• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

رشد ۱۱۲.۵ درصدی نرخ خوراکی‌ها و آشامیدنی‌ها؛ مرکز آمار تورم اسفند را ۷۱.۸ درصد اعلام کرد

۱۱ فروردین ۱۴۰۵، ۱۷:۱۶ (‎+۱ گرینویچ)

در گزارش اسفندماه مرکز آمار، تورم نقطه‌به‌نقطه به ۷۱.۸ درصد و شاخص قیمت مصرف‌کننده به ۵۴۲.۳ رسید؛ یعنی قیمت‌ها نسبت به سال مبنا، به‌طور متوسط ۵.۴۲۳ برابر شده‌اند.

مرکز آمار ایران گزارش شاخص قیمت مصرف‌کننده اسفند ۱۴۰۴ را منتشر کرد.

این شاخص با پایه سال ۱۴۰۰ برابر ۱۰۰ محاسبه می‌شود؛ یعنی سطح متوسط قیمت کالاها و خدمات در سال ۱۴۰۰ را عدد ۱۰۰ در نظر گرفته‌اند.

حالا در اسفند ۱۴۰۴ این شاخص به عدد ۵۴۲.۳ رسیده است. یعنی قیمت‌ها به طور متوسط ۵.۴۲۳ برابر شده‌ و نسبت به چهار سال پیش (سال مبدا) حدود ۴۴۲ درصد افزایش داشته‌اند.

تورم نقطه‌به‌نقطه (تغییر نسبت به اسفند ۱۴۰۳) به ۷۱.۸ درصد رسیده که ۳.۷ واحد درصد بیشتر از بهمن‌ماه است.

تورم سالانه (دوازده ماه منتهی به اسفند) نیز ۵۰.۶ درصد گزارش شده که نسبت به بهمن‌ماه ۳.۱ واحد درصد بالاتر رفته است.

در گروه عمده خوراکی‌ها، آشامیدنی‌ها و دخانیات، تورم نقطه‌به‌نقطه به ۱۱۲.۵ درصد رسیده که نسبت به بهمن‌ماه (۱۰۵.۴ درصد) افزایش داشته است.

این گروه در اسفندماه تورم ماهانه ۸.۶ درصدی را ثبت کرده، در حالی که در بهمن‌ماه ۱۵.۵ درصد بوده است.

نان و غلات با تورم نقطه‌به‌نقطه ۱۴۰ درصد، گوشت قرمز و سفید و فرآورده‌های آن‌ها با ۱۳۵ درصد، روغن‌ها و چربی‌ها با ۲۱۹ درصد و میوه و خشکبار با ۱۰۴.۲ درصد از جمله زیرگروه‌هایی هستند که بالاترین افزایش قیمت را نسبت به اسفند سال قبل نشان می‌دهند.

سبزیجات و حبوبات ۴۶.۴ درصد و شیر، پنیر و تخم‌مرغ ۱۱۶.۸ درصد افزایش داشته‌اند.

گروه کالاهای غیرخوراکی و خدمات تورم نقطه‌به‌نقطه ۵۰.۴ درصدی را ثبت کرده که نسبت به بهمن‌ماه (۴۹ درصد) اندکی بالاتر رفته است.

در این گروه، مبلمان و لوازم خانگی و نگهداری معمول آن‌ها ۷۲.۸ درصد، کالاها و خدمات متفرقه ۹۰.۴ درصد و حمل‌ونقل ۶۷.۵ درصد نسبت به اسفند ۱۴۰۳ افزایش یافته‌اند.

مسکن، آب، برق، گاز و سایر سوخت‌ها با ۳۴.۹ درصد رشد نقطه‌به‌نقطه، پایین‌ترین افزایش را در میان گروه‌های عمده داشته‌اند.

تورم ماهانه کل کشور در اسفند ۵.۶ درصد بوده که نسبت به بهمن‌ماه (۹.۴ درصد) کاهش داشته است.

تورم ماهانه خوراکی‌ها، آشامیدنی‌ها و دخانیات ۸.۶ درصد و تورم ماهانه کالاهای غیرخوراکی و خدمات ۳.۵ درصد گزارش شده است.

گزارش مرکز آمار شکاف طبقاتی در تورم را نیز نشان می‌دهد. تورم سالانه برای دهک دوم هزینه‌ای (از فقیرترین خانوارها) ۵۴.۲ درصد و برای دهک دهم ۴۹.۲ درصد بوده است.

فاصله تورمی بین دهک‌ها در اسفند به ۵ واحد درصد رسیده که نسبت به بهمن‌ماه (۴.۱ واحد درصد) ۰.۹ واحد درصد افزایش یافته است.

خانوارهای روستایی با تورم نقطه‌به‌نقطه ۸۶.۵ درصدی، بیشتر از خانوارهای شهری (۶۹.۳ درصد) تحت تاثیر قرار گرفته‌اند.

شاخص قیمت در مناطق شهری به ۵۳۱.۸ واحد رسیده که تورم نقطه‌به‌نقطه آن ۶۹.۳ درصد و تورم سالانه ۴۹.۶ درصد است.

در مناطق روستایی، شاخص به ۶۰۶.۲ واحد رسیده؛ تورم نقطه‌به‌نقطه ۸۶.۵ درصد و تورم سالانه ۵۶.۸ درصد گزارش شده است.

این ارقام بر اساس داده‌های رسمی مرکز آمار ایران تهیه شده و نشان‌دهنده ادامه روند افزایشی تورم نقطه‌به‌نقطه در ماه‌های اخیر است.

