروت که به نام «ضاحیه» شناخته میشود و مقر حزبالله است، صادر کرد.
سرهنگ آویخای آدراعی، سخنگوی ارتش، هشدار داد: «نیروی دفاعی اسرائیل به عملیات و حمله به زیرساختهای نظامی متعلق به سازمان تروریستی حزبالله در سراسر ضاحیه ادامه میدهد. نیروی دفاعی اسرائیل قصد آسیب رساندن به شما را ندارد و بنابراین، برای حفظ ایمنی خود، باید فورا منطقه را تخلیه کنید.»
ارتش اسرائیل با وجود آتشبس با جمهوری اسلامی و علیرغم هشدارهای تهران اعلام کرد که چهارشنبه سنگینترین حملات خود را به حزبالله انجام داده است.
این حملات صدها کشته و زخمی برجای گذاشته و موجب شده است که دولت لبنان اعلام عزای عمومی کند.
ارتش اسرائیل همچنین اعلام کرد که در حملات چهارشنبه به بیروت، علی یوسف حرشی، برادرزاده و از معتمدان نزدیک نعیم قاسم، دبیرکل حزبالله لبنان کشته شده است.
در بیانیه ارتش اسرائیل آمده که حرشی از نزدیکان و مشاوران اصلی نعیم قاسم بود و نقش مهمی در مدیریت و تامین امنیت دفتر او داشت.
ارتش اسرائیل همچنین اعلام کرد که در حملات شبانه، دو گذرگاه اصلی مورد استفاده نیروها و فرماندهان حزبالله برای جابهجایی از شمال به جنوب رود لیتانی هدف قرار گرفت. به گفته این نهاد، این مسیرها برای انتقال هزاران سلاح، راکت و پرتابگر استفاده میشد.
در ادامه این بیانیه آمده است که حدود ۱۰ محل نگهداری سلاح، پرتابگرها و مراکز فرماندهی متعلق به حزبالله در جنوب لبنان نیز هدف قرار گرفته است.
درخواست برخی کشورهای غربی برای توقف حملات
همزمان با تداوم حملات اسرائیل به لبنان، برخی کشورهای غربی از جمله اسپانیا، استرالیا، فرانسه و بریتانیا خواستار توقف این حملات شدند.
کایا کالاس، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا، نیز تاکید کرد آتشبس در جنگ ایران باید لبنان را نیز دربر بگیرد. او افزود حزبالله لبنان را به جنگ کشانده و باید خلع سلاح شود.
همچنین سفیر مصر در بیروت خبر داد تلاشهای گستردهای در جریان است تا لبنان نیز بخشی از توافق آتشبس میان جمهوری اسلامی و آمریکا باشد.
پزشکیان: ادامه حمله به لبنان مذاکره را بیمعنا خواهد کرد
همزمان مقامات جمهوری اسلامی نیز خواستار توقف این حملات شدند و تهدید کردند که در صورت عدم توقف این حملات، در مذاکرات برنامهریزیشده با آمریکا شرکت نخواهند کرد.
مسعود پزشکیان در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «تجاوز دوباره اسرائیل به لبنان نقض آشکار توافق اولیه آتشبس است و این نشانه خطرناکی از فریب و عدم پایبندی به توافقات احتمالی است.»
او افزود: «تداوم این اقدامات، مذاکره را بیمعنا خواهد کرد و دستهای ما بر ماشه باقی است.»
همچنین حساب محمدباقر قالیباف در شبکه ایکس، با اشاره به حملات اسرائیل به لبنان، نوشت: «نقض آتشبس هزینههای مشخص و واکنشهای قوی بههمراه دارد. فورا آتش را خاموش کنید.»
او افزود: «لبنان و کل محور مقاومت، بهعنوان متحدان جمهوری اسلامی، بخش جداییناپذیر آتشبس را تشکیل میدهند.»
قالیباف ادامه داد: «شهباز شریف، نخستوزیر، بهصورت علنی و صریح بر موضوع لبنان تاکید کرد؛ هیچ جایی برای انکار و عقبنشینی وجود ندارد.»
در پی افزایش آمار تلفات حملات ۱۹ فروردین اسرائیل به لبنان، نواف سلام، نخست وزیر لبنان، پنجشنبه ۲۰ فروردین گفت ادارات دولتی تعطیل و پرچمها نیمهافراشته خواهند شد.