Banner
Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

آمریکا شبکه‌های مرتبط با پسر علی شمخانی و حزب‌الله لبنان را تحریم کرد
۱

آمریکا شبکه‌های مرتبط با پسر علی شمخانی و حزب‌الله لبنان را تحریم کرد

۲
تحلیل

چرا درآمد ۱۰۰ میلیارد دلاری عوارض تنگه هرمز یک افسانه است

۳

نفوذ جمهوری اسلامی و کارزار جمع‌آوری کمک‌های مالی شیعیان کشمیر پس از کشته شدن خامنه‌ای

۴
تحلیل

وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است

۵

فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

Banner

انتخاب سردبیر

  • ترامپ در راه رسیدن به توافقی بهتر از برجام با چه موانعی روبه‌روست؟
    تحلیل

    ترامپ در راه رسیدن به توافقی بهتر از برجام با چه موانعی روبه‌روست؟

  • اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

    اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

  • وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است
    تحلیل

    وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است

  • فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

    فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

  • سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»
    روایت شما

    سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»

  • هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند
    اختصاصی

    هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند

  • اقتصاد ۱۴۰۵ ایران در یک قدمی دلاریزه شدن

    اقتصاد ۱۴۰۵ ایران در یک قدمی دلاریزه شدن

•
•
•

مطالب بیشتر

شهروندان از موج گسترده بیکاری و فروپاشی کسب‌وکارها می‌گویند

۱۱ فروردین ۱۴۰۵، ۱۴:۴۶ (‎+۱ گرینویچ)

پیام‌های رسیده به ایران‌اینترنشنال از شهرهای مختلف نشان می‌دهد از زمان‌ آغاز جنگ و قطع اینترنت، موج بیکاری، کاهش درآمد و تعطیلی کسب‌وکارها، معیشت بسیاری از خانواده‌ها را به مرز بحران رسانده است.

پیام‌های دریافتی از شهروندان نشان می‌دهد وضعیت نابه‌سامانی که از زمان اعتراضات ۱۸ دی آغاز شده بود، طی یک ماه گذشته شدت بیشتری گرفته است.

گزارش‌های مردمی حاکی از توقف فعالیت کسب‌وکارها، پایین آمدن دستمزدها در برخی‌ مشاغل، تعدیل نیرو و تاخیر شدید در پرداخت حقوق است.

کارگران برخی واحدهای صنعتی می‌گویند با وجود ادامه فعالیت کارخانه‌ها، حقوق و مزایای آنها پرداخت نشده است.

یکی از کارگران یکی از شرکت‌های مشهور پتروشیمی هفتم فروردین برای ایران‌اینترنشنال نوشت که مدیران این مجموعه هنوز حقوق و مزایای اسفند کارگران را پرداخت نکرده‌اند و رییس حراست و معاونت تولید، آنها را تهدید کرده‌ که در صورت اعتراض، به نهادهای اطلاعاتی و امنیتی تحویل داده می‌شوند.

در بخش‌های مختلف اقتصاد نیز رکود به مراتب جدی‌تر از قبل گزارش می‌شود.

به گفته یک شهروند، بسیاری از کسب‌وکارها عملا متوقف شده‌اند، شرکت‌ها با کاهش شدید درآمد مواجه‌اند و روند تعدیل نیرو بطور محسوسی رو به افزایش است.

  • تشدید فضای امنیتی در مناطق شهری هم‌زمان با حملات گسترده به نقاط مختلف ایران

    تشدید فضای امنیتی در مناطق شهری هم‌زمان با حملات گسترده به نقاط مختلف ایران

تعطیلی کسب‌وکارهای وابسته به اینترنت

قطع یا اختلال گسترده اینترنت یکی از عوامل اصلی توقف فعالیت بسیاری از کسب‌وکارها عنوان شده است.

یکی از شهروندان تهرانی نوشت: «یک ماه است اینترنت قطع شده. تا الان ۱۰ میلیون تومان پول فیلترشکن دادم، درحالی‌که سه ماه است بیکارم.»

از شهرهای مختلف نیز گزارش‌هایی درباره تعطیلی فروشگاه‌ها و کسب‌وکارهای آنلاین به دست ایران‌اینترنشنال رسیده است.

یک شهروند از جنوب ایران نوشت: «اکثر جوان‌ها شغل‌های آزاد دارند؛ در شیراز و بندرعباس و قشم و درگهان، از همان اعتصاب گسترده دی بیشتر مغازه‌ها بسته‌اند. شاگردهای این فروشگاه‌ها حالا بیکار و بدون درآمد هستند.»

مخاطبی در پیام مشابهی از ارومیه گفت: «نزدیک به دو ماه است که بیکاریم ... لعنت به جمهوری اسلامی که ما را به این وضعیت انداخت.»

شهروندی از کرج گفت: «کسانی که درآمدشان از آنلاین‌شاپ‌ها بود، همه راه‌های درآمدی خود را از دست داده‌اند.»

افرادی که شغل آنها به آموزش یا خدمات آنلاین وابسته بوده است، بیش از دیگران تحت تاثیر قرار گرفته‌اند.

یک مدرس زبان نوشت: «من و چند نفر از دوستانم مدرس زبان هستیم و به صورت آنلاین تدریس می‌کنیم. الان یک ماه است که هیچ شغلی نداریم و برای مخارج زندگی به مشکل برخورده‌ایم.»

شهروندی دیگر از رشت با اشاره به زمینه شغلی خودش و همسرش در طراحی و‌ب‌سایت، یادآوری کرد از ماه دی با مشکلات زیادی مواجه شده‌اند و‌ دیگر نمی‌توانند جوابگوی کارمندان شرکت خود باشند.

100%

تعدیل نیرو در صنایع مختلف

علاوه بر پیام‌های رسیده به ایران‌اینترنشنال، مطالب منتشر شده در رسانه‌های اجتماعی نیز نشان می‌دهد بخش‌های مختلف اقتصادی از گردشگری تا حمل‌ونقل هوایی نیز تحت تاثیر قرار گرفته‌اند.

یکی از کارکنان حوزه گردشگری در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «شرکتی که در آن کار می‌کردم نزدیک به ۵۰۰ نفر کارمند داشت. از روز اول جنگ همه را فرستادند خانه، حقوق‌های اسفند نصفه و نیمه پرداخت شد و با پایان قراردادها عده زیادی بیکار شدند.»

کارمندان برخی ایرلاین‌ها نیز از قطع پرداخت‌ها خبر داده‌اند.

یکی از مخاطبان ایران‌اینترنشنال نوشت: «در این اوضاع و بسته بودن فرودگاهای کشور، به امثال من که کارمند ایرلاین‌ها هستیم نه حقوق دادند نه عیدی؛ با این شرایط تعدیل نیرو هم می‌کنند.»

شهروند دیگری در پیامی به ایران‌اینترنشنال نوشته: «موج تعدیل نیروها از شرکت‌های خصوصی شروع شده. امروز مطلع شدم دو نفر از دوستانم در تهران از کار بیکار شده‌اند و شرایط اقتصادی‌شان به سرعت در حال وخیم شدن است.»

100%

فشار معیشتی و افزایش هزینه‌ها

افزایش شدید قیمت‌ها نیز فشار مضاعفی بر خانواده‌ها وارد کرده است.

یکی از مخاطبان نوشت: «قیمت‌ها روز به روز بیشتر می‌شود؛ یک کیلو مرغ شده ۲۵۰ هزار تومن، یک کیسه برنج چهار میلیون و یک کیلو گوشت حدود یک میلیون و ۵۰۰ هزار تومان. به خوراک ساده هم نمی‌رسیم، به‌خدا امشب دارم گرسنه می‌خوابم.»

برخی پیام‌ها از ناتوانی در تامین اجاره خانه و هزینه‌های اولیه زندگی حکایت دارند.

یک شهروند تهرانی نوشت: «در این جنگ بیکار شدم و نمی‌دانم چطور قرار است ماه بعد کرایه خانه را بدهم.»

او افزود: «هر وقت صدای موشک را می‌شنوم می‌گویم ای کاش به خانه من هم برخورد کند، من هم بمیرم و از این شرایط راحت شوم.»

خطر اجرای قریب‌الوقوع حکم اعدام پنج معترض دی‌ماه در شرایط جنگی

۱۱ فروردین ۱۴۰۵، ۱۰:۱۲ (‎+۱ گرینویچ)

بر اساس اطلاعاتی که خانواده دو تن از زندانیان معترض محکوم به اعدام در پرونده آتش‌سوزی در پایگاه بسیج خیابان دماوند تهران در اختیار ایران‌اینترنشنال قرار داده‌اند پنج نفر از این هفت زندانی از بند عمومی زندان قزلحصار خارج شده و جهت اجرای حکم به مکانی نامعلوم منتقل شده‌اند.

بنا بر اعلام خانواده‌ها، محمدامین بیگلری، شاهین واحدپرست کلور، ابوالفضل صالحی سیاوشانی، امیرحسین حاتمی و علی فهیم، پنج معترض زندانی‌ هستند که پرونده آنها به اجرای احکام ارجاع شده است.

پرونده این هفت زندانی به شامگاه ۱۸ دی‌ماه و آتش‌سوزی در پایگاه بسیج «۱۸۵ شهید محمود کاوه» در شرق تهران مربوط می‌شود.

بر اساس گزارش‌ها و ویدیوهای اعترافات اجباری منتشر شده در صدا و سیمای جمهوری اسلامی، این افراد نه اقدام به آتش زدن پایگاه کرده‌اند و نه در تخریب وسایل دخیل بوده‌اند، بلکه وارد ساختمان پایگاه بسیجی شده بودند که از سوی افرادی مشکوک درون آن محبوس شدند و سپس ساختمان به آتش کشیده شد تا جان آنان در خطر قرار گیرد.

پیش‌تر شاهدان عینی حاضر در محل به ایران‌اینترنشنال گفته‌ بودند جمعیت معترضان زیادی در شامگاه ۱۸دی‌ماه و در جریان انقلاب ملی علیه جمهوری اسلامی مقابل این پایگاه بسیج تجمع کرده بود و چندین موتورسیکلت در خیابان به آتش کشیده شد.

به گفته شاهدان، برخی افراد مسلح و ناشناس معترضان را به داخل پایگاه هل دادند و در را بستند. آتش و دود گسترده‌ای فضای ساختمان را فرا گرفت و این معترضان عملا در معرض خطر مرگ قرار گرفتند، در حالی که ماموران انتظامی حاضر در محل اقدامی نکردند.

  • گزارش یک پرونده؛ می‌خواستند آنان را در پایگاه بسیج بسوزانند، حالا می‌خواهند اعدامشان کنند

    گزارش یک پرونده؛ می‌خواستند آنان را در پایگاه بسیج بسوزانند، حالا می‌خواهند اعدامشان کنند

یکی از این زندانیان، محمدامین بیگلری، جوان ۱۹ ساله‌ای که در یک سالن پیرایش مردانه کار می‌کند، بلافاصله پس از بازداشت به بند عمومی زندان قزل‌حصار منتقل شد و خانواده‌اش تنها پس از سه هفته از طریق برخی زندانیان آزاد شده از بازداشتگاه متوجه وضعیت او شدند.

بنا بر اطلاعات رسیده به ایران‌اینترنشنال، این هفت زندانی قربانی یک سناریو از پیش طراحی‌شده بوده‌اند؛ نهادهای امنیتی و بسیج قصد داشتند با آتش زدن پایگاه، آنان را مقصر نشان دهند. اما پس از ناکامی در اجرای این طرح، اکنون پنج نفر از آنها با اتهامات واهی «محاربه، افساد فی‌الارض و اجتماع و تبانی بر ضد امنیت» به اجرای احکام ارجاع شده‌اند.

پرونده این زندانیان در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی ابوالقاسم صلواتی رسیدگی و حکم اعدام برای آنان در ۱۸ بهمن‌ماه صادر شده بود. این در حالی است که مدت زمان رسیدگی به پرونده تنها ۳۰روز پس از بازداشت بوده و وکلای مدافع امکان بررسی پرونده و دفاع از متهمان را نداشته‌اند.

قوه قضاییه جمهوری اسلامی همچنین اعلام کرده است که پویا قبادی بیستونی و بابک علیپور، دو زندانی سیاسی، بامداد سه‌شنبه ۱۱ فروردین اعدام شده‌اند. بامداد دوشنبه ۱۰ فروردین نیز اکبر (شاهرخ) دانشورکار و محمد تقوی‌سنگ‌دهی، دو زندانی سیاسی دیگر اعدام شده بودند.

در همین پرونده که چهار زندانی اعدام شدند، وحید بنی‌عامریان و ابوالحسن منتظر نیز در آذرماه ۱۴۰۳ از سوی شعبه ۲۶دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی ایمان افشاری حکم اعدام دریافت کرده بودند.

  • در دومین روز متوالی، دو زندانی سیاسی دیگر اعدام شدند

    در دومین روز متوالی، دو زندانی سیاسی دیگر اعدام شدند

خانواده‌های زندانیان و نهادهای حقوق بشری بارها نسبت به اجرای این حکم در این شرایط هشدار داده‌اند و خواستار توقف فوری آن شده‌اند.

این پرونده‌ها همچنین توجه جامعه بین‌المللی و رسانه‌های جهانی را به خود جلب کرده است، چرا که نشان‌دهنده خطرات صدور احکام اعدام بدون رعایت حقوق اولیه متهمان است.

به نظر می‌رسد در شرایط کنونی، جمهوری اسلامی از فضای تنش‌های جنگی و امنیتی موجود سوءاستفاده کرده و روند اجرای احکام اعدام زندانیان سیاسی را به طور قابل توجهی تسریع کرده است. خطر اجرای حکم اعدام این هفت زندانی در چنین فضایی، جان آن‌ها را در معرض تهدید مستقیم و غیرقابل پیش‌بینی قرار می‌دهد.

در شرایط که بیش از یک ماه از قطع اینترنت در ایران می‌گذرد، امکان اطلاع‌رسانی سریع و دقیق در خصوص وضعیت زندانیان سیاسی در ایران از بین رفته است.

نهادهای حقوق بشری نسبت به این روند هشدار داده‌اند و تاکید کرده‌اند که تسریع اعدام‌ها می‌تواند به یک فاجعه انسانی منجر شود.

در دومین روز متوالی، دو زندانی سیاسی دیگر اعدام شدند

۱۱ فروردین ۱۴۰۵، ۰۹:۰۲ (‎+۱ گرینویچ)

قوه قضاییه جمهوری اسلامی اعلام کرد که پویا قبادی بیستونی و بابک علیپور، دو زندانی سیاسی، بامداد سه‌شنبه ۱۱ فروردین اعدام شده‌اند. بامداد دوشنبه ۱۰ فروردین نیز اکبر (شاهرخ) دانشورکار و محمد تقوی‌ سنگ‌دهی، دو زندانی سیاسی دیگر اعدام شده بودند.

رسانه‌های حکومتی در ایران، اتهام پویا قبادی بیستونی و بابک علیپور را بغی از طریق عضویت در سازمان مجاهدین خلق و حمله به مراکز حساس و اماکن عمومی با استفاده از سلاح گرم منحنی‌زن (لانچر) عنوان کرده‌اند.

سازمان حقوق بشری هه‎‌نگاو گزارش داده است که این دو زندانی سیاسی، بدون اطلاع قبلی به خانواده و وکلا و بدون انجام آخرین ملاقات، به‌طور مخفیانه در زندان قزل‌حصار به دار آویخته شده‌اند.

قبادی بیستونی و علیپور پیشتر در یک پرونده مشترک همراه با سه زندانی دیگر به اتهام بغی از طریق عضویت در سازمان مجاهدین خلق به اعدام محکوم شده بودند. حکم اعدام اکبر دانشورکار و محمد تقوی‌سنگ‌دهی، دو هم‌پرونده‌ای دیگر آنان بامداد دوشنبه در زندان قزل‌حصار اجرا شده بود.

حکم اعدام اکبر دانشورکار، محمد تقوی سنگ‌دهی،‌ بابک علیپور، پویا قبادی بوستانی، وحید بنی‌عامریان و ابوالحسن منتظر در آذرماه ۱۴۰۳ از سوی شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی ایمان افشاری صادر شده بود.

محمد تقوی‌سنگ‌دهی و اکبر (شاهرخ) دانشورکار
100%
محمد تقوی‌سنگ‌دهی و اکبر (شاهرخ) دانشورکار

به‌نوشته رسانه‌های حکومتی در جمهوری اسلامی،‌ «بغی از طریق مباشرت در انجام اقدامات متعدد تروریستی و انفجار‌هایی با هدایت گروهک تروریستی منافقین، استفاده از سلاح پرتابی ـ لانچر، خروج غیرمجاز از کشور، عضویت در گروهک تروریستی منافقین، تشکیل دسته یا جمعیت با هدف به‌هم‌زدن امنیت کشور از طریق ارتباط‌گیری تشکیلاتی و آگاهانه با سرپل‌های نفاق، ارتکاب اقدامات موثر ایذایی در جهت حمایت از گروهک تروریستی منافقین با هدف سرنگونی نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران و تخریب اموال عمومی با استفاده از سلاح لانچر از جمله اتهامات منتسب به محکومین بوده است.»

هه‌نگاو در گزارش خود تاکید کرده است که این زندانیان در دوران بازجویی برای اخذ اعترافات اجباری، تحت شکنجه‌های شدید از جمله ضرب‌وشتم، شوکر، شلاق و تهدید به قتل خانواده قرار گرفته بودند.

براساس این گزارش، پویا قبادی بیستونی ۳۴ ساله و اهل شهرستان سنقر استان کرمانشاه بود. او مهندس برق قدرت، فارغ‌التحصیل دانشگاه کردستان، هنرمند خوشنویس و نوازنده سنتور بود و پیش از این نیز پنج سال زندان را تجربه کرده بود.بابک علیپور ۳۵ ساله، اهل رشت و فارغ‌التحصیل رشته حقوق بود. او از فعالان مدنی و کوهنوردان گیلان بود که به دلیل فشارهای اقتصادی به کار در شالیکاری مشغول بود. مادر، خواهر و برادر او نیز از بهمن ماه سال گذشته بازداشت شده‌اند.

  • جمهوری اسلامی اکبر دانشورکار و محمد تقوی‌ سنگ‌دهی، زندانیان سیاسی، را اعدام کرد

    جمهوری اسلامی اکبر دانشورکار و محمد تقوی‌ سنگ‌دهی، زندانیان سیاسی، را اعدام کرد

هم‌زمان سایت حقوق‌بشری هرانا گزارش داد شامگاه یکشنبه ۱۰ فروردین، نیروهای گارد زندان و ماموران امنیتی با ورود به بند چهار زندان قزلحصار کرج، ۲۲ زندانی سیاسی را با باتوم و ضرب‌وجرح از بند خارج و به مکانی نامعلوم منتقل کردند. بی‌خبری از وضعیت این زندانیان، نگرانی خانواده‌هایشان را افزایش داده است.

هرانا نوشت سعید ماسوری، افشین بایمانی، حمزه سواری، بابک علیپور، علی معزی، وحید بنی‌عامریان، پویا قبادی، میثم دهبان‌زاده، سپهر امام‌جمعه، لقمان امین‌پور، ابوالحسن منتظر، رضا محمدحسینی، آرشام رضایی، حسین رمضانی، احمدرضا حائری، علی یونسی و اکبر باقری از جمله زندانیان سیاسی منتقل‌شده بودند و هویت سایر زندانیان همچنان در دست بررسی است.

از میان زندانیان سیاسی منتقل‌شده، پویا قبادی، بابک علیپور، بامداد سه‌شنبه اعدام شدند و وحید بنی‌عامریان و ابوالحسن منتظر با حکم اعدام مواجه هستند و اکنون جان آنها در خطر جدی قرار دارد.

پیش‌تر در ۲۸ اسفند، جمهوری اسلامی حکم اعدام صالح محمدی، مهدی قاسمی و سعيد داودی، از معترضان بازداشت‌شده در جریان انقلاب ملی ایرانیان، را به اجرا درآورد.

بر پایه بیانیه شورای سردبیری ایران‌اینترنشنال، بیش از ۳۶ هزار و ۵۰۰ نفر در جریان سرکوب هدفمند انقلاب ملی به دستور علی خامنه‌ای، دیکتاتور پیشین ایران، کشته شدند.

جمهوری اسلامی در ماه‌های اخیر، به‌ویژه پس از انقلاب ملی ایرانیان، سیاست‌های سرکوبگرانه خود را به‌طور چشمگیری تشدید کرده و حتی علیه شهروندان حاضر در اعتراضات سراسری دی‌ماه از برچسب «تروریست» استفاده کرده است.

بازداشت‌های خودسرانه، مصادره اموال، برپایی ایست‌های بازرسی و تفتیش دارایی‌های شخصی، ایجاد فضایی شبیه به حکومت نظامی در شهرها، قطع سراسری اینترنت و ایجاد پارازیت بر روی شبکه‌های ماهواره‌ای، از جمله اقداماتی است که حکومت ایران در این راستا به کار گرفته است.

اف‌بی‌آی: مهاجم کنیسه دیترویت تحت تاثیر حزب‌الله بود

۱۰ فروردین ۱۴۰۵، ۲۲:۳۷ (‎+۱ گرینویچ)

همزمان با افزایش نگرانی‌های بین‌المللی از فعال شدن هسته ترور خفته وابسته به جمهوری اسلامی در پی جنگ، اف‌بی‌آی اعلام کرد مردی که ۲۱ اسفند به یک کنیسه در حومه دیترویت حمله کرده بود، تحت تاثیر حزب‌الله لبنان قرار داشت.

به گفته جنیفر رانیان، رییس اف‌بی‌آی در دیترویت، ایمن محمد غزالی، شهروند آمریکایی-لبنانی ۴۱ ساله، پیش از حمله به کنیسه «تمپل اسرائیل» ویدیویی ضبط کرده و گفته بود می‌خواهد «تا جایی که می‌تواند افراد بیشتری را بکشد».

رانیان این حادثه را «یک اقدام تروریستی الهام‌گرفته از حزب‌الله که به عمد جامعه یهودیان و بزرگ‌ترین کنیسه میشیگان را هدف قرار داد» توصیف کرد.

ایمن محمد غزالی که سال ۲۰۱۱ با ویزای مهاجرتی برای همسران خارجی شهروندان آمریکا به ایالات متحده آمده بود، طبق گفته تولسی گابارد، مدیر اطلاعات ملی ایالات متحده، «با یکی از رهبران کشته‌شده حزب‌الله» ارتباط داشت.

ارتش اسرائیل ۲۴ اسفند اعلام کرده بود که ابراهیم محمد غزالی، برادر ایمن، از فرماندهان حزب‌الله بود و یک هفته پیش از حمله ایمن به کنیسه‌ «تمپل اسرائیل» در منطقه وست بلومفیلد تاون‌شیپ، در حملات ارتش اسرائیل به «یک سازه نظامی حزب‌الله که صدها موشک به سمت غیرنظامیان اسرائیلی پرتاب می‌کرد » کشته شده بود.

ایمن محمد غزالی ۲۱ اسفند ۱۴۰۴ با وانت خود به کنیسه اسرائیل حمله کرد. او پیش از کوبیدن ماشین خود به این کنیسه، چند ساعت در پارکینگ منتظر ماند، سپس با وانت فورد خود از درها عبور کرد و وارد راهروی بخش آموزش کودکان شد و یک نگهبان را زیر گرفت. او سپس با نگهبان دیگری تبادل آتش کرد و در نهایت خود را به ضرب گلوله کشت. در این حادثه، هیچ‌یک از ۱۵۰ کودک و کارکنان حاضر آسیب ندیدند.

در خبرهای اولیه اعلام شده بود که مهاجم به ضرب گلوله پلیس کشته شد.

نگرانی از فعال‌ شدن هسته‌های خفته ترور در غرب به دست جمهوری اسلامی

دو روز پیش از اعلام این خبر، نیویورک‌پست در گزارشی به هشدار امنیتی نهادهای فدرال درباره احتمال فعال‌سازی «عوامل از پیش مستقرشده» حکومت ایران اشاره کرده بود. افزایش تنش‌ها میان جمهوری اسلامی با غرب به‌ویژه پس از حملات مشترک ایالات متحده و اسرائیل، نگرانی‌ها از تلافی‌جویی حکومت ایران را از طریق اجرای عملیات تروریستی به‌دست نیروهایی که از پیش در غرب مستقر کرده، افزایش داده است.

به نوشته نیویورک‌پست، این نگرانی وجود دارد که در صورت تشدید تنش‌ها، حکومت ایران به دنبال انجام حملاتی در داخل خاک آمریکا باشد.

شبکه ای‌بی‌سی نیوز نیز ۱۸ اسفند گزارش داده بود که دولت آمریکا به نهادهای مجری قانون در این کشور هشدار داده که ممکن است جمهوری اسلامی در حال فعال کردن سلول‌های خفته تروریستی خود در خارج از ایران باشد.

از ۱۹ اسفند که نخستین حملات آمریکا و اسرائیل با کشته شدن علی خامنه‌ای، رهبر پیشین جمهوری اسلامی، آغاز شد، به‌جز حمله به کنیسه دیترویت، دست‌کم هفت عملیات تروریستی دیگر در اروپا و آمریکا صورت گرفته که احتمال ارتباط آنها با جمهوری اسلامی و گروه‌های نیابتی‌اش در دست بررسی است.

در تیراندازی ۱۱ اسفند در فضای باز یک آبجوفروشی در شهر آستین ایالت تگزاس که به کشته شدن سه شهروند و زخمی شدن ۱۵ نفر دیگر منجر شد، پلیس اعلام کرد که ضارب، مردی اهل سنگال، تی‌شرتی با پرچم ایران به تن داشت و روی آن لباسی با عبارت «متعلق به الله» پوشیده بود.

مقام‌های ایالت تگزاس اعلام کرده‌اند که احتمال ارتباط ضارب با جمهوری اسلامی در دست بررسی است. او که سال ۲۰۰۰ با ویزای توریستی به آمریکا آمده بود، به ضرب گلوله پلیس در محل حادثه کشته شد.

در نمونه‌ای دیگر که ۲۲ اسفند در کنیسه‌ای در روتردام هلند رخ داد، وزیر دادگستری هلند گفت که احتمال دخالت جمهوری اسلامی در دست بررسی است، با این حال تاکید کرد که هنوز به نتیجه قطعی نرسیده‌اند.

انتقام‌جویی به سبک حزب‌الله در دیترویت

به گفته رییس اف‌بی‌آی در دیترویت، در حساب‌های شبکه‌های اجتماعی غزالی، ویدیوها و تصاویری یافت شده که نشان می‌دهد او به انتقام‌جویی و ایدئولوژی حزب‌الله گرایش داشته است.

به گفته او، غزالی چند روز پیش از حمله، کنیسه‌ها و مراکز فرهنگی یهودیان در میشیگان را جست‌وجو و در نهایت «تمپل اسرائیل» را انتخاب کرده بود. او حتی زمان ناهار در این مجموعه را نیز بررسی کرده بود.

در خودروی او مقدار زیادی مواد آتش‌زا از جمله ادوات صنعتی آتش‌بازی‌های و بیش از ۳۰ گالن (حدود ۱۱۳ لیتر) بنزین پیدا شد. هنگام اصابت ماشین او به ساختمان کنیسه در موتور ماشینش حریق رخ داد اما به انفجار یا آتش‌سوزی گسترده منجر نشد.

بر اساس اطلاعات ثبت شده در تماس‌های اضطراری ۹۱۱، همسر سابق غزالی هم‌زمان با حمله به پلیس اطلاع داده بود که او پس از کشته شدن چند نفر از اعضای خانواده‌اش در حمله هوایی اسرائیل به لبنان، دچار آشفتگی شدید و افکار خودکشی شده است.

این حمله هوایی چند روز پس از آغاز جنگ میان ایران، اسرائیل و آمریکا در روز ۹ اسفند رخ داد.

علاوه بر افرادی نظیر ایمن غزالی، مقامات آمریکا نگران افرادی هستند که از سوی جمهوری اسلامی برای انجام عملیات یا اقداماتی وارد آمریکا شده‌اند.

بر اساس داده‌های گمرک و حفاظت مرزی آمریکا که در گزارش نیویورک‌پست به آن استناد شده، شمار ایرانیان رهگیری‌شده بین سال‌های ۲۰۲۲ تا ۲۰۲۵ به حدود ۱۶۵۰ نفر رسیده است.

به نوشته این رسانه، برخی از این افراد از مسیرهایی مانند سائوپائولو در برزیل، یکی از مراکز شناخته‌شده جعل گذرنامه، وارد این مسیرها شده‌اند. با این حال روزنامه نیویورک‌پست نوشت آنچه بیش از همه موجب نگرانی است، تعداد نامشخص افرادی است که ممکن است بدون شناسایی وارد کشور شده باشند.

چرا جمهوری اسلامی زیر بمباران هم مردم را به خیابان می‌خواند؟

۱۰ فروردین ۱۴۰۵، ۲۲:۱۴ (‎+۱ گرینویچ)
•
نعیمه دوستدار

خیابان برای حکومت بر سر کار آمده پس از انقلاب ۵۷، همواره صحنه بازسازی اقتدار، تولید مشروعیت و تقسیم مردم به «وفادار» و «دشمن» بوده است. این روند، اکنون نیز با قدرت در حال پیگیری است تا جایی که از طرفداران، سپری انسانی ساخته است.

در نگاه اول، دعوت حکومت به حضور خیابانی در میانه بمباران و موشک‌باران، رفتاری متناقض و حتی غیرعقلانی به نظر می‌رسد. وقتی آژیر خطر، انفجار، تخلیه شهرها، آوارگی و ترس روزمره بر زندگی مردم سایه انداخته، انتظار طبیعی این است که دولت شهروندان را به پناه گرفتن، کاهش تردد و حفظ جان دعوت کند.

اما جمهوری اسلامی در همین شرایط نه تنها از منطق حفاظت از غیرنظامیان پیروی نمی‌کند، بلکه می‌کوشد خیابان را زنده نگه دارد: از راهپیمایی و مراسم رسمی گرفته تا تشییع‌ها و عزاداری برای رهبر کشته شده، تجمع‌های مناسبتی و نمایش‌های وفاداری.

رسانه‌های رسمی و نهادهای امنیتی بر ضرورت حضور و «ایستادگی» تاکید دارند و فرماندهان امنیتی نیز معترضان احتمالی را به برخوردی در حد «دشمن» تهدید می‌کنند.

این رفتار را نباید صرفا به حساب بی‌مسئولیتی یا بی‌کفایتی گذاشت؛ هرچند هر دو در آن دیده می‌شوند.

مساله در واقع عمیق‌تر است: جمهوری اسلامی در لحظات بحران، بیش از آن که به حفاظت از جامعه فکر کند، به حفاظت از روایت خود می‌اندیشد. خیابان برای این نظام، فقط فضای عمومی نیست؛ صحنه‌ای است که در آن باید به جهان، به رقیب خارجی و مهم‌تر از همه به جامعه ایرانی نشان دهد هنوز «بدنه» دارد، هنوز فرمانش نافذ است و هنوز می‌تواند مردم را به حرکت درآورد.

در شرایطی که حتی برخی ارزیابی‌های بین‌المللی می‌گویند بمباران به خودی‌ خود لزوما به فروپاشی ساختار قدرت در ایران منجر نمی‌شود، حفظ تصویر انسجام داخلی برای حکومت به یک ضرورت امنیتی تبدیل شده است.

  • حکومت‌ها واقعا چگونه فرو می‌پاشند؟

    حکومت‌ها واقعا چگونه فرو می‌پاشند؟

خیابان و کارکرد سیاسی ازدحام

به بیان دیگر، رژیم از مردم نمی‌خواهد به خیابان بیایند چون خیابان امن است؛ از آنان می‌خواهد بیایند چون خیابانِ پر شده، برایش کارکرد سیاسی دارد.

حکومت می‌خواهد دوربین‌ها جمعیت را ببینند، پهپادها ازدحام را ثبت کنند، رسانه‌های رسمی قاب‌هایی از «وحدت ملی» بسازند و دشمن خارجی این پیام را دریافت کند که حملات نظامی هنوز شکاف مرگبار میان دولت و جامعه را به شورش تبدیل نکرده است.

در این منطق، هر بدنِ حاضر در خیابان، نه یک شهروند، بلکه یک نشانه است: نشانه‌ای برای بقا. حتی وقتی این حضور با ترس، اجبار نرم، بسیج اداری، فشار سازمانی یا فقدان امکان امتناع همراه باشد، باز هم در دستگاه تبلیغاتی رژیم به‌عنوان «حمایت مردمی» مصرف می‌شود.

گزارش‌های اخیر از تشییع‌های حکومتی، راهپیمایی‌های مناسبتی و تاکید رسانه‌های رسمی بر «حضور گسترده»، دقیقا در همین چارچوب قابل فهم است.

  • جنگ جمهوری اسلامی با اسرائیل و آمریکا چگونه پایان می‌یابد؟

    جنگ جمهوری اسلامی با اسرائیل و آمریکا چگونه پایان می‌یابد؟

جنگ در دو جبهه

جمهوری اسلامی در چنین لحظاتی دو جنگ را همزمان پیش می‌برد: جنگ بیرونی با دشمن نظامی، و جنگ درونی با مساله مشروعیت.

بمباران، فقط تاسیسات و فرماندهان را هدف نمی‌گیرد و همزمان این پرسش را هم با صدایی بلندتر به میان می‌آورد: آیا حکومتی که نتوانسته از آسمان کشور دفاع کند، هنوز شایسته اطاعت است؟

پاسخ رژیم به این پرسش، نه در قالب پاسخگویی، بلکه در قالب نمایش است. به جای اینکه بپرسد چرا شهروند ایرانی باید زیر موشک جان بدهد، می‌پرسد چگونه می‌توان همین شهروند را به ابزار اثبات «استقامت ملی» بدل کرد.

به همین دلیل است که حکومت، آسیب‌پذیری خود را با بسیج نمادین مردم جبران می‌کند.

خیابان برای جمهوری اسلامی نوعی زره رسانه‌ای است: پوششی برای پنهان کردن شکست‌های امنیتی، شکاف‌های قدرت و جانشینی در راس نظام.

مساله فقط تصویرسازی هم نیست. دعوت مردم به خیابان، یک کارکرد دیگر نیز دارد: بازآرایی دستگاه سرکوب.

در شرایط جنگی، حکومت می‌کوشد مرز میان «شهروند عادی» و «عامل دشمن» را هرچه باریک‌تر و سیال‌تر کند.

وقتی رسما هشدار داده می‌شود کسانی که «در خط دشمن» به خیابان بیایند دیگر معترض تلقی نمی‌شوند بلکه «دشمن» شمرده خواهند شد، حکومت در عمل در حال تغییر رژیم حقوقی اعتراض است: از اعتراض مدنی به شورش امنیتی و از شهروند منتقد به هدف مشروع سرکوب.

  • وحشت جنگ و کابوس بقای استبداد؛ چرا نه گفتن به جنگ همیشه انتخابی اخلاقی نیست؟

    وحشت جنگ و کابوس بقای استبداد؛ چرا نه گفتن به جنگ همیشه انتخابی اخلاقی نیست؟

خیابان؛ صحنه اطاعت یا میدان مجازات

تهدید به تکرار یا حتی تشدید سرکوب خونین قبلی نیز همین معنا را دارد. در چنین وضعی، دعوت به خیابان فقط متوجه نیروهای وفادار نیست. پیامی است به همه جامعه که خیابان یا باید به صحنه اطاعت تبدیل شود یا به میدان مجازات.

از این زاویه، حکومت یک تاکتیک کلاسیک دولت‌های ایدئولوژیک را به کار می‌بندد: تبدیل خطر خارجی به انضباط داخلی.

جنگ برای این نوع حکومت‌ها فقط تهدید نیست؛ فرصت هم هست. فرصت برای تعلیق معیارهای عادی، تشدید امنیتی‌سازی، بستن فضای انتقاد، افزایش بازداشت‌ها، متهم کردن مخالفان به جاسوسی و جا انداختن این گزاره که «اکنون وقت حساب‌کشی نیست، وقت صف‌بندی است».

در روزهای اخیر نیز چند فقره اعدام زندانیان سیاسی، بازداشت ده‌ها نفر به اتهام ارتباط با آمریکا و اسرائیل، همراه با تهدیدهای رسانه‌ای و امنیتی علیه منتقدان داخل و خارج کشور، نشان داده که جمهوری اسلامی از وضعیت جنگی برای بازتعریف مخالف سیاسی به‌عنوان «همدست دشمن» بهره می‌برد.

دعوت مردم به خیابان همچنین تلاشی است برای خنثی کردن یک خطر روانی بزرگ‌تر: سکوت جامعه.

100%

نشانگان خیابان خالی

برای حکومت‌های اقتدارگرا، خیابان خالی فقط نشانه ترس مردم نیست. نشانه تنهایی حکومت است. نظامی که سال‌ها مشروعیت خود را با راهپیمایی‌های رسمی، تشییع‌های عظیم و حضورهای سازمان‌دهی‌شده نشان داده، خوب می‌داند خیابان بی‌جمعیت در لحظه جنگ می‌تواند از هر بیانیه‌ای رسواتر باشد.

خیابان خالی به معنای آن است که حتی در لحظه «تهاجم خارجی» نیز جامعه حاضر نیست خود را با دولت یکی بداند. به همین دلیل، رژیم برای پر کردن خیابان نه فقط با انگیزه ایدئولوژیک، بلکه از سر وحشت از خلأ عمل می‌کند؛ خلأیی که می‌تواند معنای سیاسی و حتی تاریخی پیدا کند.

در این میان، نباید فراموش کرد که این سیاست از منظر انسانی نیز ماهیتی عمیقا ابزاری دارد.

حکومتی که مردمش را در معرض خطر مستقیم نگه می‌دارد تا از حضور آنان مشروعیت نمادین استخراج کند، در واقع شهروند را نه سوژه صاحب حق، بلکه ماده خام قدرت و سپر انسانی می‌بیند.

جان مردم در این منطق، ارزشی ذاتی ندارد؛ ارزشش تابع کارکرد سیاسی آن است. اگر در خانه بمانند، «منفعل» یا «مرعوب»اند؛ اگر به خیابان بیایند، «امت مقاوم»اند؛ و اگر اعتراض کنند، «عامل دشمن». این همان سه‌گانه‌ای است که در آن هیچ جایگاهی برای شهروند مستقل، منتقد و خواهان بقا باقی نمی‌ماند.

حتی وقتی مردم صرفا می‌خواهند زنده بمانند، حکومت از آنان وفاداری نمایشی مطالبه می‌کند، چون بیش از جان مردم، از فروریختن هیبت خود می‌ترسد.

او می‌داند جنگ می‌تواند ناتوانی‌اش را برهنه کند، شکافش با جامعه را آشکارتر سازد و پرسش مشروعیت را بی‌رحمانه‌تر از همیشه به میان آورد. پس می‌کوشد با گردآوردن بدن‌ها در خیابان، تصویری از اقتدار بازسازی کند. تصویری که هم برای مصرف داخلی لازم است و هم برای پیام‌رسانی خارجی.

اینجا خیابان نه محل همبستگی ملی، بلکه ابزار کنترل ادراک است و درست به همین دلیل، باید در برابر این روایت ایستاد: حضور مردم در خیابان لزوما نشانه رضایت یا حمایت نیست؛ چه بسا نشانه اجبار، ترس، بی‌پناهی، عادت، یا حتی تلاش برای گریز از اتهام باشد.

حکومت می‌خواهد خیابان را به رفراندوم وفاداری تبدیل کند، اما واقعیت جامعه ایران بسیار پیچیده‌تر، زخمی‌تر و چندپاره‌تر از آن است که در قاب دوربین‌های رسمی جا بگیرد.

آنچه امروز در ایران دیده می‌شود، نه وحدت یک ملت پشت حکومت، بلکه تلاش حکومتی محاصره‌شده برای قرض گرفتن مشروعیت از مردمی است که سال‌هاست از او فاصله گرفته‌اند.